رژیم صهیونیستی در روزهای آغازین جنگ، در تلاش بود عملیات نظامی خود را محدود به «مراکز تهدیدآمیز» معرفی کند؛ با اتکا به رسانههای همسو در غرب و شبکههای تصویرسازی استراتژیک، سعی داشت تصویری از جنگی «هدفمند» و «پیشگیرانه» ارائه دهد. اما وقتی پیکرهای کودکان، زنان، سربازان ایرانی به خیابانها آمد، نهتنها روایت فروریخت، بلکه مفهوم «اقتدار» در معنایی دوباره احیا شد؛ اقتدار نه در حمله، بلکه در شهادت؛ نه در فریب افکار عمومی، بلکه در افشای حقیقت توسط مردم.
مردمی که به خیابان آمدند، حامل پیام بودند. پیامی که تنها با پرچم و دستنوشته منتقل نمیشد، بلکه با سکوت، اشک، حضور و پایداری فریاد زده میشد: ایران، حافظه دارد. ایران، تسلیم حافظه جعلی نمیشود. پیکرهای بیجان اما پرشکوه شهدا، پرده از واقعیتی برداشتند که هزار دستگاه تبلیغاتی اسرائیل نتوانست آن را مخدوش کند. جنایت، جنایت است؛ چه در اردوگاه رفح، چه در مدرسهای در غزه، چه در خانهای در شهرک غرب یا گیشا و ستارخان.
نکته مهمتر این است که این تشییع، برخلاف تصور برخی تحلیلگران خارجی، صرفاً یک واکنش احساسی نبود. این حرکت، بیواسطهترین شکل مقاومت نرم مردم بود در مقابل جنگ روایتها. رسانههای رسمی اسرائیل، همزمان با حملات، تمام توان خود را صرف القای «حمله دقیق علیه زیرساختهای تهدیدآمیز» کردند. اما واقعیت در میدان تشییع، شکل دیگری داشت. مردم ایران، بدون فرمان به خیابان آمدند تا بگویند: ما فریب این تقسیمبندیهای دروغین را نمیخوریم. ما در کنار خانوادههایی ایستادهایم که دیگر نه خانه دارند، نه فرزند. و ما باور داریم که این شهدا، همانهایی هستند که باید در تاریخ باقی بمانند، نه در حاشیه خبر.
از منظر راهبردی، این حضور گسترده، صرفاً یک واکنش عاطفی نیست؛ بلکه نوعی بازسازی سرمایه اجتماعی مقاومت است. رژیم صهیونیستی در سالهای اخیر، از طریق جنگ روانی و جنگ ترکیبی، سعی کرده بود پیوند بین مردم و ایده مقاومت را تضعیف کند. اما این جنگ ۱۲ روزه و شهادت جمعی فرماندهان، مردم غیرنظامی و حتی کودکان، سبب شد این پیوند نهتنها ترمیم شود، بلکه بار دیگر در معرض نمایش جهانی قرار گیرد.
در پایان، باید گفت آنچه در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران رخ داد، نه فقط تشییع شهدا، که برملا شدن دروغ بود؛ باطل شدن روایتی جعلی که تلاش میکرد اشغالگری و تجاوز را طور دیگری جلوه بدهد. حضور میلیونی مردم، نه یک آیین صرفاً مذهبی یا ملی، بلکه یک «رأیگیری» خاموش بود، رأیی علیه سکوت، علیه تحریف، علیه وارونهسازی حقیقت.
ایران هنوز زنده است، چون مردمش هنوز میدانند حقیقت از کجا میگذرد؛ از میان خیابانهایی که دیروز، پیکر شهیدان را بر دوش کشیدند.