عارفابراهیمی ریشه نوسانات کنونی را نتیجه روندی فرسایشی طی دو دهه گذشته میداند. او توضیح میدهد که دستمزدها عملاً ثابت ماندهاند و بخش تولید مجبور است مواد اولیه، تجهیزات و خدمات مورد نیاز خود را با هزینههایی تأمین کند که تحت تأثیر تورم و افزایش نرخ ارز قرار دارد. در حالی که تنها هزینه نسبتا ثابت واحدهای تولیدی، حقوق نیروی انسانی است، این عدم تناسب باعث فشار شدید بر تولیدکنندگان میشود.
وی به بخش معدن و صنایع تولیدی اشاره میکند و به تسنیم میگوید: «در ماههای اخیر هزینه ماشینآلات، خدمات پیمانکاری و حملونقل تا ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش یافته و حاشیه سود تولیدکنندگان را به شدت کاهش داده است.»
*ناترازی انرژی؛ هزینه پنهان تولید
یکی از عوامل کمتر دیدهشده افزایش هزینهها، ناترازی انرژی است. عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران میگوید: «قطع دو روز در هفته برق واحدهای فولادی ممکن است قابل مدیریت به نظر برسد، اما توقف ناگهانی تولید، به ویژه هنگام مذاب بودن فولاد در کوره، خسارت سنگینی وارد میکند و هزینه تمامشده را افزایش میدهد.»
این اختلالها گاهی باعث میشود بازگشت به وضعیت عادی تولید تا یک هفته طول بکشد و در نهایت یا تولید کاهش یابد یا قیمتها بالا برود که فشار بر بازار ارز را تشدید میکند.
*زمستان و افزایش تعطیلیهای تولیدی
با آغاز فصل زمستان، محدودیت یا قطع گاز نیز به مشکلات انرژی اضافه میشود. برخی واحدهای تولیدی عملاً با چهار روز تعطیلی در هفته مواجه هستند، در حالی که همچنان باید مالیات، حقوق پرسنل و سایر هزینههای جاری را پرداخت کنند. این شرایط تولید را از درون تضعیف کرده و تأثیر مستقیمی بر افزایش قیمتها و نرخ ارز دارد.
*طلای جهانی و انتظارات تورمی؛ شتابدهنده نوسانات
عارفابراهیمی همچنین جهش قیمت جهانی طلا و تشدید انتظارات تورمی را دو عامل همجهت افزایش قیمتها میداند. او میگوید: «اقتصاد ایران تحت فشار همزمان چند عامل است و آثار روانی این وضعیت نیز نوسانات بازار را تشدید میکند.»
اقتصاد ایران امروز نتیجه دو دهه فشار مستمر است؛ فشارهایی که ابتدا تولید را نشانه میگیرند و نهایتاً خود را در نرخ ارز و طلا نشان میدهند. تحریمها، محدودیتهای تجاری، ناترازی انرژی، تورم و جهش قیمت جهانی طلا همگی با هم، واحدهای تولیدی را تحت فشار قرار داده و چرخهای از افزایش قیمتها و نوسانات بازار ایجاد کردهاند.