تورم مزمن معمولا قدرت خرید را کاهش میدهد، اما نااطمینانی کار دیگری با اقتصاد میکند؛ امکان محاسبه را از بین میبرد. خانوار دیگر فقط نمیپرسد «چقدر پول دارم؟» بلکه باید بپرسد «این پول ماه آینده چقدر میارزد؟»، «این کالا گرانتر میشود یا ارزانتر؟» و «اگر امروز تصمیم بگیرم، فردا تصمیمم اشتباه خواهد بود؟» در چنین محیطی، تصمیم اقتصادی از یک انتخاب عقلانی به نوعی تردید در تصمیمگیری تبدیل میشود.
این همان نقطهای است که «اقتصاد انتظار» شکل میگیرد. خانوار خرید خود را متوقف میکند، نه لزوماً چون نیازی به آن ندارد، بلکه چون آینده را قابل پیشبینی نمیبیند. فرد از ترس گرانتر شدن کالا ممکن است خرید را جلو بیندازد و همزمان فرد دیگری به امید کاهش قیمت صبر کند. بنابراین بازار نه با یک رفتار واحد، بلکه با مجموعهای از تصمیمهای متناقض اما همگی ناشی از نااطمینانی مواجه میشود. پیامد این وضعیت برای اقتصاد جدی است. تعویق خرید کالاهای بادوام، سرمایهگذاری و مسکن، تقاضای مؤثر را تضعیف میکند و انگیزه بنگاه برای توسعه تولید را کاهش میدهد. از سوی دیگر، هنگامی که خانوار به جای سرمایهگذاری مولد، به دنبال پناهگاهی برای حفظ ارزش دارایی خود میگردد، بخشی از منابع از فعالیت اقتصادی به سمت داراییهایی میرود که بیشتر نقش ذخیره ارزش دارند. در این شرایط، حتی افزایش ظاهری پسانداز نیز الزاماً به معنای تقویت سرمایهگذاری نیست.
اما خطرناکترین بخش ماجرا، سرایت نااطمینانی به هزینههای ضروری است. وقتی درمان، آموزش یا خریدهای لازم نیز به تعویق میافتد، خانوار دیگر صرفا در حال مدیریت مصرف نیست؛ در حال بازتعریف استاندارد زندگی خود است. اینجا تورم از یک شاخص اقتصادی به عاملی برای تغییر رفتار اجتماعی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، سیاستگذار نمیتواند صرفاً با افزایش قدرت خرید کوتاهمدت مسئله را حل کند. اگر ریشه نااطمینانی پابرجا بماند، منابع حمایتی نیز ممکن است صرفاً فاصله میان درآمد و هزینه را برای مدتی کوتاه پر کنند. آنچه اقتصاد نیاز دارد، بازسازی امکان پیشبینی است؛ یعنی ثبات در سیاستهای اقتصادی، کاهش نوسانهای شدید، پرهیز از تصمیمهای ناگهانی و ایجاد اطمینان نسبت به قواعد آینده.
اقتصاد زمانی دوباره حرکت میکند که مردم بتوانند برای فردا تصمیم بگیرند. خانواری که نمیداند شش ماه دیگر چه خواهد شد، نه مصرفکننده مطمئنی است، نه سرمایهگذار و نه حتی پساندازکنندهای با افق روشن. بنابراین مسئله امروز فقط گرانی نیست؛ اقتصاد ایران با فرسایش افق تصمیمگیری مواجه است. و اگر این وضعیت طولانی شود، هزینه آن فقط در کاهش خرید امروز دیده نخواهد شد؛ بخشی از سرمایهگذاری، تولید و کیفیت زندگی فردا نیز از دست خواهد رفت.
حمیدمیرزایی نژاد-صاحب امتیاز