توفیق خدمت به کشور در هر لباس و عرصه ای، موهبتی است که نصیب افراد متعهد و متخصصی می شود که برای سازندگی کشور خود کمر همت بسته و مردانه در عرصههای سازندگی و توسعه زیرساختهایی که مطالبات به حق هموطنان عزیز را به دنبال دارد، تلاش می کنند.این حضور همواره با مشکلات و چالش هایی روبرو است اما از آنجا که این عده به دور از هرگونه حاشیه ای تنها به عمران و آبادانی می اندیشند و خود را بعنوان یک آبادگر وقف سازندگی و خدمت به خلق کرده اند، تمامی ناملایمات و سختی ها را پشت سر گذاشته و کارنامه ای درخشان از خود به جا گذاشته اند.
شرکت سپید آراد خزر از جمله شرکت های برتر و فعال در استان مازندران است که باسکانداری دکتر مجید دهبندی تجربه فعالیت در عرصههای عمرانی را دارد، خدمات ارزنده و شایسته ای به انجام رسانده است.
اجرای پروژه های خاص در بهترین زمان ممکن، ایجاد صدها شغل مستقیم برای هموطنان عزیز و فعالیت بدون حاشیه در کنار حضور مستمر در عرصه های آبادانی، بدون خستگی از مشکلات پیش رو تنها بخشی از اقدامات این شرکت است که باعث شده تا نام این شرکت در فهرست برترین شرکتهای پیمانکاری قرار گیرد.حضور متعهدانه در کنار تخصص مثال زدنی نام شرکت سپید آراد خزر را به قدری پرآوازه کرده که مسوولان استان این شرکت را به عنوان بازوان اجرایی خود پذیرفته و اجرای پروژه های ملی را با خاطری آسوده به دست آنها می سپارند .برای آشنایی بیشتر با چگونگی عملکرد شرکت سپید آراد خزر گفت و گوی عصررسانه با دکتر مجید دهبندی مدیرعامل این مجموعه توانمند و متعهد از منظر نگاهتان می گذرد.
توسعه زیرساختهای گازرسانی
شرکت سپید آراد خزر امروز بهعنوان یکی از چهار شرکت برتر همکار شرکت گاز استان مازندران شناخته میشود؛ شرکتی که مسیر رشد و تثبیت خود را با تکیه بر مدیریت جوان اما پرتجربهای طی کرده است.
آغاز یک مسیر خانوادگی؛ تأسیس در سال ۱۳۹۳
شرکت سپید آراد خزر در سال ۱۳۹۳ پایهگذاری شد. بنیانگذار اولیه این مجموعه، پدر مدیرعامل فعلی بوده است؛ اما ورود جدی شرکت به حوزه فعالیتهای اجرایی صنعت گاز استان مازندران به سال ۱۳۹۸ بازمیگردد. از همان سال، مدیریت اجرایی شرکت بهصورت کامل بر عهده دکتر دهبندی قرار گرفت؛ مدیری متولد سال ۱۳۷۲ که با وجود سن نسبتاً جوان، طی شش سال گذشته سکان هدایت مجموعهای فعال و اثرگذار در سطح استان را در اختیار داشته است.این دوره ششساله را میتوان دوران تثبیت، توسعه و افزایش دامنه فعالیتهای شرکت دانست؛ دورانی که سپید آراد خزر توانست جایگاه خود را در میان پیمانکاران فعال شرکت گاز استان مازندران تثبیت کند و بهعنوان یکی از مجموعههای قابل اتکا شناخته شود.
تمرکز کامل بر مازندران؛ از گلوگاه تا تنکابن
راهبرد اصلی شرکت سپید آراد خزر در این سالها، تمرکز حداکثری بر جغرافیای استان مازندران بوده است. دامنه فعالیتهای اجرایی شرکت، تمام استان را از شرق تا غرب، از گلوگاه تا تنکابن و همچنین روستاهای پیرامونی دربرگرفته است. در این مسیر، همکاری شرکت بهصورت انحصاری با شرکت گاز استان مازندران تعریف شده و هیچگونه پراکندگی فعالیت در سایر استانها یا ارگانها در دستور کار قرار نگرفته است.این تمرکز جغرافیایی و سازمانی، به شرکت امکان داده تا شناخت دقیقی از شرایط اقلیمی، توپوگرافی، اجتماعی و اجرایی استان بهدست آورد و پروژهها را با دقت و انطباق بیشتری پیش ببرد. در همین راستا، برنامهریزی برای ارتقای رتبه و اخذ گرید ۴ نیز در دستور کار قرار گرفته و بنا بر برآوردها، این هدف در ماههای آینده محقق خواهد شد.
