وقتی اعداد بدون توضیح دقیق بازه زمانی، میزان تحقق و سهم واقعی از سرمایه ثبتشده ارائه میشوند، آمار به جای اینکه ابزار تحلیل و برنامهریزی باشد، به ابزاری برای روایتسازی تبدیل میشود. نمونههای مشابه در بازار مسکن، تورم، نرخ بیکاری و شاخصهای تولید، نشان میدهد که اقتصاد ایران در بسیاری از حوزهها فاقد دادههای منسجم، قابل اعتماد و بهموقع است. این خلأ آماری، نه تنها تصویر دقیق وضعیت اقتصادی کشور را مخدوش میکند، بلکه باعث میشود تصمیمگیریها و سیاستگذاریها در شرایط عدم قطعیت انجام شود و فرصتهای توسعه پایدار از دست برود.
در دنیای امروز، دادهها شاهرگ اصلی سیاستگذاری و توسعه اقتصادی هستند. شاخصهای دقیق و قابل اعتماد به سیاستگذاران کمک میکنند تا منابع محدود را بهینه تخصیص دهند، ریسکها را مدیریت کنند و اقدامات اصلاحی لازم را به موقع انجام دهند. وقتی دادهها ناقص، دیرهنگام یا غیرشفاف باشند، تصمیمگیریها بر پایه حدس و گمان انجام میشوند و این میتواند به تورم، نارضایتی عمومی، بحرانهای اجتماعی و کاهش اعتماد سرمایهگذاران منجر شود. اقتصادی که نتواند وضعیت خود را با دادههای روشن و قابل راستیآزمایی توصیف کند، ناچار به اتکا بر روایتها و آمارهای تبلیغاتی است. این روایتها ممکن است در کوتاهمدت آرامش نسبی ایجاد کنند، اما جایگزین تحلیل دقیق و سیاستگذاری هدفمند نخواهند شد. بدون دادههای معتبر، سیاستهای اقتصادی نمیتوانند اثربخش باشند و هر اصلاحی که انجام میشود، ناپیوسته و محدود خواهد بود.
در مقابل، کشورهایی که ساختار آماری منسجم و شفاف دارند، میتوانند سیاستگذاریهای هدفمند و اصلاحات ساختاری را به موقع اجرا کنند. دادههای دقیق، زمینهساز برنامهریزی طولانیمدت، جذب سرمایه داخلی و خارجی و ایجاد محیط کسبوکار شفاف و پیشبینیپذیر هستند. شفافیت آماری، اعتماد سرمایهگذاران و مردم را افزایش میدهد و امکان ارزیابی واقعی اثر سیاستها را فراهم میکند. اقتصاد بدون دادههای قابل اعتماد، مانند حرکت در مه غلیظ است؛ هزینه تصمیمات اشتباه دیر یا زود به کل جامعه تحمیل میشود و فرصتهای رشد و توسعه از دست میرود. تنها با جمعآوری، انتشار منظم و شفاف دادهها و استفاده از آنها در فرآیندهای تصمیمگیری، میتوان کشور را در مسیر توسعه پایدار قرار داد و از ظرفیتهای واقعی اقتصاد بهرهبرداری کرد.
حمیدمیرزایی نژاد-صاحب امتیاز