به گزارش جماران، فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست تخصصی «استراتژی توسعه صنعتی» در مرکز پژوهشهای اتاق ایران ضمن برشمردن ضرورتهای تدوین و اجرای سیاست صنعتی در ایران، به تشریح اصولی که در نگارش آن باید مورد توجه قرار گیرد پرداخت و با تاکید بر اینکه تصمیم گیری درباره سیاست صنعتی قبل از هر چیز یک تصمیمگیری سیاسی و ناظر بر حیطه اقتصاد سیاسی است، گفت: رئیس جمهور محترم شعاری با عنوان وفاق ملی مطرح کرده است، در حالی که وفاق ملی زمانی موضوعیت پیدا می کند که ما درک مشترک از مفهوم منافع ملی داشته باشیم. اگر درک مشترکی از منافع ملی نداشته باشیم، روی چه مسائلی وفاق کنیم!؟ در این جا وفاق می شود اسم رمز چیزهای دیگری که هر چه هست اهل سیاست به ما بگویند. اما آنچه که یقینی است، این است که مطلقا از درون آن وفاق بیرون نخواهد آمد و کارهایی مباح می شود که از دریچه اندیشه توسعه دقیقا ضد منافع ملی است.
جماران، مومنی با بیان اینکه در این نشست مهیا شدن برای فاز صفر سیاست صنعتی را بررسی می کند، خاطرنشان کرد: چندان آمادگیهای ذهنی و آمادگیهای عینی بایسته برای اینکه در این سرزمین گرامی، سیاست صنعتی باکیفیتی تدوین و اجرا شود، مشاهده نمی کنم. باید گستاخی مواجه شدن با واقعیت را در خود ایجاد کنیم و از ادا درآوردن، ظاهرسازی و وعده های سرخرمن پرهیز کنیم و حتی المقدور به روش علمی، مساله را همان طور که هست ببینیم و تلاش کنیم به نحو بایسته ای در این مسیر گام برداریم.
وی افزود: مساله اساسی کنونی ایران از دریچه اقتصاد سیاسی به این برمی گردد که در سطح نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور، آمادگی بایسته برای ارائه یک تصویر عالمانه روندی از واقعیتهای موجود وجود ندارد. این مسئله بسیار تکان دهندهای است. وقتی آمادگی نداشته باشیم واقعیتهای موجود را ببینیم، به این معنا است که می خواهیم چیزی را تغییر دهیم که نمی دانیم چیست.
*باید درک کنیم صنعت مترادف با توسعه است
این اقتصاددان با بیان اینکه در تمام متون کلیدی توسعه، مسئله «صنعت»، مترادف با «توسعه» درنظر گرفته می شود و گفته میشود مسئله صنعت، مسئله نظام حیات جمعی است و نه فقط فعالیتی در گوشهای از شهر، زیر یک سوله، تاکید کرد: تا زمانی که ما چنین درکی از صنعت پیدا نکنیم و در سطوحی این درک هویت جمعی پیدا نکند، هر تصمیم گیری و تخصیص منابعی که تحت این عنوان اتفاق می افتد، میتواند بدون نسبت با توسعه و یا در نقطه مقابل آن باشد. هر جا توسعه را می بینید، متوجه میشوید که آنها ابتدا این جنبه را به خوبی درک کردهاند.
مومنی ضمن تاکید بر اینکه اگر جامعه ای صنعت مدرن می خواهد، باید نظام آموزشی، منطق زیربناسازی و منطق بروکراسی و همه چیزش با اقتضائات صنعت مدرن تنظیم شود، ادامه داد: این اقتضائات، توانایی های استثنایی منحصر به فرد را هم ایجاد میکند که نشان می دهد هزینه فرصت مواجهه سهل انگارانه و غفلت از آن اصلا قابل تصور نیست. اکنون هم وقتی درباره مولفههای پردستاورد صحبت می کنیم، عزیزان میگویند ما آن را می خواهیم، اما حاضر نیستند به هیچ یک از لوازمش تن دهند.