۱۳۰ کیلومتر شبکه گاز و ۱۵ هزار انشعاب؛ کارنامه ششساله مدیریت
فعالیتهای انجامشده ارائه میدهد. طی سالهای فعالیت مدیریتی دکتر دهبندی، بالغ بر ۱۲۰ تا ۱۳۰ کیلومتر شبکه گازرسانی در سطح استان مازندران اجرا شده است؛ شبکهای که شرق و غرب استان را پوشش داده و نقش مؤثری در توسعه زیرساخت انرژی منطقه ایفا کرده است.
در کنار اجرای شبکه، نصب انشعابات خانگی نیز بخش مهمی از فعالیتهای اولیه شرکت را تشکیل داده است. در سالهای ابتدایی فعالیت، حدود ۱۵ هزار انشعاب خانگی در نقاط مختلف استان نصب شده که سهم قابلتوجهی در تسهیل دسترسی خانوارها به گاز طبیعی داشته است. این ارقام، سپید آراد خزر را در زمره شرکتهای فعال و پرتجربه در حوزه شبکه توزیع گاز استان قرار میدهد.
پروژههای شاخص؛ از صنایع تا روستاهای صعبالعبور
فعالیتهای اجرایی شرکت تنها به یک نوع پروژه محدود نبوده است. گازرسانی به صنایع، مجتمعهای مسکونی و پروژههای پراکنده در سطح استان، بخش مهمی از کارنامه این مجموعه را تشکیل میدهد. اجرای پروژهها در قالب واحد گازرسانی به صنایع و مجتمعهای مسکونی، بهدلیل پراکندگی جغرافیایی، نیازمند برنامهریزی دقیق و توان اجرایی بالا بوده است؛ امری که در سطح کل استان مازندران دنبال شده است. با این حال، در میان پروژههای متعدد اجراشده، برخی طرحها بهدلیل شرایط خاص جغرافیایی و اجرایی، جایگاه ویژهای دارند.
سوادکوه؛ سختترین آزمون اجرایی
پروژه گازرسانی به منطقه سوادکوه، بهعنوان یکی از سختترین و شاخصترین پروژههای شرکت سپید آراد خزر شناخته میشود. این پروژه شامل حدود ۷۰ کیلومتر شبکه توزیع گاز است که نزدیک به ۲۳ روستا را تحت پوشش قرار میدهد. شرایط سخت توپوگرافی، مسیرهای صعبالعبور و الزامات فنی بالا، این پروژه را به یکی از سنگینترین طرحهای اجرایی شرکت تبدیل کرده است.بر اساس آخرین گزارشها، این پروژه تاکنون به حدود ۵۹ درصد پیشرفت فیزیکی رسیده و همچنان بهصورت متمرکز در حوزه شبکه توزیع گاز در حال اجراست. تجربه اجرای این طرح، نقش مهمی در ارتقای توان فنی و مدیریتی شرکت ایفا کرده و آن را برای پذیرش پروژههای بزرگتر در آینده آمادهتر ساخته است.
