بر اساس نرخهای اعلامی، دلار در تالار اول که یک روز قبل در محدوده ۸۴ هزار و ۸۳۳ تومان قرار داشت، روز دوشنبه ۱۵ دی به ۱۲۸ هزار و ۶۴۷ تومان رسید؛ افزایشی کمسابقه که عملاً این تالار را همسطح تالار دوم قرار داد. همین اتفاق، فاصله نرخ رسمی و بازار آزاد را نیز به شکل محسوسی کاهش داد؛ بهگونهای که شکاف میان دلار مرکز مبادله و بازار آزاد به حدود ۱۰ هزار تومان رسید.
در بازار آزاد نیز دلار در محدوده ۱۴۰ هزارتومان تومان معامله شد؛ رقمی که نشان میدهد سیاستگذار پولی در حال نزدیک کردن نرخها به یکدیگر است و عملاً دلار در اقتصاد ایران در آستانه تکنرخی شدن قرار گرفته است. همزمان، نرخ دلار در تالار دوم مرکز مبادله نیز به ۱۳۲ هزار و ۵۰۰ تومان رسید؛ نشانهای روشن از همگرایی نرخها در بازار رسمی.
دولت و بانک مرکزی، تکنرخی شدن ارز را راهی برای حذف رانت، افزایش شفافیت و پایان دادن به نظام چندنرخی میدانند؛ ساختاری که سالها یکی از گرههای اصلی اقتصاد ایران بوده است. وزیر اقتصاد با اشاره به مصوبه ۱۷ بندی مدیریت بازار ارز اعلام کرده بود که در نهایت تالارهای مرکز مبادله در یک بازار واحد ادغام خواهند شد؛ بازاری که نه کاملاً شناور، بلکه تحت مدیریت بانک مرکزی فعالیت میکند.
با این حال، آنچه نگرانیها را تشدید کرده، همزمانی این جهش ارزی با حذف ارز ترجیحی و انتقال کالاهای اساسی به تالار دوم مرکز مبادله است؛ اقدامی که بهطور طبیعی هزینه تأمین این کالاها را افزایش میدهد و اثر آن دیر یا زود در سبد مصرفی خانوارها نمایان خواهد شد. هرچند دولت برای کاهش فشار، اجرای بستههای حمایتی مانند پرداخت کالابرگ ماهانه یک میلیون تومانی را در دستور کار قرار داده، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند این اقدامات بهتنهایی برای خنثیسازی تبعات شوک ارزی کافی نیست.
تجربههای پیشین اصلاحات ارزی نشان میدهد که اگر این سیاستها بدون کنترل تورم، تقویت قدرت خرید و ایجاد سپرهای حمایتی پایدار اجرا شوند، بیشترین فشار متوجه دهکهای متوسط و پایین خواهد شد. از همین رو، دغدغه اصلی اکنون نه صرفاً تکنرخی شدن ارز، بلکه «چگونگی» و «سرعت» اجرای آن است؛ اینکه آیا اقتصاد کشور آمادگی تحمل این تغییر را دارد یا نه.
با این اوصاف دولت و بانک مرکزی در نقطهای تعیینکننده قرار گرفتهاند. تکنرخی شدن ارز میتواند گامی ضروری برای اصلاح ساختار اقتصادی باشد، اما اگر این مسیر با جهشهای ناگهانی و بدون ملاحظات معیشتی طی شود، خطر تبدیل اصلاح ارزی به بحران وجود دارد. پرسش اصلی اینجاست: دلار قرار است بهتدریج آرام بگیرد یا با ضربههای ناگهانی، فشار تازهای بر زندگی مردم وارد کند؟ پاسخ به این پرسش، نه در وعدهها، بلکه در عملکرد روزهای آینده مشخص خواهد شد.