جماران نوشت، راغفر با اشاره به کتاب «هنر تحریم» ریچارد نفیو توضیح داد که تحریمهای خارجی با هدف ایجاد درد اقتصادی، از بین بردن مشاغل صنعتی، تضعیف پایگاه اجتماعی دولت و تشدید نارضایتی، طراحی شده است. او تأکید کرد که در ایران، این برنامه با تصمیمات داخلی تکمیل شده و سیاستهایی مانند آزادسازی واردات لوکس، محدود کردن سرمایهگذاری داخلی، تخلیه منابع ارزی و رهاسازی ثروتهای ملی، به جای مقاومت در برابر فشار خارجی، در جهت اهداف تحریم عمل کرده است. به گفته او، در ۵ سال اخیر ۹۶ میلیارد دلار ارز از کشور خارج شده که ۸۰ درصد آن بازنگشته و بخش عمده آن متعلق به دولت بوده است؛ ثروتهایی که توسط گروهی محدود به خارج منتقل میشود و با خرید خانههای چند دهمیلیونی و پرداخت نقدی، شکاف طبقاتی و خشم اجتماعی را تشدید میکند.
او با بیان اینکه «راهبرد تخلیه مالی» هدف اصلی تحریمهاست، گفت تحریمها دسترسی ایران به منابع دلاری را محدود کردند و همزمان سیاستهای داخلی، این محدودیت را به تخریب ساختارهای تولید، وابستگی به واردات و توسعه فساد تبدیل کرد. به گفته او، صنایع کلیدی تحریم شدند اما واردات کالاهای مصرفی و لوکس آزاد بود؛ سیاستی که نه تنها ذخایر ارزی را تخلیه کرد، بلکه بازار را ضدتولیدی و آلوده به رانت ساخت. راغفر تصریح کرد که نمونه آن واردات خوراک حیوانات، گوشیهای گرانقیمت و خودروهای لوکس است؛ کالاهایی که با ارز کشور تامین شدند تا عطش مصرفی و وابستگی ارزی را تشدید کنند.
این اقتصاددان با طرح نمونهای از فساد ارزی در بخش دارو گفت: در سال ۱۳۹۹، انسولین با قیمت ۶.۸ یورو وارد میشد در حالی که قیمت واقعی آن ۱.۸ یورو بود و این بیشاظهاری سالها میلیاردها یورو زیان به کشور تحمیل کرد و دو شرکت مرتبط با نهادهای قدرت ذینفع آن بودند. به گفته او، مشابه این الگو در نهادههای دامی نیز رخ داده؛ در حالی که متوسط قیمت جهانی این کالاها ۲۰ درصد کاهش داشته، ذرت دامی ۱۶۵ درصد، کنجاله سویا ۱۰۵ درصد، جو ۱۵۰ درصد و دانههای روغنی ۱۱۰ درصد افزایش قیمت داشتهاند، آن هم با ارز ۲۸۵۰۰ تومانی و هزینه ۱۰ میلیارد دلاری. راغفر این وضعیت را نتیجه فساد، انگیزه خروج ارز و بیاعتنایی به تولید داخلی دانست و گفت همین موضوع علت جهش قیمت گوشت تا ۱۰۰ درصد، مرغ ۷۰ درصد، تخممرغ ۱۱۰ درصد، لبنیات ۸۰ درصد و روغن ۷۰ درصد است.
او گفت این سیاستها نه تنها اقتصاد را فرسوده بلکه جامعه را دچار فروپاشی اخلاقی و اجتماعی کرده است؛ ثروتمندان با خودروهای میلیاردی «رژه تجمل» میروند و بخش عظیمی از مردم برای بقا در سطلهای زباله جستوجو میکنند. به گفته او، هدف این تبعیض، شکستن وحدت اجتماعی و تبدیل نارضایتی اجتماعی به ابزار فشار علیه حکومت است؛ همان الگویی که در کشورهای آمریکای لاتین با سرکوب و سیاستهای شوکدرمانی اجرا شد. او هشدار داد که فشار بر نیروهای ملیگرا و جریانهای پایبند به امنیت کشور، نشانه خطرناک تکرار همین الگو در ایران است.
او تأکید کرد که شوکدرمانی، با ایجاد سردرگمی اجتماعی و قطع پیوند مردم با گذشته، راه را برای تصمیمات ضدتولیدی باز میکند. نمونه اخیر آن، شوک ارزی و حذف چهار صفر بود که به گفته او، زمینه جهش قیمتها و سودجویی دلالان را فراهم کرد و نمونه آشکار آن افزایش قیمت برنج از ۸۰ هزار تومان به ۴۰۰ هزار تومان بود؛ اقدامی که انگیزه تولیدکننده داخلی را نابود میکند و سود را به جیب واسطهها میریزد. به گفته او، پروندههای فساد بزرگ سالها بینتیجه مانده و دستگاه قضایی برای کنترل افکار عمومی وعده پیگیری میدهد اما واقعیت این است که هیچ اقدام مؤثری رخ نمیدهد.
راغفر با اشاره به وابستگی اقتصاد ایران به فروش منابع طبیعی و عدم سرمایهگذاری، گفت که صنایع استراتژیک مانند پتروشیمیها خصوصی شده اما نه برای توسعه، بلکه برای خروج ارز و تقسیم سودهای نجومی. این شرکتها بدون سرمایهگذاری سالها از یارانه عمومی استفاده کردهاند و محصولات خود را به قیمت دلاری به تولیدکنندگان داخلی میفروشند، اما ارز حاصل را بازنمیگردانند. او گفت هنگامی که قیمت دلار به ۱۱۵ هزار تومان رسید، بخشی از ارز بازگردانده شد اما با چشمانداز افزایش بیشتر، بسیاری از آنها از بازگشت ارز خودداری کردند و ۸۰ درصد ارز بازنگشته متعلق به دولت است.
او گفت خروج ارز از کشور نه تصادفی بلکه بخشی از برنامهای بلندمدت برای محروم کردن کشور از منابع خود است. سرمایههای اصلی و طبیعی فروخته شده و سرمایهگذاری انجام نشده است. مردم با فقر، بیکاری و بحران مسکن روبهرو هستند؛ رانندگان شهرستانی شبها در خودرو میخوابند و بحرانهای اجتماعی و اخلاقی گسترش یافته است. به گفته او، سیاستگذاران با افزایش نرخ ارز، مردم را به سمت خرید خودرو، طلا و سفتهبازی سوق دادهاند تا ارزش پسانداز آنها نابود شود و منابع از تولید به سوداگری منتقل شود.
راغفر گفت که «مافیاهای خودرو» بقای خود را نه در تولید داخلی بلکه در خروج ارز میبینند؛ به همین دلیل طی سالهای اخیر میلیاردها دلار برای واردات خودرو، قطعات و طلا هزینه شده، در حالی که با همین منابع میشد کشور را ساخت. او تأکید کرد که سیاستهای ارزی غلط، مردم را به ریاضت واداشته و مسئولان این وضعیت را به نام اصلاحات توجیه میکنند، در حالی که پیامد آن تورم و تشویق مردم به شورش است؛ دقیقا همان هدفی که تحریمها دنبال میکنند.
او در پایان هشدار داد که شوکدرمانی، نابرابری و سیاستهای ضدمعیشتی، بزرگترین تهدید برای وحدت ملی، سلامت اجتماعی و آینده کشور است و مردم نقشی در خلق این بحرانها نداشتهاند؛ این حاکمیت است که باید پاسخگوی پیامدهای آن باشد.