دو پروژه فعال؛ تمرکز بر سوادکوه و کجور
در ادامه مسیر اجرایی شرکت سپید آراد خزر، هماکنون دو پروژه اصلی بهصورت همزمان در دست اجرا قرار دارد که هر دو از نظر شرایط جغرافیایی و اجرایی، جزو طرحهای حساس و اثرگذار استان محسوب میشوند. نخستین پروژه، طرح گازرسانی به منطقه سوادکوه است؛ پروژهای گسترده که با اجرای حدود ۷۰ کیلومتر شبکه توزیع، گاز طبیعی را به ۲۳ روستا میرساند و تاکنون به حدود ۵۹ درصد پیشرفت فیزیکی دست یافته است. این طرح بهدلیل شرایط کوهستانی، مسیرهای سختگذر و پراکندگی روستاها، نیازمند توان اجرایی بالا و مدیریت دقیق منابع بوده است.پروژه دوم، اجرای خط تغذیه و شبکه توزیع گاز در منطقه کجور از توابع شهرستان نوشهر است. این پروژه با طول تقریبی ۲۷ هزار متر، معادل ۲۷ کیلومتر، در حال اجرا بوده و تاکنون حدود ۴۰ درصد پیشرفت فیزیکی را ثبت کرده است. اجرای همزمان این دو پروژه، نشاندهنده ظرفیت فنی و سازمانی شرکت برای مدیریت چند طرح بزرگ در نقاط مختلف استان بهصورت موازی است.
اشتغالزایی مستقیم و غیرمستقیم در پروژههای گازرسانی
یکی از پیامدهای مهم اجرای پروژههای عمرانی در حوزه انرژی، ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و مقطعی در سطح منطقه است. شرکت سپید آراد خزر در پروژههای در حال اجرای خود، سهم قابلتوجهی در اشتغالزایی داشته است. در حال حاضر، حدود ۴۵ نفر نیروی ثابت بهصورت مستقیم در این دو پروژه مشغول به کار هستند. علاوه بر این، نزدیک به ۳۵ نفر نیروی متغیر نیز بهصورت غیرمستقیم و مقطعی در فرآیند اجرا مشارکت دارند.ساختار نیروی انسانی شرکت شامل یک تیم اداری پنجنفره ثابت و نیروهای اجرایی مستقر در کارگاههاست که مجموع نیروهای فعال کارگاهی نیز به حدود ۴۵ نفر میرسد. تمامی این نیروها تحت پوشش بیمه قرار دارند و فرآیندهای اداری و قانونی مرتبط با نیروی انسانی بهصورت منظم انجام میشود؛ موضوعی که نشاندهنده نگاه ساختارمند شرکت به منابع انسانی و مسئولیتهای اجتماعی است.
آمادگی برای حضور ملی؛ عبور از مرزهای استانی
با توجه به کارنامه اجرایی و تجربه ششساله شرکت سپید آراد خزر در حوزه گازرسانی، نگاه این مجموعه صرفاً به محدوده جغرافیایی مازندران محدود نمانده است. ظرفیت فنی، نیروی انسانی متخصص و توان تجهیزاتی ایجادشده طی سالهای اخیر، این امکان را فراهم کرده که شرکت آمادگی خود را برای ورود به پروژههای گازرسانی در سایر استانهای کشور اعلام کند. گستره انتشار رسانهای این گزارش در سطح ۳۱ استان، فرصتی تلقی میشود تا این اعلام آمادگی بهصورت شفاف و رسمی در سطح ملی مطرح شود.هدف از این رویکرد، توسعه دامنه فعالیت شرکت و انتقال تجربیات اجرایی به سایر شرکتهای گاز استانی است؛ تجربیاتی که در شرایط سخت اقلیمی، پروژههای کوهستانی و طرحهای پراکنده روستایی بهدست آمده و میتواند برای استانهای دیگر نیز کارآمد باشد. امید میرود شرکتهای گاز تابعه در سراسر کشور بتوانند از این ظرفیتها بهرهمند شوند و زمینه همکاریهای گستردهتر فراهم آید.
چالشهای قراردادی؛ تعدیلهایی که همزمان مثبت و منفیاند
در کنار دستاوردها و توسعه فعالیتها، واقعیتهای اجرایی صنعت گاز بدون اشاره به مشکلات و محدودیتها قابل ترسیم نیست. یکی از مهمترین چالشها، موضوع تعدیلها و سازوکارهای پیشبینیشده از سوی سازمان مدیریت در قراردادهاست. در عمل، این تعدیلها ترکیبی از آثار مثبت و منفی را به همراه دارند؛ بهگونهای که در برخی بخشها کمککننده و در برخی دیگر ناکارآمد ظاهر میشوند.مسأله اصلی، زمانبندی اعلام شاخصها و میزان انطباق آنها با شرایط واقعی اقتصاد است. شاخصبندیها معمولاً با تأخیر قابلتوجهی اعلام میشوند و همین موضوع باعث میشود پیمانکاران با فاصلهای طولانی به اصل مطالبات خود برسند. در بسیاری از موارد، حداقل هفت ماه زمان صرف میشود تا امکان برآورد دقیق میزان تعدیل و مبلغ قابل پرداخت فراهم شود؛ تأخیری که فشار مضاعفی بر جریان مالی پروژهها وارد میکند.
