وقتی از صیادان هرمزگان میپرسیم چرا در این روزهای سخت باز هم دل به دریا میزنید، میگویند: «دریا خطرناک است، اما کار نکردن از موشک خطرناکتر است؛ گرسنگی خطرناکتر است؛ اینکه قایقمان در اسکله بماند، خطرناکتر است.»
در روستای بنود، کارگری که پس از اخراج از یکی از واحدهای صنعتی، با هزار مصیبت قایقی خریده بود تا صیادی کند، هفته گذشته همان قایق را در حملات موشکی آمریکا از دست داد. قصه زندگی این کارگر، یکی از صدها تراژدی در این سواحل پرخروش است. سلیمان آراهیش، مدیرعامل تعاونی صیادان چابهار، راجع به وضعیت فعلی صیادان و لنجهای بندر چابهار اظهار کرد: «خوشبختانه در شرایط جنگی، صیادان ما همچنان به کار و تلاش مشغولاند؛ البته در حال حاضر به دلیل فرا رسیدن فصل مونسون، صید تا حدودی متوقف شده و اکثر شناورها در بندر لنگر انداختهاند؛ با این وجود، برخی از لنجهای ما که برای ماهیگیری به آبهای دوردست عزیمت کردهاند، تا اواسط یا اواخر مردادماه در دریا حضور خواهند داشت و پس از آن بازمیگردند. »
وی درباره میزان آسیبها و خسارات جانی و مالی واردشده به صیادان چابهار در درگیریهای اخیر و سابق توضیح داد: «در جریان حملات اخیر نیروهای آمریکایی، صیادان چابهار دچار آسیب جسمی نشدند؛ اما در جریان درگیریهای قبل که از نهم اسفندماه آغاز گردید، جامعه صیادی ما متحمل آسیبهای جدی شد. دقیقاً در نخستین روز آن درگیریها، همزمان با هدف قرار گرفتن ناو جماران، یکی از صیادان قایقدار ما در مسیر بازگشت از صید، بر اثر اصابت ترکش شهید شد.»
آراهیش در ادامه به جزییات هولناک شلیک ناوهای آمریکایی به لنجهای صیادی در اسفندماه و سرنوشت نامعلوم ملوانان پرداخت و گفت: «بر اساس گزارشهای واصله، آن زمان ناوهای آمریکایی دو فروند از لنجهای صیادی ما را هدف شلیک قرار دادند. یکی از این لنجها که خدمه آن مجروح شده بودند، در آبهای عمان قرار داشت؛ اما لنج دوم پس از گذشت ۱۰ الی ۱۵ روز مجدداً هدف حمله قرار گرفت و تاکنون مفقود است. در مجموع، یک لنج به همراه ۱۵ الی ۱۷ نفر خدمه به طور کامل مفقودالاثر شده است. در حال حاضر، آمار دقیق مفقودین ما ۱۷ نفر از صیادان و ملوانان است. با وجود پیگیریهای مستمر خانوادههای آنان و سازمان شیلات ایران از طریق وزارت امور خارجه، تاکنون اطلاع دقیقی از سرنوشت این افراد به دست نیامده است.»
