خبرنگاری در هیچ دورهای شغل آسانی نبوده است. این حرفه همواره بر مرز باریکی میان مسئولیت اجتماعی، حقیقتجویی و تحمل دشواریها حرکت کرده است. اما آنچه امروز بر رسانههای ایران میگذرد، دیگر تنها سختی ذاتی این حرفه نیست؛ بلکه بحرانی است که از اقتصاد رسانه آغاز شده و تا امنیت شغلی، کیفیت تولید محتوا، استقلال حرفهای و حتی آینده روزنامهنگاری امتداد یافته است.
باید دانست که وقتی اقتصاد رسانه فرو میریزد، نخستین قربانی آن خبرنگار است. سالهاست که افزایش هزینههای تولید، گرانی کاغذ، کاهش درآمدهای تبلیغاتی، تغییر الگوی مصرف رسانه، کوچ مخاطبان به شبکههای اجتماعی و اکنون نیز پیامدهای جنگ و نااطمینانیهای اقتصادی، بنگاههای رسانهای را به مرز بقا رسانده است. نتیجه روشن است؛ تحریریههایی که هر روز کوچکتر میشوند، خبرنگارانی که با قراردادهای موقت یا حقوقهایی بسیار پایینتر از شأن و مسئولیت حرفهای خود روزگار میگذرانند و نیروهای باتجربهای که ناگزیر از ترک حرفهای شدهاند که روزگاری آن را رسالت زندگی خود میدانستند.
اما بحران رسانه تنها بحران معیشت نیست. رسانه زمانی میتواند نقش واقعی خود را ایفا کند که از امنیت حرفهای، استقلال نسبی و اعتماد عمومی برخوردار باشد. جامعهای که رسانههای آن ضعیف شوند، دیر یا زود در میدان اطلاعرسانی، روایت را به منابع غیررسمی و گاه غیرمسئول واگذار خواهد کرد. خلأ رسانههای حرفهای هرگز خالی نمیماند؛ آن را شایعه، هیجان، اطلاعات ناقص و روایتهای جهتدار پر میکنند.
در روزگاری که کشور با فشارهای اقتصادی، تحولات منطقهای و آثار جنگ روبهروست، شاید بیش از هر زمان دیگری به رسانهای مسئول، حرفهای و توانمند نیاز داشته باشیم. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که در شرایط بحران، رسانه تنها یک ابزار اطلاعرسانی نیست؛ بخشی از زیرساخت امنیت روانی جامعه است. رسانه میتواند اضطراب را به آگاهی تبدیل کند، از شکلگیری شایعات جلوگیری کند، گفتوگوی ملی را تقویت کند و میان مردم و تصمیمگیران پلی از اعتماد بسازد.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید به رسانه نه به عنوان یک هزینه، بلکه به عنوان یک سرمایه ملی نگریست. همانگونه که زیرساختهای اقتصادی، آموزشی و درمانی برای توسعه کشور ضروریاند، رسانه نیز یکی از ستونهای توسعه پایدار است. بدون گردش آزاد اطلاعات، بدون نقد مسئولانه و بدون شکلگیری گفتوگوی اجتماعی، هیچ اصلاحی دوام نخواهد داشت.
رسانه اگرچه امروز روزهای سختی را پشت سر میگذارد، اما همچنان آخرین سنگر گفتوگوی عقلانی در جامعه است. تا زمانی که خبرنگاری هست که حقیقت را جستوجو کند، روزنامهنگاری هست که پرسش بپرسد و رسانهای هست که صدای مردم را بازتاب دهد، امید نیز زنده خواهد ماند. شاید مهمترین رسالت روز خبرنگار در این روزگار پرالتهاب، یادآوری همین حقیقت باشد؛ اینکه جامعه بدون رسانه مستقل، مسئول و توانمند، نه تنها کمتر میداند، بلکه کمتر میتواند آیندهای بهتر برای خود بسازد.
جعفررضایی-مدیرمسئول