هوش مصنوعی، اتوماسیون و فناوریهای دیجیتال، بسیاری از شغلهای تکراری و روتین را کاهش میدهند، اما همزمان مشاغل جدیدی خلق میکنند که ترکیبی از مهارتهای فنی، دانش دیجیتال و تواناییهای تحلیلی و خلاقانه را طلب میکنند. این تحولات نشان میدهد که آینده کار نه بر پایه موقعیت شغلی فعلی، بلکه بر اساس توانایی یادگیری و انعطافپذیری افراد شکل خواهد گرفت. مهارتهای فنی و دیجیتال دیگر یک گزینه نیست؛ بلکه پیششرط بقا و موفقیت شغلی محسوب میشوند.
اما تحول بازار کار، صرفا مسئلهای فردی نیست؛ سیاستگذاری هوشمندانه و حمایتهای نهادی نقش تعیینکنندهای دارند. دولتها و سازمانها باید با رویکردی پیشنگرانه، زیرساختهای آموزش مهارتی و فناوری را توسعه دهند و مسیرهای دسترسی به آموزشهای کاربردی و بهروز را تسهیل کنند. همچنین همکاری میان بخش خصوصی و دولتی، طراحی بستههای آموزشی مبتنی بر نیاز واقعی بازار و ایجاد استانداردهای مهارتی، از ضرورتهای کلیدی است. بدون این اقدامات، شکاف مهارتی میان آنچه بازار نیاز دارد و توانایی نیروی کار، به یک بحران گسترده تبدیل خواهد شد.
بازارها نیز در این شرایط به سرعت متحول میشوند. کسبوکارها ناچارند مدلهای سنتی استخدام و آموزش را بازنگری کنند و سرمایهگذاری در توسعه مهارتهای کارکنان را جزو اولویتهای استراتژیک خود قرار دهند. سازمانهایی که زودتر مهارتهای دیجیتال و فناوری را در نیروی انسانی خود نهادینه کنند، نه تنها انعطافپذیری بیشتری در برابر تغییرات خواهند داشت، بلکه توان رقابتی بالاتری نیز کسب خواهند کرد.
عبور موفق از این دوره گذار، نیازمند نگرش بلندمدت و ترکیبی از آموزشهای فنی، مهارتهای نرم و آمادگی برای فناوریهای نوین است. کشورها و سازمانهایی که این مسیر را نادیده بگیرند، در آینده با نیروی کار ناکافی و بازارهایی ناکارآمد مواجه خواهند شد. اما آنهایی که مهارتآموزی را محور سیاستگذاریهای خود قرار دهند، میتوانند نه تنها از مزایای هوش مصنوعی بهرهمند شوند، بلکه بازار کار خود را به سمت پویایی، انعطاف و رشد پایدار هدایت کنند.
حمیدمیرزایی نژاد-صاحب امتیاز