عصر رسانه - روزنامه صبح ایران

۱۴۰۳-۰۳-۲۷ ۰۹:۴۲

نیازهای اولیه مردم

در کتاب اقتصاد برای سیاستگذاران راهنمایی برای غیراقتصادی‌ها آمده است: آن کارفرمایی که نیروی کار استخدام می‌کند، آن کارگری که نماینده کارگران است، آن رای‌دهنده‌ای که نماینده مجلس انتخاب می‌کند و آن نماینده مجلسی که قانون وضع می‌کند همگی به علم اقتصاد محتاج هستند اما وقت یا اشتیاق اندکی برای یادگیری آن دارند.» این جملات به قلم گوستاو رینالدی آنقدر ساده و گویاست که این روزها برای هر کشوری در هر شرایطی می‌تواند بیان یک ضرورت غیرقابل انکار باشد. او در این کتاب که بخشی از آن را آورده‌ام به صراحت می‌گوید همه باید اندکی اقتصاد بدانند.

دلیل این امر احتمالا به تغییر ساختارهای اداره زندگی و به مراتب اداره کشورهاست که در دوران جدید علم‌محور بودن اداره زندگی را به رخ می‌کشد. یادآوری این نکته به همزمانی انتخاباتی بازمی‌گردد که در جریان است. تیتر روزنامه‌ها بعد از اتمام ثبت‌نام نامزدها مرا به یاد این کتاب و معرفی آن در سال‌های گذشته انداخت. تقریبا اغلب روزنامه‌ها، کانال‌های خبری و سایت‌ها بر این نکته متمرکز بودند که نامزدهای انتخابات بدون برنامه آمدند. معدود کسانی بودند که اصلا در حوزه اقتصادی حرف زده باشند. این افراد هم به دلیل چهره و پیشینه‌ای که داشتند ناگزیر به بیان موضوعات کلی و فراگیر در اقتصاد شدند. البته پیوست این موضوع را نیز باید بگوییم. همه آنها اقتصاد را از دریچه نقد گذشته و بلایی که بر سر مردم در مسیر تورم، خلق نقدینگی، کسری بودجه و گرانی‌ها ایحاد شد، نگریستند. به این معنا که اقتصاد در خدمت سیاست و سیاست حاکم بر اقتصاد است. روزگاری بود که اگر چنین اتفاقی می‌افتاد و داوطلبان ریاست‌جمهوری با اعداد و ارقام و مسائل کلی اقتصاد آشنا نبودند یا برنامه اقتصادی مشخصی برای بهبود اقتصادی نداشتند، موضوع خیلی مهم و تامل برانگیزی محسوب نمی‌شد. چرا که مسئله ریاست‌جمهوری زیر سایه کاریزمای سیاسی و جناحی افراد کم می‌شد یا در کابینه با چینش تیم اقتصادی جهت‌گیری نهایی دولت‌ها به ظهور می‌رسید. اما امروز با حجم مطالبات اقتصادی که در مردم ایجاد شده و نیازهای اساسی که در این بخش وجود دارد اعلام سیاست اقتصادی دقیق و برنامه‌های ملموس یکی از مهمترین اولویت‌هایی است که باید در نظر گرفته شود. نگاهی به کشورهای توشعه یافته و حتی کشورهای همسایه ایران نشان می‌دهد که اغلب آنها در یکی- دو دهه گذشته مسیر اقتصاد و توسعه فراگیر را در پیش گرفته‌اند. عربستان، امارات، قطر و بسیاری دیگر در مسیر مدرن شدن خدمات دانش‌بنیان در حرکتند. اما ما در کشور غنی با زمینه‌های بسیار در منابع و نیروی انسانی درباره تورم، خلق نقدینگی و کسری بودجه به عنوان حداقل‌های شناخت یک دولت از اقتصاد ایران سخن می‌گوییم. این موضوع نافی اهمیت کنترل تورم و بهبود سیاست‌های پولی ومالی دولت نیست، اما بحث بر سر این است که رسیدن توسعه نیازمند شروط اولیه‌ای است که از راه علم و پیشرفت موزون در همه زمینه‌ها می‌گذرد. به هر حال روزهای گذشته در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران بر سر مسائل گروهی و سیاسی گذشت. کمتر به موضوع اقتصاد و برنامه‌های دولتی در راه رسیده به توسعه بحث شد. باید دید در مناظره‌ها و فیلم‌های تبلیغاتی نامزدها این موضوع مورد توجه قرار می‌گیرد یا سیاست سایه خود را بر همه امور مهم دیگر خواهد گستراند. بدون تردید آگاهی و خرد اولیه یک رئیس‌حمهور در حوزه اقتصاد و نگرش او درباره اهمیت توسعه در کشور سنگ بنای توجه اولیه مردم خواهد بود.

جعفر رضائی (فعال رسانه ای)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *