*اروپا؛ استقبال از کاهش تنش، تداوم سختگیری هستهای
واکنش رهبران اروپایی به تفاهم تهران و واشنگتن را میتوان ترکیبی از استقبال محتاطانه و حفظ فشار سیاسی دانست. اتحادیه اروپا و کشورهای اصلی آن از جمله آلمان، فرانسه، انگلیس و اسپانیا از پایان جنگ و بازگشایی مسیرهای دریایی استقبال کردهاند، اما همزمان بر ادامه مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران و ضرورت دریافت تضمینهای بیشتر تأکید دارند.
در ماههای گذشته، اروپا برخلاف برخی انتظارات از همراهی مستقیم با سیاستهای تهاجمی واشنگتن علیه تهران خودداری کرد. اگرچه مواضع انتقادی نسبت به برنامه هستهای ایران همچنان پابرجا ماند، اما بسیاری از دولتهای اروپایی تلاش کردند خود را از ورود به یک جنگ فراگیر در منطقه دور نگه دارند. همین رویکرد سبب شد اکنون نیز خود را بیشتر در جایگاه یک ناظر و میانجی بالقوه ببینند تا یک طرف درگیر.
تمرکز رهبران اروپایی بر بازگشایی تنگه هرمز و آزادی کشتیرانی نیز نشاندهنده نگرانی عمیق آنها از آثار اقتصادی جنگ است. در ماههای اخیر، تهدید امنیت انرژی، افزایش هزینه حملونقل دریایی و نگرانی از اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی فشارهای قابل توجهی بر اقتصاد اروپا وارد کرده بود. از این منظر، پایان درگیری برای اروپا بیش از آنکه یک پیروزی ژئوپلیتیکی باشد، فرصتی برای کاهش ریسکهای اقتصادی تلقی میشود.
*جهان عرب؛ استقبال از آرامش در سایه نگرانیهای امنیتی
رسانههای عربی توافق ایران و آمریکا را صرفاً یک تفاهم دوجانبه ندانستند، بلکه آن را نشانه آغاز مرحلهای تازه در نظم منطقهای توصیف کردند. از الجزیره و العربی الجدید گرفته تا الشرق الاوسط، العربیه و اسکاینیوز عربی، تقریبا همه رسانهها بر پیامدهای گسترده این توافق برای امنیت منطقه، تجارت انرژی، پرونده لبنان و آینده روابط قدرتهای منطقهای تأکید کردند.
این رویکرد تا حد زیادی بازتابدهنده نگرانی دولتهای عربی از ادامه تنشهای نظامی در منطقه است. بسیاری از کشورهای عربی در ماههای گذشته اگرچه بهطور رسمی از ورود مستقیم به جنگ پرهیز کردند، اما همکاریهای لجستیکی و امنیتی با آمریکا را ادامه دادند. این وضعیت سبب شد تهران با حملات مستقیم به برخی پایگاههای آمریکایی در منطقه این پیام را منتقل کند که کشورهای میزبان این پایگاهها نمیتوانند در صورت وقوع درگیری گسترده، خود را از پیامدهای آن مصون بدانند.
همین تجربه، اکنون باعث شده بخش مهمی از جهان عرب از کاهش تنش استقبال کند. در واقع رسانههای عربی در روایتهای خود بیش از آنکه بر جزئیات توافق تمرکز کنند، به پیامدهای آن برای آینده منطقه پرداختهاند. تأکید بر بازگشایی تنگه هرمز، توقف درگیری در لبنان، کاهش تنشهای امنیتی و احتمال شکلگیری ترتیبات جدید منطقهای، نشان میدهد کشورهای عربی بیش از هر چیز به دنبال جلوگیری از تکرار تجربه ماههای گذشته هستند.
در این میان، تفاوت روایتها نیز معنادار است. رسانههایی نزدیک به محور مقاومت، توافق را نتیجه تغییر توازن قوا و موفقیت ایران در تحمیل شرایط جدید ارزیابی کردند، در حالی که رسانههای نزدیک به دولتهای محافظهکار عربی بیشتر بر ضرورت ادامه مذاکرات و تثبیت توافق تأکید داشتند. با این حال، نقطه مشترک همه این روایتها آن است که خاورمیانه وارد مرحلهای جدید شده و بازگشت به شرایط پیش از جنگ دشوار خواهد بود.
*اسرائیل؛ از رویای تضعیف ایران تا نگرانی از شکاف با واشنگتن
اگر اروپا و کشورهای عربی از کاهش تنش استقبال کردهاند، در اسرائیل وضعیت کاملاً متفاوت است. تقریباً تمامی واکنشهای سیاسی و رسانهای در سرزمینهای اشغالی از نگرانی عمیق نسبت به پیامدهای توافق حکایت دارد.
