۱۴۰۵-۰۶-۰۲ ۱۹:۱۸

آرمان‌گراییِ در زمین واقعیت

هر جامعه‌ای برای حرکت به سوی آینده، به آرمان نیاز دارد؛ اما آرمانی که بر بستر واقعیت بنا نشده باشد، نه تنها موتور پیشرفت نخواهد بود، بلکه می‌تواند به عاملی برای سرخوردگی اجتماعی و ناکارآمدی در تصمیم‌گیری تبدیل شود. هنر حکمرانی آن است که میان افق‌های بلند توسعه و واقعیت‌های موجود، پلی از عقلانیت، دانش و برنامه‌ریزی ایجاد کند.

اقتصاد ایران امروز در شرایطی قرار دارد که نمی‌توان آن را با نسخه‌های شعاری یا تصمیم‌های هیجانی مدیریت کرد. تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، محدودیت‌های ناشی از تحریم، نوسانات ارزی، چالش‌های سرمایه‌گذاری و کاهش بهره‌وری، مجموعه‌ای از مسائل درهم‌تنیده را شکل داده‌اند که حل آنها نیازمند رویکردی علمی و چندبعدی است. در چنین شرایطی، هر راهکاری که بر پایه تحلیل دقیق داده‌ها، شناخت تجربه‌های موفق جهانی و ظرفیت‌های داخلی استوار نباشد، بیش از آنکه راهگشا باشد، به اتلاف منابع و زمان خواهد انجامید.

تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که عبور از بحران‌های اقتصادی، پیش از هر چیز، نیازمند اعتماد به دانش و نهادهای تخصصی است. سیاست‌گذاری اقتصادی زمانی اثربخش خواهد بود که دانشگاه، مراکز پژوهشی، بخش خصوصی، نخبگان و دستگاه‌های اجرایی در یک فرآیند مستمر گفت‌وگو و تصمیم‌سازی مشارکت داشته باشند. فاصله گرفتن از تصمیم‌های مبتنی بر شواهد و جایگزین کردن آنها با نگاه‌های صرفاً سیاسی یا احساسی، هزینه‌هایی را بر اقتصاد تحمیل می‌کند که آثار آن سال‌ها باقی می‌ماند.

در این میان، نقش نخبگان تنها نقد وضعیت موجود نیست. جامعه علمی باید بتواند راهکارهای عملی، قابل اجرا و متناسب با واقعیت‌های کشور ارائه کند؛ راهکارهایی که علاوه بر حفظ آرمان‌های توسعه، محدودیت‌های اقتصادی، مالی و بین‌المللی را نیز در نظر بگیرد. از سوی دیگر، نظام تصمیم‌گیری نیز باید پذیرای این ظرفیت باشد و فرآیندهای سیاست‌گذاری را به روی اندیشه‌های نو و تحلیل‌های تخصصی بگشاید.

 

آرمان‌گرایی زمانی ارزشمند است که مسیر رسیدن به آن نیز ترسیم شده باشد. تعیین اهداف بلندپروازانه بدون طراحی ابزارهای تحقق آنها، فاصله میان انتظار و واقعیت را افزایش می‌دهد و در نهایت به کاهش اعتماد عمومی می‌انجامد. جامعه بیش از هر زمان دیگری به تصمیم‌هایی نیاز دارد که هم امیدآفرین باشند و هم امکان تحقق داشته باشند.

اقتصاد ایران ظرفیت‌های فراوانی در حوزه منابع انسانی، موقعیت جغرافیایی، انرژی، فناوری و بازارهای منطقه‌ای دارد. بهره‌برداری از این ظرفیت‌ها اما مستلزم آن است که علم، نه در حاشیه، بلکه در متن تصمیم‌سازی قرار گیرد. سیاست‌های اقتصادی باید محصول پژوهش، تحلیل و اجماع کارشناسی باشند، نه واکنش‌های مقطعی و کوتاه‌مدت.

امروز بیش از هر زمان دیگری، کشور به سرمایه اجتماعی حاصل از اعتماد میان مردم، نخبگان و حاکمیت نیاز دارد. این اعتماد زمانی تقویت می‌شود که جامعه احساس کند تصمیم‌های اقتصادی بر پایه عقلانیت، شفافیت و تخصص اتخاذ می‌شوند و صاحبان اندیشه فرصت دارند در حل مسائل کشور نقش‌آفرینی کنند.

جعفررضایی-مدیرمسئول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021