*۱۴ درصد؛ عددی که پایتخت را لرزاند
تا ۲۱ تیرماه، موجودی مخازن سدهای تهران تنها به ۱۴ درصد ظرفیت رسیده است. عددی که معنای آن فقط در یک کلمه خلاصه میشود: کمآبی. در شرایطی که به گفته بهزاد پارسا، مدیرعامل آب منطقهای تهران، تهران برای پنجمین سال متوالی با کاهش بارندگی مواجه بوده، حالا هیچ چیز، حتی اردیبهشت بهاری، نتوانسته به داد مخازن برسد: «در اردیبهشتماه، نسبت به میانگین بلندمدت، ۹۱ درصد کمتر بارش ثبت شده است.»
میزان بارش در سال آبی جاری فقط ۱۵۳ میلیمتر بوده؛ یعنی کاهش ۴۴ درصدی نسبت به میانگین بلندمدت. این نه فقط یک افت ساده، که نشانهای از تداوم خشکسالی ساختاری است. کارشناسان میگویند بارندگی مؤثر دیگر یک استثناست، نه قاعده. آبخوانها فروکش کردهاند، قناتها خشکانده شدهاند، و اکنون نوبت به سدها رسیده است.
*آب نیست، آهسته مصرف کنید
در میانه این خشکی ممتد، وزیر نیرو به زبان حافظ و تدبیر متوسل میشود:«چو دخلت نیست، خرج آهستهتر کن.»او میگوید: «الان آب هم نیست، باید آهسته مصرف کنیم، تا دوام بیشتری داشته باشیم.» این لحن ساده یا صمیمی، بستگی به دیدگاه شما دارد. برای برخی شاید تلاش برای جلب مشارکت عمومی باشد؛ برای برخی دیگر، اعترافی غیرمستقیم به بیبرنامگی. اما آنچه روشن است حالا سخن از تغییر سبک زندگی است. دیگر نه توصیه، بلکه درخواست. نه آمار، بلکه ضرورتهایی است که باید همه را در یک تحول مصرف قرار دهد. در این میان، طرحهایی در حال اجراست. به گفته مسئولان، ۱۹۲ پروژه مدیریت تنش آبی در حال اجراست. هزار پروژه برق نیز بهزودی اجرا میشود. اما آیا اینها کافی است؟
*بحران ملی؛ روایتی فراتر از تهران
وضعیت تهران، تنها گوشهای از یک بحران ملی است. در سراسر کشور، منابع آب تجدیدپذیر از ۱۳۲ میلیارد مترمکعب در دهه ۷۰، به زیر ۹۰ میلیارد رسیدهاند. در همین حال، مصرف بیوقفه بالا رفته است؛ چه در کشاورزی، چه در شرب، چه در صنعت. آخرین دادهها نشان میدهد که تنها ۴۶ درصد ظرفیت مخازن سدهای کشورلبریز است و ۱۸ سد مهم، کمتر از ۲۰ درصد حجم ذخیره دارند.سادهتر بگوییم: بیش از نیمی از سدهای کشور، نصفهخالیاند. بیش از ۵۰ شهر ـ از جمله تهران ـ در وضعیت «تنش آبی» قرار گرفتهاند. این اصطلاح فنی، به معنای آن است که فاصلهای اندک تا ناتوانی در تأمین آب شرب وجود دارد.
*مسئله، فقط باران نیست
اما آیا همه چیز فقط تقصیر آسمان است؟ نه دقیقاً. دادهها میگویند میانگین دمای ایران در ۵۰ سال گذشته ۱.۶ درجه سانتیگراد بالا رفته؛ نشانهای از تغییر اقلیم. در کنار آن، هدررفت شبکه آبرسانی، الگوی کشت نادرست، مصرف خانگی بالا و عدم بازچرخانی فاضلاب، بحران را تعمیق کردهاند. تغییر اقلیم، مسئول است؛ اما سیاستهای آبی ناکارآمد نیز بیتقصیر نیستند.
*صرفهجویی، آخرین امید
حالا همهچیز به یک واژه ختم میشود: صرفهجویی. مدیران میگویند کاهش ۲۰ درصدی در مصرف آب خانگی میتواند وضعیت را به حالت پایدار بازگرداند. اما این کاهش داوطلبانه، نیاز به «اعتماد» دارد؛ به اینکه مردم بدانند اگر کمتر مصرف کنند، منابع موجود عادلانه توزیع میشود و پشت صحنه بیبرنامه بودن و آسودگی از شرایط در کار نیست. برای گذار از این بحران، صرفاً پروژههای فنی کافی نیست. نیاز به یک «رویکرد ملی» است؛ تقویت حکمرانی آب، اصلاح ساختار تخصیص منابع، ارتقای شبکههای فرسوده و بازچرخانی گسترده آب. این رویکرد باید بهجای تکیه بر انضباط بیرونی، از دل فرهنگ عمومی و اعتماد اجتماعی برآید.
*تهران، آینه تمامنمای بحران آینده
بحران آب در تهران فقط یک زنگ خطر زیستمحیطی نیست؛ این بحرانی است که هم معیشت را تهدید میکند، هم سلامت، هم امنیت، و هم همبستگی اجتماعی را. در جامعهای که تابستانش با خاموشی و قطعی آب و خشکی پشت سدها آغاز شده، اگر امروز «آب» بهعنوان یک اولویت ملی بازتعریف نشود، فردا خیلی دیر خواهد بود. تهران دیگر فقط با گرما نمیسوزد. تهران تشنه است. تشنه تدبیر.