به گفته او، مسئله فقط اجرای یک طرح حمایتی نیست، بلکه باید درباره آثار مالی، پولی و امکان ادامه آن نیز از ابتدا تصمیم روشنی وجود داشته باشد.
سوری با اشاره به طرح شهرداری تهران میگوید اگر قرار باشد کالاهایی مانند مرغ، گوشت، برنج و سایر اقلام خریداری و با قیمت ثابت در اختیار مردم قرار گیرد، باید مشخص شود منابع مالی این فرآیند از کجا تأمین میشود. به گفته او، اگر کالا با قیمتی پایینتر از قیمت بازار عرضه شود، مابهالتفاوت میان قیمت خرید و قیمت عرضه نیز باید از یک منبع مشخص پرداخت شود.این اقتصاددان تأکید میکند که موضوع فقط تأمین منابع برای یک دوره ششماهه نیست و باید از ابتدا مشخص باشد پس از پایان این دوره چه اتفاقی خواهد افتاد. به گفته او، اگر منابع اجرای طرح فقط برای شش ماه وجود داشته باشد، باید روشن شود شهرداری یا دولت پس از آن چه سیاستی را دنبال خواهند کرد.
سوری با اشاره به تجربه سیاستهای حمایتی و یارانهای در کشور میگوید سالهاست سیاستهایی مانند یارانه و کالابرگ اجرا میشود، اما مسئله اصلی همچنان نحوه تأمین منابع مالی این سیاستهاست.به عقیده این اقتصاددان، نمیتوان اقتصاد را صرفاً با سیاستهای یارانهای و حمایتی اداره کرد و تداوم چنین رویکردی میتواند اقتصاد را به الگوهایی مانند کوبا و کره شمالی نزدیک کند.سوری همچنین تأکید میکند که نیازهای مردم به چند قلم کالای اساسی محدود نمیشود و خانوارها با هزار و یک قلم کالای دیگر نیز مواجهاند.او در عین حال تأکید می کند: مسئله معیشت مردم به ۱۲ قلم کالای اساسی محدود نمیشود. خانوارها هزینههای متعددی دارند و افزایش قیمت سایر کالاها و خدمات نیز همزمان بر قدرت خرید آنها اثر میگذارد. بنابراین ثابت نگه داشتن قیمت چند قلم کالا برای یک دوره مشخص، تنها بخشی محدود از هزینههای خانوار را پوشش میدهد.این اقتصاددان گفت: در نتیجه باید مشخص شود چنین سیاستی دقیقاً قرار است کدام بخش از مشکل معیشتی مردم را حل کند. تثبیت قیمت چند کالای مشخص، بدون توجه به سایر هزینهها و سازوکار تأمین مالی، نمیتواند بهتنهایی پاسخگوی مسئله معیشت باشد.او معتقد است افزایش مبلغ کالابرگ نیز اگر متناسب با تورم موجود نباشد، لزوماً نمیتواند پاسخگوی شرایط فعلی باشد. بنابراین صرف افزایش مبلغ حمایت، بدون توجه به رشد قیمتها و کاهش قدرت خرید خانوارها، الزاماً به معنای حل مسئله نیست.این اقتصاددان درباره استفاده از منابع ارزی نیز توضیح میدهد که اگر دولت منابع ارزی در صندوق توسعه ملی داشته باشد و بخواهد از آنها استفاده کند، این منابع باید به ریال تبدیل شوند. اگر منابع ارزی در جایی وجود داشته باشد که دسترسی مستقیم به آن ممکن نباشد، اما دولت در مقابل آن از بانک مرکزی ریال دریافت کند، چنین فرآیندی میتواند آثار تورمی داشته باشد.او در عین حال درباره میزان دقیق اثر تورمی چنین طرحی عدد مشخصی ارائه نمیکند و معتقد است تا زمانی که سازوکار تأمین مالی طرح مشخص نباشد، نمیتوان برآورد دقیقی از میزان اثر آن بر تورم ارائه داد.سوری در بخش دیگری از صحبتهای خود، مشکل سیاستهای حمایتی را تکرار طرحهایی میداند که پیشتر نتیجه مطلوب نداشتهاند. به اعتقاد این اقتصاددان، هیچ دولتی در دنیا نمیتواند برای همیشه به مردم پول بدهد. سیاست حمایتی، بدون ایجاد منابع پایدار، نمیتواند جایگزین تولید و رشد اقتصادی شود و در نهایت باید مشخص باشد منابع اجرای این سیاستها از چه محلی تأمین خواهد شد.سوری تأکید میکند که راه بلندمدت تأمین منابع مالی کشور، تقویت تولید و صادرات است و هر سیاست حمایتی باید با ظرفیت تولید، منابع مالی و آثار پولی آن سنجیده شود. بدون توجه به این ملاحظات، نمیتوان سیاستهای حمایتی را بهعنوان راهحل دائمی مسئله معیشت در نظر گرفت.
*ژیار احمدی