بنابراین آنچه که رسانهها به عنوان صورتبندی تغییرات در دولت چهاردهم با مسعود پزشکیان در میان گذاشتهاند بیشتر خاستگاه نگرشهایی است که بعد از یک دوره فترت سیاسی مورد نظر قرار گرفته است. نگاهی به اولویتگذاری رسانههای نزدیک به دیدگاه اصلاحات نشان میدهد این نگرش بر موضوعات ترقیخواهانهای اصرار دارد که بدون در نظر گرفتن جناح درون قدرت توقعات را به سوی یک حرکت تند و شتابزده برای تغییر هدایت میکند. از سوی دیگر رسانههای محافظهکار نشان دادهاند با بلند کردن پرچم دولت سیزدهم و نماد رئیسی به عنوان دولت کار و تلاش این ذائقه را ترویج میکنند که ادامه مسیر سه سال گذشته باید مد نظر باشد. اما کدام راه و مسیر باید در اولویت قرار گیرد؟ این سوال دشوار را باید مسعود پزشکیان و تیم همراهش در روزهای آینده پاسخ دهند که در شرایطی که ایران فرصت زیادی برای بهبود اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ندارد و انباشت مطالبات به نقطه لبریز رسیده، چه مولفههایی را در اولویت امروز اداره کشور قرار خواهند داد.
کلیات یا جزئیات
منطق سیاست میگوید برای بهبود اوضاع نباید به همه ابعاد اداره کشور دست برد و کلیات را دچار تحول اساسی کرد. اگر بنای دولت چهاردهم بر این باشد که فضا را برای کار و تغییر آماده کند، هر بارقه کوچکی میتواند موتورهای خاموش مشارکت را روشن کرده و ظرفیتهای بالقوه را آزاد کند. از این رو باید گفت دولت چهاردهم در صورت اول باید چهرهای خوشایند و امیدآفرین از خود به نمایش بگذارد. این چهره نه حبابگونه امید میدهد و نه شعارزده وعده . نه آمارسازی میکند برای توجیه خود و نه نقد گذشته را آنقدر پررنگ خواهد کرد که فضای مدیریت کشور تبدیل به تخریب روسای جمهور گذشته شود. بنابراین مسعود پزشکیان نیاز به یک سرنخ کوچک در میان انتظارات مردم دارد تا بتواند حجم بزرگی از آرای خود و رایهای خاموش را در رسیدن به اهداف به صف کند. او در این انتخابات حدود ۱۶ میلیون رای قطعی را به پای صندوقها آورد. در همین حین حدود ۳۰ میلیون رای خاموش و معترض به وضع موجود نیز بالقوه میتوانند مدافعان او در راه تغییر باشند. این امکان برای دولت چهاردهم وجود دارد که با عملکردی مثبت مسیر اداره کشور را به یک رفرم دیگر در جذب آرا و مشارکت کند.
صورتبندیهای سیاسی و اقتصادی
در روزهای گذشته چند موضوع مهم در حوزههای سیاسی و اقتصادی درگرفت. اقتصاددانان بر توجه دولت چهاردهم به رشد اقتصادی و تورم از مسیر سیاست خارجی و بهبود روابط با دنیا حرف زدند. سیاسیون بیشتر بر ایجاد فضای نقد در مسئله حجاب و فیلترینگ سخن گفتند. البته هیچیک بر اولویتبندی موضوعات تمرکز نداشتند.تئوریهای هیجانزده و آرمانگرایی بدون در نظر گرفتن سدهای پیشرو فصل مشترک بیان اقتصادیون و سیاسیون در روزهای گذشته بود. گویا همه آنها فراموش کرده بودند که چند ماه قبل از این درباره حداقلها سخن میگفتند و از فرار سرمایهها و خروج نخبگان و از دست رفتن امید به آینده انتقاد میکردند! بدون تردید این همان چاله بزرگی است که روند حل مشکلات را به محاق میبرد. هیجان تغییر بدون تفکر تغییر تندروی و زیادهخواهی میآفریند، بدون اینکه دستاوردهای مهمی برای مردم و در جهت منافع ملی خلق کند.
دیدگاههای واقعگرایانه یا آرمانگرایی هیجانی ؟
از این رو باید واقعگرایانه به شرایط موجود و کاریزمای پزشکیان در مواجهه با اداره کشور پرداخت. مسعود پزشکیان نشان داده مرزهای اخلاقی و سیاسی متفاوتی دارد. او چند کلیدواژه مهم در این انتخابات برای مردم ساخت، کلیدواژههایی که حتی آرای او را از میان آرای اصولگرایان سوا کرد و باعث ریزش رای تندروها شد. این کلیدواژهها باید نقشه راه دولت چهاردهم باشد. رئیسجمهور منتخب مردم ایران، واژه عدالت و رفع فقر و محرومیت را به شکل عمیقی برای مردم بیان کرد. رای او در روستاها نشان داد پزشکیان با صداقت و زبانی نزدیک به مردم توانسته دلها را برباید و این مزیت میتواند نقطه قوت او باشد برای آنچه که او به عنوان همگرایی و انسجام داخلی از آن یاد کرده تا مشکلات را حل کند. اگر به موضعگیریهای اخیر محافظهکاران دقت کنیم کلیدواژه ادامه راه رئیسی احتمالا استراتژی همهگیر آنهاست برای نقد مسعود پزشکیان در مسیر اداره کشور. در آینده نزدیک هر عملکردی از مسعود پزشکیان در ترازویی که آنها ساختهاند مورد سنجش و ابلاغ به هوادارنشان قرار خواهد گرفت. بنابراین رئیسجمهور منتخب باید بتواند با تکیه بر شعار همگرایی و حل اختلافات داخلی مسیر را برای تغییرات بزرگ و اساسی فراهم کند.
مردم از این حجم اختلاف درونی و نگاههای سیاسی و جناحی خستهاند. مردم از اینکه شنیدهاند پیوستن به FATF فقط به دلیل نگاههای جناحی و انحصارطلبانه در پستو مانده و یا مذاکرات رفع تحریم به دلیل سایههایی از کارشکنی سفرههای مردم را به بخورنمیر رسانده خسته و دلزدهاند. این روند ادامهدار که بیش از یک دهه گذشته به یک مانیفست بی تغییر در اداره کشور تبدیل شده، نه تنها مشارکت مردم را در عرصههای مختلف کاهش داده بلکه موجب بروز اختلالات اجتماعی بیبازگشت در عرصه زیست عادی ایرانیان شده است. بنابراین مدتی تنفس دادن به مردم برای درک بهبود شرایط و آرامش سیاسی در جهت همگرایی و اندیشیدن به یک نقطه برای حل مشکلات میتواند مهمترین راهکاری باشد که دولت را به سوی اهداف بزرگ هدایت میکند. بیراه نگفته ایم اگر بگوییم همگرایی سیاسی در حل مشکلات اولویت اساسی امروز است.