عدم تطابق تعدیلها با تورم واقعی
از سوی دیگر، میزان تعدیلهای پرداختی با نرخ واقعی تورم همخوانی ندارد. در شرایطی که هزینهها بهصورت لحظهای و با شتاب بالا افزایش پیدا میکند، ضرایب اعلامشده قادر به جبران افزایش بهای مصالح و تجهیزات نیستند. این عدم توازن، بهویژه در پروژههایی که سهم عمدهای از عملیات آنها به لولهگذاری اختصاص دارد، اثرات جدیتری بر بدنه مالی پیمانکاران برجای میگذارد.در پیمانهایی که خرید لولههای پلیاتیلن بر عهده پیمانکار است، ضریب تعدیلی که برای این اقلام در نظر گرفته میشود بسیار پایینتر از واقعیت بازار است. بهعنوان نمونه، در یک صورتوضعیت تجمیعی سنگین، زمانی که حجم خرید کالا به حدود ۱۵ میلیارد تومان میرسد، میزان تعدیل دریافتی در یک سال چیزی در حدود یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان بوده است؛ رقمی که بهوضوح نمیتواند افزایش واقعی هزینهها را پوشش دهد و در نهایت منجر به زیان پیمانکار میشود.
مطالبات انباشته و فشار نقدینگی
اگرچه این مطالبات در سال جدید بهروزرسانی شدهاند، اما تأخیر در پرداخت و فاصله زمانی میان اجرا و وصول مطالبات، همچنان یکی از دغدغههای جدی محسوب میشود. این شرایط، مدیریت نقدینگی را برای شرکتهای اجرایی دشوار کرده و برنامهریزی بلندمدت را تحت تأثیر قرار میدهد.
پیمانکاران، بازوان اجرایی توسعه استان
پیمانکاران عمرانی و زیرساختی، بهویژه در حوزه گازرسانی، عملاً بازوان اجرایی توسعه استانها محسوب میشوند؛ مجموعههایی که بار اصلی اجرای پروژهها، ایجاد اشتغال و پیشبرد برنامههای خدماتی را بر دوش میکشند. با این حال، در کنار دشواریهای فنی و اجرایی، فشارهای نهادی و مالی نیز وجود دارد که گاه مسیر فعالیت این بخش را بهشدت سخت و فرسایشی میکند. بخشی از این فشارها از سوی سازمانهایی اعمال میشود که پیش از تحقق کامل ورودیهای مالی پروژهها، مطالبات خود را مطالبه میکنند.
خطاب مستقیم به رئیس سازمان تأمین اجتماعی
در این میان، سازمان تأمین اجتماعی یکی از مهمترین نهادهایی است که نحوه تعامل آن با پیمانکاران نیازمند بازنگری جدی است. انتظار اصلی از مدیریت این سازمان، بهویژه در سطح عالی، همکاری مؤثر با پیمانکارانی است که نقش مستقیم در عمران و آبادانی استانها دارند. درخواست روشن این است که نگاه حمایتی جایگزین رویکرد صرفاً مطالبهمحور شود؛ رویکردی که در برخی موارد، فشار آن به حدی است که عملاً حیات مالی پیمانکار را تهدید میکند.
واقعیت این است که پیمانکاران با نوسانات شدید نقدینگی مواجهاند. ممکن است در مقطعی، گردش مالی حسابها به ارقام بالا برسد و در مقطعی دیگر، موجودی به زیر صد میلیون تومان کاهش پیدا کند. این تلورانس مالی، بخشی از ذات پروژههای عمرانی است؛ اما ساختار تأمین اجتماعی، انعطاف لازم برای مواجهه با این شرایط را ندارد.