وی در تشریح فشار اقتصادی، گرانی شدید و ناکافی بودن سهمیه سوخت صیادان قایقدار افزود: «شرایط معیشتی بسیار دشوار شده و سطح تورم بالاست. ما در این منطقه دو گروه صیاد داریم: قایقدار و لنجدار. صیادان قایقدار که به صورت شبانهروزی یا نیمروز به دریا عزیمت میکنند، با مشکل جدی کمبود سوخت مواجهاند، چرا که سهمیه تخصیصی به هیچوجه پاسخگوی نیازهای معیشتی آنان نیست. میزان سوخت یارانهای بر اساس فرمولهای سازمان شیلات ایران و سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) تعیین میشود؛ به عنوان نمونه، برای موتورهای ۵۵ اسببخار حدود ۱۳۳ لیتر و برای موتورهای ۸۵ اسببخار حدود ۹۸۹ لیتر بنزین در ماه اختصاص مییابد. اما این ۹۸۹ لیتر نهایتاً کفاف ۱۰ الی ۱۵ روز کار را میدهد. در نتیجه، صیاد ناگزیر است سوخت مورد نیاز ایام باقیمانده ماه را از بازار آزاد تهیه کند. »
غلامرضا دهقانی، مدیرعامل تعاونی صیادی ایرانیان آبادان راجع به شرایط صیادان این استان و وضعیت امنیتی دریا گفت: «برای درک بهتر شرایط، وضعیت خانوادهای را در نظر بگیرید که صیادی پیشه آبا و اجدادی آنهاست و اکنون نسل جوان این خانواده به سن اشتغال رسیدهاند. این جوانان برای تامین معاش خود نیازمند کار هستند، اما به دلیل امتناع شیلات از صدور مجوزهای جدید، با یک بنبست اساسی روبرو شدهاند. این بومیان ناگزیرند برای کسب درآمد به دریا بروند، اما به واسطه فقدان مجوز قانونی، متاسفانه هیچگونه سهمیه سوختی (اعم از بنزین و گازوئیل) به آنان تعلق نمیگیرد. در نتیجه، این افراد مجبورند تمامی سوخت مصرفی خود را از بازار آزاد و با قیمتهای سرسامآور تهیه کنند. از یک سو سازمان شیلات استدلال میکند که ظرفیت دریا تکمیل است و نباید فشار مضاعفی بر آن وارد شود، اما از سوی دیگر هیچگونه اقدام موثری در راستای بازسازی ذخایر دریایی و ایجاد زیرساختهای مناسب صورت نپذیرفته است؛ در این شرایط، جوان ساحلنشینی که از هرگونه فرصت شغلی دیگر محروم است، چه راهکاری پیش رو دارد؟»
وی با ارائه ارقام از درآمد ملوانان تاکید کرد: «در شرایطی که حداقل حقوق مصوب قانون کار رقمی بالغ بر ۲۲ الی ۲۳ میلیون تومان تعیین شده است، عایدی یک ملوان ساده در خوزستان در بسیاری از مواقع حتی به ۲۰ میلیون تومان نیز نمیرسد و گاه در محدوده ۱۸ میلیون تومان متوقف میشود؛ این امر نشاندهنده فشار معیشتی سنگینی است که بر دوش ملوانان قرار دارد. مضاف بر این، صیادان خوزستان در تمامی فصول سال تنها مجاز به ۲۱ روز حضور و فعالیت در دریا طی هر ماه هستند و مابقی روزها باید به آمادهسازی ادوات صیادی اختصاص یابد. این فشار و تنگنای معیشتی برای صیادانی که مالک قایق شخصی هستند نیز مشکلساز است.»
دهقانی با مقایسه جالب توجه میان امکانات صیادی خوزستان و استان بوشهر اظهار داشت: «استان خوزستان در میان استانهای ساحلی جنوب کشور، از کمترین وسعت صیدگاه برخوردار است. عمق آب در بستر دریایی ما بسیار اندک است و در مقابل، تراکم شناورهای فعال در این منطقه فوقالعاده بالاست. به عنوان مثال، استان بوشهر حدود ۱۲ الی ۱۳ برابر خوزستان از نوار ساحلی و صیدگاه در خلیج فارس بهرهمند است، در حالی که تعداد شناورهای صیادی خوزستان تقریباً با استان بوشهر برابری میکند. این حجم از تراکم بالای شناورها در محدوده جغرافیایی کوچکی از اروندکنار تا هندیجان، فشار مخرب و خردکنندهای را بر ذخایر آبزیان تحمیل میکند.»
واقعیت این است که مردمانی که سالهاست در گرمای شرجی ۵۰ و ۶۰ درجه کار میکنند، مردانی که بیآبی و قطعی برق، شریک همیشگی سفرههایشان است و با دستمزدِ زیر خط فقر، چرخ اقتصاد مملکت را در بنادر و پالایشگاهها میچرخانند، از جنگ و موشک غافلگیر نمیشوند؛ چرا که زندگی آنها پیش از این هم یک نبرد دائمی برای بقا بوده است.
* سعید حسامالدینی