روزنامه معاریو، کانال ۱۲ تلویزیون اسرائیل و شماری از تحلیلگران صهیونیست، توافق تهران و واشنگتن را یک شکست راهبردی توصیف کردهاند. بن کاسپیت، تحلیلگر معاریو، معتقد است اسرائیل اکنون بهای جنگی را میپردازد که خود در تشویق آمریکا به آن نقش داشت. از نگاه او، تصور فروپاشی یا تضعیف شدید ایران نه تنها محقق نشده بلکه نتیجه معکوس داده است.
بنی گانتس نیز توافق را یک شکست راهبردی برای اسرائیل دانسته و هشدار داده است که پیامدهای آن در سالهای آینده این رژیم را با چالشهای سیاسی، امنیتی و حقوقی مواجه خواهد کرد.
ریشه این نگرانیها را باید در اهدافی جستوجو کرد که تلآویو از آغاز بحران دنبال میکرد. اسرائیل امیدوار بود فشارهای نظامی و اقتصادی، ایران را در موقعیت ضعف قرار دهد و معادلات منطقهای را به سود خود تغییر دهد. اما پایان جنگ با آغاز مذاکرات مستقیم تهران و واشنگتن، این تصور را به چالش کشیده است.
علاوه بر این، مسئله لبنان و حزبالله به یکی از نقاط اختلاف میان تلآویو و واشنگتن تبدیل شده است. در حالی که بر اساس چارچوب تفاهم، توقف تنش در همه جبههها از جمله لبنان مورد تأکید قرار گرفته، برخی مقامات اسرائیلی از مخالفت با محدود شدن آزادی عمل نظامی خود سخن میگویند. همین مسئله میتواند به یکی از نخستین آزمونهای جدی روابط آمریکا و اسرائیل در دوران پس از توافق تبدیل شود.
*چرا تهران و واشنگتن به میز مذاکره بازگشتند؟
صرفنظر از روایتهای مختلف، یک واقعیت قابل انکار نیست؛ هر دو طرف پس از ماهها رویارویی به این جمعبندی رسیدند که ادامه مسیر تقابل هزینههای سنگینی در پی خواهد داشت.
برای آمریکا، افزایش فشار بر اقتصاد جهانی، تهدید امنیت انرژی، نگرانی از تشدید بحرانهای منطقهای و هزینههای سیاسی داخلی ادامه جنگ را دشوار کرده بود. از سوی دیگر، ایران نیز توانست با حفظ ظرفیتهای راهبردی خود، فشار بر بازارهای جهانی و نمایش توانایی تأثیرگذاری بر معادلات منطقهای، نشان دهد که راهحل نظامی قادر به تغییر بنیادین موازنهها نیست.
به همین دلیل، تفاهم اولیه را میتوان نتیجه نوعی واقعگرایی سیاسی در دو سوی منازعه دانست؛ واقعگراییای که هرچند به معنای رفع کامل اختلافات نیست، اما نشان میدهد طرفین دستکم در مقطع کنونی، گفتوگو را کمهزینهتر از تداوم رویارویی ارزیابی کردهاند.
*آغاز یک دوره جدید، نه پایان اختلافات
با وجود فضای مثبت ایجادشده، هنوز نمیتوان از پایان کامل بحران سخن گفت. تفاهم کنونی تنها چارچوبی برای توقف درگیریها و آغاز مذاکرات بعدی است و مسائل پیچیدهای همچون برنامه هستهای ایران، تحریمها، نقش بازیگران منطقهای و آینده ترتیبات امنیتی خاورمیانه همچنان در دستور کار قرار دارد.
با این حال، واکنشهای اروپا، جهان عرب و اسرائیل یک نکته مشترک را آشکار میکند؛ اینکه توافق اولیه تهران و واشنگتن فراتر از یک آتشبس یا تفاهم تاکتیکی دیده میشود. این توافق، آغاز فرآیندی است که میتواند معادلات قدرت، الگوهای ائتلافسازی و حتی روابط سنتی میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را دستخوش تغییر کند.
اینکه این مسیر به توافقی پایدار منتهی شود یا در ادامه با موانع و اخلالهای سیاسی و امنیتی روبهرو باشد، هنوز مشخص نیست. اما آنچه امروز روشن به نظر میرسد این است که تهران و واشنگتن پس از ماهها جنگ و تنش، وارد مرحلهای شدهاند که نه میدان نبرد، بلکه میز مذاکره تعیینکننده آینده آن خواهد بود؛ آیندهای که سرنوشت آن تنها برای دو کشور، بلکه برای کل خاورمیانه اهمیت دارد.