این مسیر به رغم انبوه مطالبهای که پشت سر خود دارد اما سختترین مسیری است که باید دولت پزشکیان طی کند. مسیر بهبود فضای کلی اقتصاد که باید در یک دوره زمانی طلایی و فرصت کم به عینه دیده شود، به سفرههای مردم قابل لمس شدن آمارهای مثبت و کاهش محسوس تورم وابسته است. این مسیر دو دیدگاه را در دولت و صاحبنظران اقتصادی و سیاسی به همراه داشته است. دیدگاه اول بهبود اقتصاد از مسیر سیاست خارجی، گشایشهای سیاسی و اقتصادی در روابط با دنیا را پی میگیرد. دیدگاه دوم آغاز کار را در انضباط مالی دولت، دوری از دلالان اقتصادی در جریان انتخاب کابینه و همزمان پیگیری گشایشهای سیاست خارجی میداند. گرچه در این بخش نیز فصل مشترک بر ثبات اقتصادی و آرام نگه داشتن بازار در قبال نوسانات ارزی محسوب شده، اما این تک نرخی شدن ارز و کاهش حمایتهای دولتی در اقتصاد به عنوان چالش دو نگاه در دولت جدید مطرح میشود. این مسئله در میان مردم، چه هواردان پزشکیان و رای خاموش و چه در طرف مقابل او یک مطالبه جدی است که کابینه چهاردهم را به زودی به پاسخگویی برای ارزیابی تغییر و تحول خواهد کشاند. بنابراین فرصت طلایی یکسال آینده برای مسعود پزشکیان آنقدر گذرا و سیال است که هیچ راه گریزی از این مطالبه را برای باز نخواهد کرد. از این رو میگوییم فرصت طلایی که دو ریاستجمهوری روحانی و رئیسی به عنوان دو تجربه تلخ در برآیند اقتصادی پیشروی افکار عمومی است. مسعود پزشکیان مجبور است بدون شوک درمانی (مدل دولت رئیسی و حذف ارز ترجیحی) و با نیم نگاهی به روابط خارجی و احیای برجام (بدون دل بستن به مذاکره ) مسیر سومی را طی کند که این روزها تقریبا هیچ اقتصاددان و سیاستمداری برای آن برنامهای ندارد. این بنبست در انتهای خود افکارعمومی را در حال نظاره به عملکرد او نشان میدهد که میتوانند در حالت امیدوار یا سرخورده به ادامه راه خوشبین یا دلسرد باشند. بدون تردید باید گفت، سختترین کار دولت پزشکیان راضی نگه داشتن جمعیت بزرگی از ایرانیان است که با هر عقیده و نگرشی، بهبود اقتصادی را از او مطالبه خواهند کرد، یا حداقل نشانههای آن را روی سفرههای خود به نظاره نشستهاند.
آرای مدافعان تغییر
در وهله دوم پزشکیان و کابینه او در آینده نزدیک باید به مطالبه بخشی از آرای خود پاسخ دهند که تلفیقی از خاستگاههای مترقی و روشنفکرانه است. بخش از رایدهندگان او که به واسطه ممانعت از حضور جلیلی و تندروها به میدان آمدهاند و در دور دوم بیشتر خود را در عرصه سیاسی نمایان کردند، همان مدافعان تغییر وضع موجود هستند. این افراد به امید تغییرات اساسی و بنیادین دل به سیاستهای اعلامی پزشکیان و کابینهای بستهاند که باید تصمیم بگیرند برای ایجاد توازن میان سیاستهای کلان و رفرمهای اقتصادی و سیاسی به یکی از آنها قرابت بیشتری در عمل نشان دهند. این موضوع در حوزههای فیلترینگ، برجام و آزادیهای اجتماعی با انعطاف بیشتری نسبت به آرای خاموش در میان رایدهندگان تحولخواه در حال پیگیری است. این گروه حرفها و رفت و آمدهای پزشکیان را زیر ذرهبین قرار دادهاند و مهیای موضعگیری هستند. این موضعگیریهای احتمالی که میتواند کابینه را در جریان اداره امور به عنوان دماسنج اجتماعی نیز کمک کند نقش بسزایی در جهتگیریها و البته سرخوردگیهای شدید دارد. مواضع آرای تحولخواه با حساسیت هرچه تمامتر در آینده مطالباتش را نقد میخواهد و نسیه کابینه را به منزله کوتاه آمدن از نبض آرای خود میداند.
