خورشید که بر آسمان پایتخت بالا آمد، دستها به نشانه ادب بر سینه نشست و زمزمه یا حسین در میان اشکهای مشتاقان پیچید. اشکهایی که از دلتنگی کربلا جاری بود و بغضهایی که در سوگ سیدالشهدا(ع)، شهدای مقاومت و شهدای ایران، مجال شکستن پیدا کرده بود.
پس از پایان مراسم، سیل جمعیت در مسیر ۱۳ کیلومتری میدان امام حسین(ع) تا شهرری به حرکت درآمد. خیابانها رنگ و بوی اربعین گرفته بود؛ موکبها یکی پس از دیگری برپا بودند، عطر چای و اسپند در هوا میپیچید و نوای مداحی، رهگذران را به یاد مسیر پیادهروی تا کربلا میانداخت.
پرچمهای سرخ و سیاه در کنار پرچم ایران، بر فراز جمعیت موج میزد و خانوادهها، نوجوانان و کودکان، دوشادوش یکدیگر این مسیر را طی میکردند. بسیاری با در دست داشتن تصاویر شهدا، یاد عزیزان از دسترفته را زنده نگه داشتند و با زمزمه نام سیدالشهدا(ع)، پیمان وفاداری خود را با آرمانهای عاشورا تجدید کردند.
موکبهای فرهنگی نیز در کنار پذیرایی از زائران، فضایی برای تأمل و روایتخوانی فراهم کرده بودند؛ جایی که وصیتنامه شهدا، روایت ایثار و پیام مقاومت، توشه فکری زائران در این مسیر معنوی شد.
اگرچه میلیونها زائر در همان روز در مسیر کربلا قدم برداشتند، اما خیابانهای تهران نیز روایت دیگری از اربعین را به تصویر کشید؛ روایتی از مردمی که اگر از زیارت حرم جا مانده بودند، از کاروان عشق و وفاداری جا نماندند. آنان با اشک، دعا و گامهای استوار، نشان دادند که راه اربعین تنها به جغرافیا محدود نیست؛ راهی است که از دلها آغاز میشود و تا افق حماسه و امید امتداد مییابد.