غفلت از بنیه تولیدی، کشور را دچار سلطه فراگیر می کند
وی با بیان اینکه این وضعیت می تواند به سمت سلطه فراگیر حرکت کند بنابراین این درک در سرنوشت بین المللی ما هم تاثیر تعیین کننده می گذارد، گفت: ما هنوز از میراث اندیشه ای ۲۰۰ سال پیش هم بهره ای نبرده ایم. فردریک لیست می گوید در جامعهای که ساخت مسلط تولیدیاش، ساخت معیشتی است، ارتباطات اندک و محدود می شود و این ارتباطات محدود خودمطلقانگاری و رواج تعصبهای جاهلی پدیدار می کند. در کنار آن با رواج بی کفایتی، ناکارآمدی و استمرار عادتهای بد روبه رو هستید و دچار ایستایی و درجا زدن می شوید، در حالی که آنها که این مناسبات را درک کرده اند، مرتبا از شما فاصله میگیرند و این فاصله برای شما بحران امنیت ملی هم پدید می آورد. او می گوید حتی اگر فرهنگ خواه هم نیستید و جنگ طلبید، برای جنگطلبی هم باید بتوانید بنیه تولیدی تان را روزآمد کنید.
نمیدانیم در حال نابود کردن صنعت هستیم
این استاد اقتصاد ابراز عقیده کرد: اکنون باید گفت حقیقتا حسگرهای این سیستم کار نمی کند، به این دلیل که در دو دهه گذشته ما با بی سابقه ترین صنعت زدایی های تاریخ اقتصادی معاصر ایران روبرو بودیم و درباره این پدیده حتی یک مقاله هم وجود ندارد. یعنی ما چون نمی دانیم در حال نابود کردن چه چیزی هستیم، طبیعتا به آن حسی هم نداریم!
مومنی توضیح داد: برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران ما در دهه ۱۳۸۰ دو سرشماری در ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ داشته ایم، مقایسه این دو سرشماری، نشان می دهد در این دوره شش ساله حدود ۶۲۰ میلیارد دلار به این اقتصاد تزریق شده، خالص فرصتهای شغلی بخش صنعت ما منفی ۴۱۵ هزار نفر بوده است! واقعا حکومت گرامی اگر درک می کرد که این چه معنا دارد، باید دست استمداد به سمت انجمن جامعه شناسان دراز می کرد و از آنان می خواست این وضعیت را برایش شرح دهند.
وی با بیان اینکه اشتغال مولد مدرن ۱۷ کارکرد دارد که تنها سه کارکرد آن جنبه اقتصادی دارد، تاکید کرد: آثار این صنعت زدایی در انحطاط اجتماعی و فرهنگی و فرسودگی و سرخورده کردن و منزوی کردن آدمها، بسیار فراتر از آن چیزی که از جنبه اقتصادی به ما لطمه می زند، می تواند ما را تحت تاثیر قرار دهد و ما اکنون دچارش شدیم.
جمعیت فقرا ظرف ۳ سال دو برابر شده است
وی ادامه داد: آیا مردم ایران نیاز ندارند و از سر استغنا مصرفهای ضروری را انجام دهند!؟ مردم ایران ناتوان شدهاند. بهای این تداوم این وضعیت گسترش و تعمیق فقر است. اگر سنسورهای سیستم کار می کرد و دنبال ریشه اصلی قضیه می گشت ، برای اولین بار در تاریخ اقتصادی ثبت شده ایران، در نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ در عرض سه سال، اندازه جمعیت فقیر دو برابر شده است. در تاریخ اقتصادی ثبت شده ما چنین چیزی وجود ندارد، اما یک کلمه از مقامات کلیدی کشور در این باره حرف نشنیدیم که بگویند ما چه می کنیم که این گونه مردممان را به فقر و مسکنت و افلاس انداخته ایم!؟