بیمه، جریمه و چرخهای فرسایشی
در شرایطی که پرداخت حق بیمه در موعد مقرر انجام نشود، امکان ارسال لیست بیمه کارکنان سلب میشود و بلافاصله جریمههای سنگین اعمال میگردد. این در حالی است که تأخیر در پرداختها اغلب ناشی از معوقات کارفرمایان دولتی است، نه کوتاهی پیمانکار. از سوی دیگر، فرآیند تسویه حساب نهایی و دریافت مفاصاحساب از تأمین اجتماعی گاه تا یک سال به طول میانجامد؛ زمانی که برای یک بنگاه اجرایی، هزینههای سنگینی در پی دارد..
کسرهای پیدرپی از صورتوضعیتها
مشکل زمانی تشدید میشود که مجموعه کسورات قانونی از هر صورتوضعیت کنار هم قرار میگیرند. در پروژههای گازرسانی، بهطور معمول ۱۰ درصد بابت حسن انجام کار کسر میشود، ۵ درصد بابت تأمین اجتماعی کنار گذاشته میشود و در صورت دریافت پیشپرداخت، ۱۵ درصد نیز بابت بازپرداخت آن کسر خواهد شد. به این ترتیب، حدود ۳۰ درصد از هر صورتوضعیت پیش از پرداخت واقعی حذف میشود.در مقابل، ۱۰ درصد مالیات بر ارزش افزوده به مبلغ خالص اضافه میشود که عملاً مستقیماً به پیمانکار تعلق ندارد و باید به سازمان امور مالیاتی پرداخت شود. این موضوع، فشار مضاعفی بر نقدینگی وارد میکند، چراکه مبلغی به حساب پیمانکار واریز میشود که امکان استفاده آزادانه از آن وجود ندارد.
قوانین جدید مالیاتی و بلوکه شدن حسابها
در کنار این موارد، قوانین جدید مالیاتی نیز چالشهای تازهای ایجاد کرده است. در صورت عدم پرداخت بهموقع مالیات بر ارزش افزوده، حسابهای بانکی مسدود میشود و حتی حسابهای شخصی اعضای هیئتمدیره نیز در معرض بلوکه شدن قرار میگیرد. این اقدام، پیمانکار را ناگزیر میکند پیش از دریافت صورتوضعیتهای خود، بدهی مالیاتی را تسویه کند؛ شرایطی که فشار روانی و مالی سنگینی به مجموعههای اجرایی تحمیل میکند.
فصلی بودن پروژهها و افت پیشرفت در نیمه دوم سال
یکی از واقعیتهای انکارناپذیر پروژههای عمرانی در استانهای شمالی کشور، فصلی بودن فعالیتهاست. از نیمه دوم سال، بهویژه در مناطق کوهستانی مازندران، بارشهای مداوم باران و برف عملاً سرعت اجرا را کاهش میدهد و در برخی مقاطع، پروژهها را متوقف میکند. در چنین شرایطی، پیشرفت فیزیکی کاهش مییابد و صورتوضعیتهای ارائهشده، حتی هزینه حقوق و مزایای پرسنل را نیز بهطور کامل پوشش نمیدهد.
این وضعیت، فشار مضاعفی بر پیمانکار وارد میکند؛ چراکه تعهدات نیروی انسانی پابرجاست، اما درآمد پروژه بهصورت مقطعی کاهش پیدا میکند. انتظار همراهی نهادهای حمایتی در چنین شرایطی، بیش از پیش احساس میشود.
بحران نیروی انسانی در پروژههای صعبالعبور
در کنار چالشهای مالی و اداری، کمبود نیروی انسانی متخصص و حتی کارگر ساده، به یکی از جدیترین معضلات پروژههای گازرسانی تبدیل شده است. با انتقال پروژهها به مناطق کوهستانی، صخرهای و دور از مراکز شهری، جذب و نگهداشت نیروی کار—چه بومی و چه غیربومی—بهشدت دشوار شده است. این در حالی است که سطح حقوق پرداختی در پروژههای گازرسانی، در بسیاری از موارد بالاتر از استانداردهای اداره کار است.
