۱۴۰۵-۰۶-۰۲ ۱۹:۳۵

سرزمین تشنه؛ توسعه بی‌پایان

سال‌ها بحران آب در ایران به زبان ساده‌ای روایت شد؛ کمبود بارش، کاهش نزولات جوی، خشک شدن سدها و افت سفره‌های زیرزمینی. اما آنچه امروز در تهران، اصفهان، مشهد و بسیاری از کلان‌شهرهای کشور رخ می‌دهد، صرفاً یک دوره خشکسالی نیست. مسئله اصلی، برخورد دو واقعیت با یکدیگر است: از یک‌سو سرزمینی با ظرفیت محدود اقلیمی و از سوی دیگر الگوی توسعه‌ای که گویی هیچ محدودیتی را به رسمیت نمی‌شناسد.

ایران وارد مرحله‌ای شده که در آن «کمبود آب» دیگر یک بحران مقطعی نیست، بلکه به بخشی از ساختار اقتصادی، شهری و حتی اجتماعی کشور تبدیل شده است. تفاوت این مرحله با خشکسالی‌های سنتی در آن است که پیش‌تر طبیعت پس از چند سال خشکی فرصت ترمیم پیدا می‌کرد، اما اکنون فشار مداوم جمعیت، صنعت، کشاورزی و توسعه شهری، امکان بازسازی طبیعی منابع را از بین برده است. به بیان دیگر، کشور نه فقط با کاهش بارندگی، بلکه با فرسودگی اکولوژیک روبه‌روست.

مشکل اساسی از جایی آغاز شد که توسعه شهری در ایران از منطق اقلیم جدا شد. شهرها بدون توجه به ظرفیت آب، خاک و توان زیستی گسترش یافتند و سیاست‌گذاری‌ها به جای توزیع متوازن جمعیت، همه چیز را به سمت تمرکز در چند کلان‌شهر سوق دادند. نتیجه آن شد که امروز مناطقی با منابع محدود، باید بار میلیون‌ها نفر جمعیت، صنایع آب‌بر، ساخت‌وساز گسترده و مصرف فزاینده را تحمل کنند.

این وضعیت فقط یک ناترازی ساده میان عرضه و تقاضای آب نیست؛ بلکه نشانه یک اختلال عمیق در حکمرانی سرزمین است. وقتی شهری بیش از ظرفیت طبیعی خود رشد می‌کند، هر سال خشکسالی به بحرانی شدیدتر تبدیل می‌شود، زیرا دیگر ذخیره‌ای برای جبران وجود ندارد. در چنین شرایطی حتی بازگشت بارش‌ها به وضعیت نرمال نیز الزاماً بحران را حل نمی‌کند، چرا که مصرف از توان تجدیدپذیری منابع پیشی گرفته است.

در این میان، خطرناک‌ترین بخش ماجرا وابستگی مزمن به آب‌های زیرزمینی است. طی سال‌های گذشته، بخش مهمی از کمبود بارش نه با اصلاح الگوی مصرف، بلکه با برداشت بیشتر از سفره‌های زیرزمینی جبران شد؛ روشی که در ظاهر بحران را به تعویق انداخت، اما در عمل آینده را وام گرفت. اکنون نشانه‌های این بدهی سنگین در فرونشست زمین، نابودی دشت‌ها و کاهش کیفیت منابع آبی نمایان شده است. از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی نیز الگوی بارش را دگرگون کرده است. افزایش دما، تبخیر بیشتر، بارش‌های کوتاه و شدید و طولانی‌تر شدن دوره‌های خشک، به این معناست که مدل‌های قدیمی مدیریت آب دیگر کارایی سابق را ندارند. ایران در حال ورود به دوره‌ای است که در آن باید «زندگی با کم‌آبی» را به جای انتظار برای بازگشت ترسالی بپذیرد.

راه عبور از این وضعیت، پیش از هر چیز نیازمند تغییر نگاه به مفهوم توسعه است. دیگر نمی‌توان توسعه شهری را مستقل از ظرفیت اقلیمی تعریف کرد. ساخت شهرک‌های جدید، گسترش بی‌وقفه کلان‌شهرها و استقرار صنایع آب‌بر در مناطق کم‌آب، عملاً تولید بحران برای آینده است. نخستین گام، بازگشت به مفهوم «آمایش سرزمین» است؛ یعنی توزیع جمعیت و فعالیت اقتصادی بر اساس توان واقعی هر منطقه.

در کنار آن، فناوری باید به بخش جدایی‌ناپذیر مدیریت آب تبدیل شود. استفاده از سامانه‌های هوشمند برای پایش مصرف، شناسایی مشترکان پرمصرف، کاهش هدررفت شبکه و مدیریت توزیع، دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه ضرورتی حیاتی است. هوش مصنوعی می‌تواند الگوهای مصرف را تحلیل کرده و پیش از تبدیل شدن کمبودها به بحران، هشدارهای لازم را ارائه دهد.

اصلاح الگوی مصرف نیز باید از سطح شعار خارج شود. کاهش مصرف آب تنها با توصیه اخلاقی ممکن نیست، بلکه به ترکیبی از فرهنگ‌سازی، قیمت‌گذاری واقعی، تجهیزات کم‌مصرف و سیاست‌های تشویقی نیاز دارد. تجربه جهانی نشان می‌دهد حتی کاهش محدود مصرف خانگی، اگر فراگیر باشد، می‌تواند فشار بر شبکه‌های آبی را به شکل محسوسی کاهش دهد.

در نهایت، بحران آب در ایران بیش از آنکه مسئله کمبود بارش باشد، مسئله ناهماهنگی میان انسان و اقلیم است. طبیعت سال‌ها با برداشت‌های بی‌وقفه، توسعه نامتوازن و مدیریت کوتاه‌مدت کنار آمده، اما اکنون نشانه‌های فرسودگی آشکار شده است. پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا خشکسالی ادامه پیدا می‌کند یا نه؛ پرسش این است که آیا سیاست‌گذاری در ایران پیش از رسیدن به نقطه غیرقابل بازگشت تغییر خواهد کرد یا همچنان توسعه، جلوتر از ظرفیت سرزمین حرکت می‌کند.

جعفررضایی-مدیرمسئول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021