سعدوندی در توضیح این وضعیت از شکلگیری پدیدهای با عنوان «پولداران فقیر» سخن میگوید و میافزاید که هماکنون در شمال شهر تهران افرادی حضور دارند که در ملک خوبی سکونت داشته یا دارنده خودروی بسیار مناسبی هستند، اما فاقد جریان نقدی لازماند. به گفته او، درآمد این افراد که غالباً حقوقبگیر یا بازنشسته هستند، بسیار اندک است و توانایی تأمین مخارج روزمره خود را ندارند.او علت اصلی بروز این وضعیت را مجموعهای از عوامل از جمله وقوع جنگ، تحریمها، محاصره اقتصادی و مهمتر از همه، تورم ناشی از ناترازی در بودجه و نظام بانکی عنوان میکند و میگوید برای اصلاح این ناترازیها «مطلقاً تلاشی» صورت نمیگیرد.سعدوندی همچنین معتقد است این عوامل باعث شده نوعی ذهنیت در جامعه شکل بگیرد مبنی بر اینکه فعالیتهای اقتصادی آیندهای نامعلوم دارند. به گفته او، میزان نااطمینانی به شدت افزایش یافته و با افزایش نااطمینانی، چنین مشکلاتی بروز میکند.
*کاهش مصرف و افت تابآوری خانوارها
این اقتصاددان درباره آمارهای رسمی مربوط به درآمد و فقر نیز میگوید در حال حاضر آمار رسمی در اختیار ندارد، اما در آینده آمارهای مربوط به میزان کاهش تولید، افزایش نابرابری و صعود ضریب جینی منتشر خواهد شد. او در عین حال تأکید میکند که بهطور کلی سیاستهای دولت در این زمینه اشتباه بوده است.سعدوندی با اشاره به وضعیت تأمین مایحتاج عادی مردم میگوید بر اساس آمارها و اطلاعات دریافتی، میزان مصرف پروتئین در جامعه به شدت کاهش یافته است. به گفته او، این موضوع برای کشور بسیار مضر است؛ چراکه با کاهش مصرف پروتئین، قدرت یادگیری و حتی هوش جامعه تحت تأثیر قرار میگیرد، انرژی افراد تقلیل مییابد و این مسئله در بلندمدت عواقبی به دنبال خواهد داشت.او درباره وضعیت تابآوری اقتصادی خانوارها نیز میگوید این تابآوری به شدت کاهش یافته و با بروز شوکهای بعدی باز هم تقلیل خواهد یافت.سعدوندی مسئله فقر را امری «بیانتها» توصیف میکند و معتقد است زمانی که دولت حساسیت کافی نسبت به موضوع فقر نشان نمیدهد، این روند به فاجعه میانجامد. او میگوید برداشتش این است که مسئولان اقتصادی و تصمیمگیران کشور درک درستی از مسئله و مفهوم فقر ندارند.به گفته سعدوندی، به نظر میرسد ارتباط مسئولان با جامعه شاید از چند دهه پیش قطع شده باشد و نادیده گرفتن مسیری که جامعه به سمت آن حرکت میکند، «دردی بزرگ» محسوب میشود.
*کوچکتر شدن اقتصاد در صورت تداوم وضعیت موجود
سعدوندی درباره پیامدهای تداوم کاهش هزینههای خانوار در حوزههایی مانند تفریح، آموزش، درمان، سفر و تعمیرات میگوید در صورت ادامه این وضعیت، اقتصاد ایران بهطور مداوم کوچکتر شده و اصطلاحاً «آب میرود».او با اشاره به اینکه حدود نیمی از اقتصاد کشور را بخش خدمات تشکیل میدهد، توضیح میدهد اگر چندین واحد صنعتی و کارخانه در اثر جنگ یا تحریم دچار آسیب شوند، در صورت اتخاذ سیاستهای جبرانی درست، آثار جنگ، تحریم و محاصره محدود خواهد بود. با این حال، به گفته او، اگر سیاستها به گونهای باشد که اثرات تحریم را تقویت کند، این وضعیت «به فاجعه خواهد انجامید».سعدوندی معتقد است این اتفاق هماکنون نیز در حال رخ دادن است و میگوید اینکه تمرکز و تمام تلاش دولت صرفاً بر پرداخت کالابرگ معطوف شده، نشاندهنده عدم آشنایی درست مسئولان با ابعاد مختلف فقر است.
*کالابرگ و پیشنهاد پرداخت مستقیم یارانه نقدی
این اقتصاددان در ادامه با اشاره به وضعیت برخی تولیدکنندگان مواد غذایی میگوید افرادی هستند که خودشان تولیدکننده مواد غذاییاند، اما در زمره افراد فقیر جامعه قرار میگیرند. با این حال، به گفته او، این افراد لزوماً نیازی به دریافت کالابرگ ندارند.سعدوندی میافزاید بسیاری از تولیدکنندگان مواد غذایی، از جمله کشاورزان، جزو اقشار پایین جامعه هستند، اما مسئله آنها لزوماً دریافت کالابرگ نیست.او بهترین راهکار جبرانی شناختهشده در دنیا را پرداخت مستقیم یارانه نقدی میداند و میگوید حتی دونالد ترامپ نیز پیشنهاد پرداخت ۵ هزار دلار به هر شهروند آمریکایی را مطرح کرده است؛ هرچند این پیشنهاد مشروط به پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره عنوان شده است.سعدوندی در نهایت میگوید به نظر او بهترین کاری که میشد انجام داد، استفاده از همان زیرساختی بود که در کشور برای پرداخت یارانه نقدی وجود داشت. به گفته او، این زیرساخت در اختیار کشور بوده، اما دولت ارتباط خود را با جامعه و نخبگان قطع کرده و به نظر میرسد هیچ نظری را نمیپذیرد.او این وضعیت را مصداق حکایت معروف «آن کس که نداند و نداند که نداند» میداند و میگوید مسئولان نه راهکار مشخصی دارند و نه میپذیرند که راهکارهایی وجود دارد که خودشان با آنها آشنا نیستند.