این مفهوم بیان قابل درکی از سوژه است که سالها در محاوره میان مردم به زبان معیار حکمرانی تبدیل شده است. این جملات را از آن جهت بازگو میکنم که فاصله نگریستن یک رئیسجمهور با مردم به حداقل رسیده و کسی با زبان عام درباره مشکلات میگوید که در گذشته به رغم این تلاش از سوی برخی روسای جمهوری، چنین عادی و همگرایانه به نظر نمیرسید. نکته دیگر سخنان او در چابهار به مسئله ورود مردم و مشارکت آنها در حوزههای اقتصادی اختصاص داشت . او تلاش میکند با همین زبان ایجاد مفاهیم مشترک و ادبیات مد نظر را در راستای انگیزه و هدایت مردم به سوی مشارکت اقتصادی تقویت کند.اما آنچه رئیسجمهور در بیان و نیت برای مردم بازگو میکند با آنچه که در سطح کلان اتفاقات سیاسی – اجتماعی در جریان است تفاوتهایی دارد که نمیتوان به امید نادیده گرفتن آنها راهگشایی کرد یا بیتوجه به گروههایی که در قبال هر گشایشی سد میشوند انتظار حرکت مردم را داشت. به عبارتی باید گفت که ایران امروز در شرایطی اداره میشود که سیاستهای رسمی و غیررسمی آن در دو جهت متفاوت قرار گرفتهاند. سیاستهای رسمی که بیشتر دولت را در بر میگیرد به شکل کاملا معناداری میخواهد به تحقق برنامهها و اهداف تعیین شده بیندیشد، اما سیاستهای غیررسمی بسیاری وجود دارند که دقیقا آثار این سیاستها را خنثی و گاهی بلاموضوع میکنند. این سیاستهای غیررسمی از کجا و با چه منشا و مبنایی در جریان اداره امور قرار میگیرند، موضوعی است که باید به تفصیل به آن پرداخته شود.حضور گروههای ذینفع، مدافعان محدودیت و طرفداران شرایط موجود را اصولا کسانی تشکیل میدهند که در همین وضعیت توانستهاند شبکههای اقتصادی خود را بگسترند و در همه نوع مراوده اقتصادی دست بیندازند. این گروه میوه محدودیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را میچینند، میوهای که به قیمت خشک شدن برگ و بار آینده اقتصادی ایران به سبد آنها ریخته میشود. پرواضح است در چنین شرایطی است که میدان فعالیتهای طبیعی و مرسوم اقتصادی و تلاش همگانی برای رسیدن به توسعه کاهش مییابد. بنابراین دولت چهاردهم راهی ندارد جز اینکه اصلاحات خود را با اولویت حذف اینگونه رفتارهای شکننده در امر توسعه آغاز کند. رسیدگی به بنگاهداری بانکها که تبدیل به شبکهای موثر در تولید و هدایت پول شدهاند، تعیین تکلیف سیاست خارجی ایران بر اساس یک سیاست مدون و غیرقابل تغییر در مدت زمان مشخص، ایجاد فضای گفتوگو، تعامل در داخل و میزهای مشورتی با نخبگان در سایه امنیت ابراز عقیده و آزادی بیان و ایجاد سازوکارهای نزدیک شدن دانشگاه به اقتصاد ایران و استفاده از نظرات جدید در حوزه تکنولوزی و خدمات فناورانه از راهکارهای بسیار موثری است که باید به جای جلسات مکرر هیئت دولت و هماندیشی دولت با دولت و افراد حاکمیتی مد نظر باشد. وارد کردن مردم به عرصه اقتصاد تنها با ابراز اهمیت موضوع قابل حل نیست، بلکه دولت باید خود را به عرصه مردمی و دانشگاهی کشور نزدیک کند. تصمیمگیری بر اساس نظر دولتمردان دیگر در دنیا منسوخ شده است. مراکز تولید علم این توان را یافتهاند که به عنوان بخش خصوصی دولت را هدایت کنند و دولتمردان مجریان این دستورالعملها باشند. در ایران نیز به دلیل نبود احزاب قوی و کارآمد که بتوانند نظرات سیاسی و اقتصادی خود عرضه کنند، راهکار نهایی راهاندازی انجمنهای علمی و دانشگاهی است که هدایت نظری دولتها را بر عهده بگیرند.
جعفر رضایی – مدیرمسئول