ماهیت کار در این پروژهها، مستلزم شبکاری، ماندگاری طولانیمدت در محل اجرا و تحمل شرایط سخت جغرافیایی است؛ شرایطی که برای بسیاری از نیروهای بومی، بهویژه در استانهای شمالی که همزمان با فصل کشاورزی مواجهاند، جذابیت لازم را ندارد.
تأثیر خروج نیروی کار مهاجر بر روند اجرا
در سالهای گذشته، بخشی از این خلأ نیروی انسانی با استفاده از کارگران مهاجر جبران میشد؛ نیروهایی که به دلیل سختکوشی، ماندگاری بالا و توان حضور در مناطق صعبالعبور، نقش مؤثری در پیشرفت پروژهها داشتند. تجربه اجرای پروژههایی در مناطق کاملاً روستایی و صعبالعبور—تا حدی که انتقال مصالح با قاطر انجام میشد—نشان داد که حضور این نیروها برای پیشبرد کار حیاتی است.
با خروج گسترده این نیروها از کشور، پیمانکاران با کمبود جدی نیروی کار مواجه شدهاند؛ کمبودی که مستقیماً بر سرعت و کیفیت اجرا اثر گذاشته است. در شرایط فعلی، یافتن نیروی ایرانی برای چنین پروژههایی بسیار دشوار شده و حتی اختلافهای جزئی در پرداخت حقوق، میتواند منجر به ترک کار ناگهانی نیروها شود.
ناپایداری نیروی کار و ریسک توقف پروژه
کمبود نیروی انسانی باعث شده ریسکهای جدیدی به پروژهها تحمیل شود. مواردی وجود داشته که به دلیل اختلاف اندک در دستمزد—حتی در حد یک یا دو میلیون تومان—نیروهای کلیدی مانند جوشکاران پلیاتیلن کار را رها کردهاند؛ اتفاقی که خسارت سنگینی به کارگاه، برنامه زمانبندی پروژه و حتی اعتبار پیمانکار وارد کرده است.
این ناپایداری نیروی کار، پیمانکار را همواره در وضعیت نگرانی و عدم اطمینان قرار میدهد؛ نگرانی از تعطیلی ناگهانی کارگاه، توقف عملیات اجرایی و افزایش هزینههای غیرمستقیم. حل این معضل، نیازمند سیاستگذاری کلان در حوزه نیروی انسانی پروژههای عمرانی و ایجاد مشوقهایی برای حضور پایدار نیروهای بومی در مناطق سختگذر است.
چالش های کار و توسعه
اگر بخواهیم تصویری واقعی از وضعیت پروژههای گازرسانی ترسیم کنیم، باید مجموعهای از چالشهای مالی، اداری، فصلی و انسانی را در کنار هم دید. بدون اصلاح سازوکار تعامل نهادهای حمایتی با پیمانکاران و بدون توجه به بحران نیروی انسانی در مناطق صعبالعبور، استمرار و کیفیت اجرای پروژههای زیرساختی با مخاطرات جدی روبهرو خواهد بود؛ مخاطراتی که در نهایت، دامنگیر توسعه و رفاه عمومی خواهد شد. در ارزیابی فضای فعلی فعالیتهای عمرانی، میتوان گفت که نگاه کارفرمایان و مدیران اجرایی در این دوره، نسبت به گذشته واقعبینانهتر و همراهانهتر شده است. دستکم در سطح استان مازندران، نشانههای روشنی از این تغییر رویکرد دیده میشود. با حضور استاندار محترم، دکتر یونسی، شاهد فعال شدن پروژههایی هستیم که بعضاً بیش از دو دهه متوقف مانده بودند. حجم بالای فعالیتهای عمرانی در سطح شهرها و حتی اجرای شبانهروزی پروژهها، بیانگر بازگشت اقتدار مدیریتی و جذب مؤثر منابع مالی به استان است. این منابع مالی نه برای هزینههای غیرضروری، بلکه برای پروژههای زیربنایی و اثرگذار هزینه میشود؛ موضوعی که برای پیمانکاران، یک پیام روشن دارد: اگر کار بهدرستی انجام شود، پشتوانه اجرایی و مالی نیز وجود خواهد داشت. همین اطمینان، ترس از ریسکهای مالی را کاهش داده و امکان برنامهریزی برای اجرای پروژههای بزرگتر را فراهم کرده است. در این میان، نقش مدیریت شرکت گاز استان مازندران نیز قابل توجه است. حضور مهندس جوادی بهعنوان مدیرعامل شرکت گاز استان، فضای همکاری سازندهای میان کارفرما و پیمانکاران ایجاد کرده است. پیگیری مستمر پروژهها، تمرکز بر اجرای باکیفیت طرحها و توجه جدی به مطالبات پیمانکاران، از جمله عواملی است که به ایجاد دلگرمی در بدنه اجرایی منجر شده است.
