در طرح مباحث مربوط به جمعیت وقتی میخواهیم اثرگذاری قوانین حوزه خانواده و جمعیت را بررسی کنیم، باید از تحولات جامعه آگاهی داشته باشیم. در سالهای اخیر توصیفهایی که در این زمینه شده عمدتاً متمرکز بر تحولات جمعیتی بوده که عمدتاً بر ساختار سنی و تحت عنوان گذار اول جمعیت شناختی متمرکز بوده است.
علی اکبر محزون کارشناس آمار و پژوهشگر حوزه جمعیت در گفتگو با خبرنگار مهر به تشریح گذارها و تحولات جمعیتی و عوامل به وجود آمدن آنها پرداخت و گفت: گذار اول جمعیتشناختی روی همان موضوعات تغییرات ساختار سنی رشد و حجم جمعیت تمرکز میکند که یک کشور باید برای برنامه ریزی در جامعه متوجه آن باشد. یعنی روندی که نشان میدهد رشد جمعیت به سمت افزایش یا کاهش رفته است. ساختار سنی جمعیت مسئله مهمی است که نشان میدهد جمعیت یک جامعه، جوان، میانسال یا سالمند است و هر کدام از اینها اقتضائات خاص خود را دارند.
وی افزود: در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، بحث خانواده در اولویت قرار گرفت و حتی در نامگذاری روی خانواده تاکید شد. اما در ادامه روی جوانی جمعیت تمرکز شد و ساختار سنی جمعیت مورد توجه قرار گرفت، اینکه ما چه کنیم که جامعه ما همواره جوان بماند. جوان نیروی محرکه جامعه است و در بیانیه گام دوم انقلاب هم رهبر معظم انقلاب بر این موضوع تاکید داشتند و در بسیاری از اسناد بین المللی و فرابخشی داخلی ما آمده است.
محزون با اشاره به اینکه موضوع جوانسازی و جوان نگهداشتن جامعه از درجه اهمیت بالایی برخوردار است گفت: این موضع با همه ضرورتش کافی نیست. زیرا در سالهای گذشته اساساً خانواده ایرانی به مفهوم واقعی خودش در جامعه ما دچار گذار و تحول شده است. این گذار تحت عنوان نظریه دوم جمعیتشناختی مطرح است که عمدتاً روی بحث خانواده متمرکز است. خاستگاه این نظریه جامعه غربی است و ما با علم به این موضوع و آگاهی در مورد آن صحبت میکنیم و به جامعه خود ارتباط میدهیم. لذا همه چیز این نظریه متناسب جامعه ما نیست.
وی همچنین گفت: در غرب تغییرات مرتبط با تشکیل خانواده، باروری، رفتارهای شریکی و حتی ازدواجهای خارج از چهارچوب را تحت عنوان نظریه خانواده مطرح میکنند اما ما متناسب با بحث بومی خودمان سخن میگوئیم. نشانهها و عواملی برای این گذار شناسایی شده که افزایش فردگرایی و استقلال فردی یا بعضاً کمرنگ شدن نقش دین را میتوان نام برد. از نشانههای تجربی آن میتوان به ۸ مورد اشاره کرد. افزایش سن ازدواج به عنوان یکی از اولین نشانهها مطرح است که در کشور خودمان هم شاهد آن هستیم.
محزون در خصوص آمارهای افزایش سن ازدواج در ایران گفت: ما در حوزه افزایش سن ازدواج دهههای مختلف را با هم مقایسه کردیم و دیدیم که در آخرین سرشماری ما میانگین سن ازدواج تقریباً به حدود بین ۲۷ تا ۲۸ سال برای آقایان و حدوداً ۲۳ تا ۲۴ سال برای خانمها افزایش پیدا کرد. این یک روند افزایشی بوده که در سالهای مختلف طی شده و به اینجا رسید.
میانگین سن ازدواج تقریباً به حدود بین ۲۷ تا ۲۸ سال برای آقایان و حدوداً ۲۳ تا ۲۴ سال برای خانمها افزایش پیدا کرد
این کارشناس آمار و پژوهشگر حوزه جمعیت در ادامه اظهار کرد: اما این روند در کل کشور هم یکسان اتفاق نیفتاده است. مثلاً در سرشماری سال ۱۳۵۵، میانگین سن ازدواج آقایان ۲۴.۱ سال و برای خانمها ۱۹.۷ سال بود. در آخرین سرشماری مرکز آمار ایران میانگین سن ازدواج ۲۷.۴ سال برای آقایان و ۲۳ سال برای خانمها بود. همین عدد که میانگین کل کشور بود، در کلان شهرها به مراتب متفاوتتر بود. در تهران میانگین سن ازدواج برای آقایان ۲۹.۶ و خانمها ۲۵.۷ یعنی دو سال خورده بالاتر از میانگین کشوری بود. در کلان شهر کرج آقایان ۲۹ سال و خانمها ۲۵ سال و در شیراز ۲۹.۶ و ۲۵.۶ بود. در کلان شهرهای کشور ما فقط مشهد و قم هستند که از میانگین کشوری پایینترند. مشهد در آخرین سرشماری ۲۶.۵ سال و برای خانمها ۲۲.۳ بوده، قم هم ۲۶.۴ برای آقایان ۲۲ سال که هر دو از میانگین کشور پایینتر بود.
وی افزود: در مناطق ۲۲ گانه شهر تهران میانگین سن ازدواج عمدتاً در مناطق ۱، ۲، ۳ و ۶ میانگین ازدواج هم برای آقایان و هم برای خانمها بیشترین میزان است. یعنی هر چقدر مقدمات ازدواج به لحاظ اقتصادی و معیشتی فراهم باشد باز هم علل دیگری در این امر دخیل است. فردگرایی و حس استقلال فردی میتواند از عوامل آن باشد که میل و رغبت به ازدواج کمتر است.