وی میگوید:طبیعتاً زمانی که در هر اقتصاد و جامعهای بحران رخ میدهد، تمام فاکتورهای مؤثر بر آن جامعه تحت تأثیر قرار میگیرند. در این میان، شرایط جنگی پیچیدهترین وضعیت ممکن برای هر کشوری محسوب میشود. ما اکنون در شرایطی هستیم که میتوان آن را حضور در «اکوسیستم اقتصاد جنگی» توصیف کرد. در این وضعیت، مبادی ورودی و صادراتی ما دچار مشکل شده و در تأمین مواد اولیه نیز با چالشهای جدی مواجه هستیم.
علاوه بر این، بازار داخلی نیز به شدت از فضای جنگ متأثر و ملتهب شده است؛ به گونهای که مردم ترجیح میدهند بیشتر نیازهای اساسی و ضروری خود را تأمین کنند. طبعاً برای بسیاری از محصولات صنایع کشور، نه تنها فرصت صادراتی محدودی وجود دارد، بلکه بازار داخلی نیز برای آنها کوچک شده و تولید به شدت کاهش یافته است.
ما حتی در حوزههایی مثل برق همواره با مشکل روبرو بودهایم که در شرایط جنگی این محدودیتها بیشتر شده است؛ البته اگر محدودیتهای فعلی در بازار داخلی و صادرات وجود نداشت، امروز با قطع برق به مراتب بیشتری مواجه بودیم. لذا شرایط فعلی، نااطمینانی و عدم پیشبینی را به شدت افزایش داده است. امروز شاهد هستیم که بنگاههای اقتصادی کوچک و متوسط تمام تلاش خود را برای حفظ نیروی انسانی و پرداخت حداقل حقوق به کار بستهاند و علیرغم اینکه شاید تنها در یک شیفت فعالیت کنند، نیروی انسانی سه شیفت خود را تا به امروز حفظ کردهاند.
وی در پاسخ به این سوال که این میزان از تابآوری بنگاهها تا چه زمانی میتواند ادامه یابد، تصریح میکند: امیدواریم تابآوری این بنگاهها تا زمانی که وضعیت جنگ تعیین تکلیف شود، ادامه یابد تا بتوانند پایداری خود را حفظ کنند؛ هرچند نمیدانیم این توان پاسخگویی در هر بنگاه تا چه زمانی دوام خواهد داشت. اما نکته بسیار مهمی که بر اساس دادههای فعلی باید به آن توجه کرد، این است که در دوره جنگ، تسهیلاتی که تا امروز برای بنگاهها ایجاد شده، عمدتاً در اختیار بنگاههای دولتی، شبهدولتی و زیرمجموعههای وزارتخانهها قرار گرفته است.حتی در میان واحدهای آسیبدیده، تنها چند بنگاه بزرگ دولتی بالاترین حجم منابع بانکی را دریافت کردهاند تا به آنها کمک شود و متأسفانه در این میان به بخش خصوصی و آسیبدیدگیهای ناشی از جنگ در این بخش، التفات و توجهی نشده است.
وی با اشاره به اینکه ما نیازمند یک بازنگری جدی در رویکردهایمان هستیم میگوید: امروز به طور قطع نمیتوانیم برنامهریزی بلندمدت یا حتی میانمدت داشته باشیم. افق برنامهریزی کوتاهمدت ما در حال حاضر در حد ۲ تا ۳ ماه است تا صرفاً بدانیم چگونه باید بنگاه خود را سرپا نگه داریم. من نام این فرایند را «برنامهریزی» نمیگذارم، بلکه آن را «دوره تابآوری» مینامم؛ یعنی بررسی این موضوع که تا چه حد میتوانیم با استفاده حداکثری از منابع موجود، خود را حفظ کنیم تا از این دوره عبور کنیم.
تولایی با اشاره به آسیبهای وارده به بنگاهها میگوید: بیشترین آسیب به طور طبیعی از ناحیه بازارهای خارجی و داخلی به ما وارد شده است. پس از آن، مسئله عدم تأمین مواد اولیه قرار دارد؛ یعنی دسترسی به بازارهایی که چه در داخل و چه در خارج برای تأمین مواد اولیه در اختیار داشتیم، دچار مشکل شده است. به ویژه در مورد کالاهای وارداتی که از سمت شرق تأمین میشدند، به شدت دچار محدودیت هستیم و تمامی صنایع از این وضعیت متأثر شدهاند. وی میافزاید:ما توقع داشتیم که این اتفاقات و حمایتها رقم بخورد، اما متأسفانه باور ما بر اساس دادههایی که تا امروز در اختیار داریم، این است که دولت و مسئولان نهایت سعی خود را برای انجام وظایف حاکمیتی در حوزه جنگ، تأمین هزینههای دفاعی و معاش مردم به کار بستهاند. لذا باور ما این است که در حوزهای که ما فعالان اقتصادی درگیر آن هستیم، توجه چندانی صورت نگرفته و این مسائل در اولویت کاری آنها قرار نداشته است. حداقل میتوان گفت تا به امروز سازمان برنامه و بودجه یا وزارت اقتصاد، پلن و برنامه مشخصی برای اینکه «چه باید کرد» ارائه ندادهاند. طبق اطلاعات مختصری که داریم، تازه در حال شروع بررسی این موضوع هستند که چه اقداماتی انجام دهند. باید بپذیریم که منابع کشور محدود شده، کسری بودجه جدی ایجاد گشته و اکنون در حال تجربه تورمهای سنگینی هستیم. برداشت من این است که دولت اصلاً اولویت خود را رسیدگی به این مسائل قرار نداده است؛ مسائلی که در برخی موارد از پس مدیریت آنها برآمده و در بسیاری موارد دیگر نیز موفق نبوده است و صرفاً به هر ترتیب و جهتی میخواهد شرایط را مدیریت کند. لذا ما تا به این لحظه، چیزی که جنبه اجرایی و عملیاتی داشته باشد، غیر از تلاش برای «عبور از بحران» مشاهده نکردهایم.
*نسترن رفیعی