بهروزرسانی مطالبات در سال ۱۴۰۴ و پرداختها مطابق با دفترچه پیمان، شرایطی را ایجاد کرده که پیمانکار میتواند با اطمینان بیشتری تعهدات خود را مدیریت کند. در چنین فضایی، پرداخت منظم حقوق پرسنل، ایفای تعهدات بانکی، تسویه چکها، انجام تکالیف مالیاتی و بیمهای و تمدید ضمانتنامهها، همگی امکانپذیر و قابل پیشبینی شدهاند. این ثبات نسبی، یکی از مهمترین مؤلفههای ادامه فعالیت سالم در شرایط اقتصادی کنونی است. واقعیت این است که حتی با وجود اندوخته و سرمایه اولیه، ادامه فعالیت پیمانکاری بدون دریافت بهموقع صورتوضعیتها امکانپذیر نیست. در شرایط فعلی اقتصاد، تأخیرهای طولانی در پرداخت، هر میزان آورده شخصی را نیز مستهلک میکند. از این رو، تزریق بهموقع بودجه و پرداخت منظم مطالبات، نقشی تعیینکننده در حفظ پویایی پروژهها دارد؛ عاملی که امروز بیش از گذشته احساس میشود و بهعنوان یک نقطه قوت در عملکرد کارفرمایان دولتی استان قابل اشاره است. با وجود این فضای مثبت در سطح کارفرمای اصلی، تعامل با سایر دستگاههای اجرایی برای اخذ مجوزها، تصویری یکدست و همگن ندارد. برخی از نهادها، از جمله دستگاههای متولی صدور مجوزهای محیطی و منابع طبیعی، همکاری مناسبی با پروژههای گازرسانی دارند و ضرورت اجرای این طرحهای خدماتی را درک میکنند. اما در مقابل، برخی دیگر از ارگانها، با رویکردی سختگیرانه و گاه غیرهمراه، روند اجرا را با اختلال مواجه میسازند.
جمعبندی پایانی
با نگاهی جامع به تجربیات ششساله خود در حوزه گازرسانی و فعالیتهای علمی و پژوهشی، تأکید است که پیمانکاران نه تنها نقش اجرایی بلکه نقش اجتماعی و توسعهای بسیار مهمی در کشور دارند. ضمن قدردانی از توجه رسانه و تیم خبری، به موضوع حمایت نهادهای اجرایی و تعامل بهتر با دستگاههای اداری اشاره و تأکید دارم که نگاه حمایتی میتواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت، سرعت و استمرار پروژههای عمرانی داشته باشد. علیرغم همه توانمندیها و ظرفیتها، برخوردهای گاه غیرحمایتی در ادارات، فشار مضاعفی به پیمانکار وارد میکند. ما پیمانکاران بازوان چپ و راست مجموعههای اجرایی هستیم، اما گاه همین بازوان تحت فشار و محدودیت قرار میگیرند. انتظار داریم که دست پیمانکاران واقعی، کسانی که با عرق و تعهد برای توسعه کشور تلاش میکنند، بیشتر گرفته شود و حمایت کامل از آنان صورت گیرد.
در خاتمه وظیفه می دانم از تمامی مسئولان کشوری و استانی که دغدغه خدمت به مردم عزیزمان را دارند قدردانی ویژه ای داشته باشم و همچنین تشکر صمیمانه ای دارم از همکاران شریف و پرتلاش خود در این شرکت که متعهدانه ما را در اجرای پروژه ها یاری می نمایند .