تحلیلگر حوزه اقتصاد گفت: «هرچه نگاه به آینده بدبینانهتر باشد، انتظار تورم بالاتر میرود و رفتارهای هیجانی در جامعه شکل میگیرد. یکی از عواملی که در این شرایط باید مورد توجه قرار گیرد، نقش دولت است. زمانی که فعالان اقتصادی و مردم تصور کنند دولت اقدامی انجام نمیدهد یا ابزار و توان لازم برای مدیریت اقتصاد را در اختیار ندارد، طبیعی است که بدبینی تشدید شود.»
وی افزود: «در مقابل، وقتی دولت اعلام میکند قصد دارد وارد میدان شود و در بازار اثرگذار باشد، تا حدی نوعی امید و اطمینان در جامعه ایجاد میشود که دولت کاملاً منفعل نیست و تلاش میکند بحران را تا حد امکان مهار کند. بنابراین، اگر دولت در مقیاس وسیعتری وارد بازار شود، این اقدام میتواند اثرگذار باشد، اما نمیتوان انتظار داشت که صرفاً با این روش، تمام موج تورمی موجود مهار شود.»
این اقتصاددان با اشاره به حجم نقدینگی موجود در اقتصاد کشور گفت: «با توجه به حجم نقدینگی موجود و شرایطی که بازار سرمایه در حال حاضر دارد، بخش قابل توجهی از نقدینگی بهطور طبیعی به سمت داراییهایی میرود که بتوانند ارزش پول را حفظ کنند؛ ارز نیز یکی از همین بازارهاست. بنابراین تقاضای گستردهای در این حوزه وجود دارد و مجموعه این عوامل باعث میشود موج تورمی شکلگرفته بسیار گسترده باشد.»
وی افزود: «دولت میتواند بخش مهمی از این موج را کنترل کند، اما نمیتوان انتظار داشت که با یک اقدام مقطعی در بازار ارز، مسئله بهطور کامل حل شود. مداخله دولت میتواند از شدت بحران کم کند و مانع از تشدید برخی رفتارهای هیجانی شود، اما ریشههای شکلگیری این تقاضا همچنان باقی میماند.»
این تحلیلگر در پاسخ به این پرسش که آیا کنترل نرخ ارز و تورم اساساً از دست دولت خارج شده است یا همچنان امکان مدیریت شرایط وجود دارد، گفت: «قطعاً امکان انجام اقداماتی وجود دارد. همانطور که اشاره کردم، حتی اعلام اینکه دولت قصد دارد اقدامی انجام دهد، به خودی خود اثر روانی دارد و میتواند به تثبیت شرایط کمک کند.»
او ادامه داد: «نمیتوان گفت دولت هیچ ابزاری در اختیار ندارد. با این حال، مسئله فقط انجام یک اقدام مقطعی نیست. آنچه امروز در اقتصاد ایران محسوس است، تا حد زیادی نتیجه سیاستهایی است که طی سالهای گذشته دنبال شده است. بیتوجهی دولتهای مختلف به وضعیت بازار سرمایه و نحوه مدیریت نقدینگی، شرایطی ایجاد کرده که حتی برخی ابزارهایی که با هدف فعالتر شدن بازارها ایجاد شدهاند، در مواردی به بستری برای شکلگیری تقاضای سفتهبازانه تبدیل شدهاند.» وی افزود: «حتی ایجاد تمهیداتی مانند بورس کالا که میتوانست به فعالتر شدن بازار سرمایه و بهبود موقعیت فعالان اقتصادی کمک کند، در شرایطی میتواند زمینه شکلگیری تقاضای سفتهبازانه را نیز فراهم کند. مسئله این است که دولتها در طول سالهای گذشته برنامه مشخص و مؤثری برای مدیریت این نوع تقاضا نداشتهاند.» ذاکری با اشاره به انباشت نقدینگی در اقتصاد ایران گفت: «امروز با سرمایه و نقدینگی سرگردانی مواجه هستیم که هر زمان وارد یک بازار شده، بحران ایجاد کرده است. این اتفاق را بارها در حوزه مسکن و املاک شاهد بودهایم. بخش مهمی از بحرانها و افزایش قیمتهایی که در اقتصاد کشور ایجاد شده، به همین جریان نقدینگی مربوط است.»
این اقتصاددان تصریح کرد: «وقتی نقدینگی سرگردان وجود داشته باشد و مسیر مناسبی برای ورود آن به فعالیتهای مولد اقتصادی تعریف نشده باشد، طبیعی است که صاحبان این منابع به سمت بازارهایی حرکت کنند که امکان حفظ ارزش پول یا کسب سود سریعتری در آنها وجود دارد. در چنین شرایطی ارز، طلا، مسکن و سایر داراییها میتوانند به مقصد این نقدینگی تبدیل شوند.»
وی درباره راهکار بلندمدت برای عبور از این وضعیت گفت: «کار اصلی دولت در بلندمدت، مهار نقدینگی و بازگرداندن اقتصاد به ریل درست است؛ بهگونهای که نقدینگی سرگردان موجود در جامعه و منابع مالی گستردهای که در اختیار گروههایی از جمعیت قرار گرفته، در خدمت تولید قرار بگیرد، نه اینکه به سمت فعالیتهای دلالی و سفتهبازانه حرکت کند. اگر این مسئله حل نشود، هر بار که دولت در یک بازار مداخله کند، ممکن است بخشی از نقدینگی به بازار دیگری منتقل شود. بنابراین نمیتوان صرفاً با تزریق ارز یا مداخلات مقطعی، انتظار داشت که چرخه تورمی برای همیشه متوقف شود.»