آرای خاموش و رصد مواضع پزشکیان
در بخش دیگری از آرای پزشکیان که در سمت آرای خاموش و کسانی که مشارکت نداشتند نهفته شده، فارغ از دیدگاههای مشترک با دو گروه اول در حوزه اقتصاد، موضوع آزادیهای اجتماعی و ممانعت از سختگیریها در مسئله پوشش و فیلترینگ مطرح شده است. این افراد به رغم اینکه به دلیل سرخوردگی از انسداد سیاسی سالهای گذشته، فرار مغزها و نخبگان و فشارهای سیاسی و اجتماعی خود را از گردونه مشارکت در انتخابات و تغییر از راه صندوق، جدا کردهاند اما همچنان به بازیگری در عرصههای سیاسی و اجتماعی با پرداخت کمترین هزینه ادامه میدهند. این بازیگران پشتپرده که اتفاقا تاثیر زیادی بر جامعه دارند و در فضاهای فرهنگی و اجتماعی نقاش تصویرهای گوناگون ار اتفاقات نیز هستند، به چیزی کمتر از تغییرات سریع و بازخوردهای تحولی در روند کوتاهمدت رضایت نمیدهند و ممکن است در حالت سکوت اجتماعی به تخریب کابینه در فضاهای غیررسمی اطلاعرسانی بپردازند. بدون تردید دولت پزشکیان اگر بخواهد در دور دوم ریاستجمهوری آرای این افراد را به سبد خود بیفزاید چارهای ندارد که بخشی از مطالبات آنها را به زودی نقد کند. نزدیکترین مسیر برای همراه کردن آنها شاید گشایشها در فیلترینگ و بهبود کسب وکار در فرایند آزاد گردش اطلاعات و تبلیغات مجازی باشد. این همان نکتهای است که مسعود پزشکیان برای شرایط عادی سیاسی و اجتماعی در کشور در دوران تبلیغات انتخاباتی بر آن صحه گذاشته است.
تلاقی تندروها
اما بخش سوم و مقابل مسعود پزشکیان اقلیت تندرو از دو سمت هستند که در تلاقی حیرتآوری ، قطب تاثیرگذار در سیاست را عرضه میکنند. تحریم کنندگان غیربازیگر در انتخابات که هیچ تصمیمی برای مشارکت در سیاست ندارند اما در تخریب حضور فعالی خواهند داشت. از سوی دیگر تندروهایی هستند که با اتصال به جریانهای مخالف سنتی دولت از هر فرصتی برای مایوس کردن آرای پزشکیان استفاده میکنند. این تلفیق متعارض در دو سو فشار را بر دولت افزایش خواهند داد. تندروها گاهی طریف را کانون حمله به دولت خواهند کرد و گاهی ناکامیهای اقتصادی را. تحریمیهای انتخابات نیز چسیدگی پزشکیان به تفکرات و عملکردهای سیاسی را باب مایوسسازی مردم از آرای خود. گرچه پزشکیان با شعار دولت وحدت ملی و وفاق به مدیریت کشور پرداخته است اما راه دشواری در مواجهه با این دو گروه سرسخت و پیگیر خواهد داشت. بدون تردید سیاست وفاق و آغاز گفت وگو که در روزهای گذشته از طرف پزشکیان و اطرافیانش مورد توجه قرار گرفته سیاست مقبول و میانهای است. این سیاست در کنار رفتار او در اقتصاد و سیاست خارجی و فیلترینگ در یک سال آینده مشخص خواهد کرد نقشه راه دولت عدالت تا چه حد توانسته معادلات اجتماعی را تغییر دهد. فرصت ظلایی مسعود پزشکیان برای نقش دادن به هر یک از گروهها در دایره وحدت کوتاه است. با توجه افزایش حملات تندروها به او نتیجهگیریهای خام و زودرس موانع بزرگی برای او ایجاد خواهد کرد. با این وجود مسعود پزشکیان چه در حوزه اقتصادی که جمعیت قابل توجهی را در نظارهگری با خود دارد و چه در حوزههای سیاسی و اجتماعی که میانهها و تندروها را مترصد اقدام گذاشته است باید نسخههای اعتمادسازی را ارائه دهد. در این مسیز باید بازی پیچیده « پاسخگویی در چند ماه» که توسط تندروهای دو طرف ارائه میشود با گفت وگو و آشنی ملی به فرآیند پاسخگویی در زمان تبدیل شود. پزشکیان باید بیش از نزدیکی به گفتمان سیاسی رایج در کشور نهادهای مدنی را وارد بازی نقشآفرینی و کاهش چالشها کند تا از این راه فرصت و زمان بیشتری برای کابینه خود بخرد.