تحلیل جامعهشناسان و کارشناسان اجتماعی حاکی از آن است که هر دو دیدگاه تا حدی به حقیقت نزدیکاند؛ اما آنچه بیش از همه اهمیت دارد، درک این واقعیت است که فشار اقتصادی و ناکارآمدی مدیریت، موتور اصلی شکلگیری چنین اعتراضاتی بوده است.
اظهارات اخیر مسعود پزشکیان در مراسم تجدید میثاق و انتقادات حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین، بر ضرورت شنیده شدن صدای مردم و اصلاح شیوه حکمرانی تأکید دارند. پزشکیان صراحتاً گفته است که باید صدای مردم را بشنویم و بر اساس آرمانهای انقلاب و اهداف امام راحل حرکت کنیم. روحانی نیز هشدار داده است که ادامه نادیده گرفتن مطالبات، اعتماد عمومی را کاهش میدهد و زمینه بیاعتمادی و رویگردانی اجتماعی را تقویت میکند.
تجربه اعتراضات دیماه و رخدادهای مشابه در سالهای گذشته، از جمله اعتراضات سال ۱۴۰۱ که با موضوع حجاب آغاز شد، نشان میدهد که آثار تصمیمات دولتی، صرفاً در قالب شاخصهای اقتصادی ظاهر نمیشوند، بلکه به شکل نارضایتیهای اجتماعی و بحرانهای اعتماد عمومی بروز میکنند. حذف ارز ترجیحی در سال ۱۴۰۱ و سال جاری نمونهای روشن از این فرآیند است؛ سیاستهایی که به جای حل مشکلات، شوک اقتصادی وارد و اعتراض را به یک مطالبه عمومی تبدیل کردند.
جامعهشناسان بر این باورند بستن مسیر گفتوگو نه تنها به خاموش شدن صورت مسئله منجر نمیشود، بلکه باعث افزایش فاصله میان دولت و مردم خواهد شد. در مقابل، بازخوانی ساختار حکمرانی، ایجاد کانالهای واقعی گفتوگو و اصلاحات ملموس در حوزه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، میتواند راهگشا باشد. به عبارت دیگر، پاسخگویی به مطالبات مردم و توجه به عدالت اجتماعی و معیشتی، نه تنها به کاهش فشار اجتماعی کمک میکند، بلکه انسجام ملی را نیز تقویت خواهد کرد.
در شرایط فعلی ایران با تحریمهای اقتصادی و فشارهای جنگی مواجه است؛ وضعیتی که بدون وحدت و انسجام ملی، کشور را در معرض مخاطرات جدی قرار میدهد. جامعهشناسان و تحلیلگران سیاسی بر این نکته تأکید دارند که تنها راه عبور از این وضعیت، بازگشت به مشارکت فعال مردم در فرآیندهای تصمیمگیری، گفتوگوی ملی بدون سانسور و ایجاد اصلاحات ساختاری در سیاستگذاری اقتصادی و حکمرانی است. اصلاحاتی که بتواند با کاهش فشار معیشتی، اعتماد عمومی را بازسازی کند.
بنابراین، پیام واضح دیماه برای سیاستگذاران و مسئولان این است: شنیدن صدا و مطالبات مردم، اصلاحات واقعی و ملموس، و ایجاد فضای گفتوگو و مشارکت اجتماعی، تنها مسیر ممکن برای کاهش تنش، بازسازی اعتماد و حفظ انسجام ملی است.
سرنوشت ایران در شرایط پرتنش فعلی، به میزان توجه به خواستههای مردم، اصلاح سیاستها و ایجاد پلهای اعتماد میان حکمرانی و جامعه بستگی دارد؛ رویکردی که میتواند کشور را از تکرار چرخه بحران خارج کند و زمینهساز توسعه پایدار و عدالت اجتماعی شود.
جعفررضایی-مدیرمسئول