۱۴۰۵-۰۷-۱۳ ۰۳:۴۱

مهار انتظارات در اقتصاد ایران

در اقتصاد ایران، گاهی یک عدد چنان بزرگ به نظر می‌رسد که تمام تصویر اقتصاد را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. رشد بالای نقدینگی نیز از همین جنس است. افزایش حجم پول، در نگاه نخست، باید زنگ خطری جدی برای تورم باشد؛ اما مسئله زمانی پیچیده می‌شود که بدانیم تورم فقط از مقدار پول موجود در اقتصاد تغذیه نمی‌کند. آنچه در مقاطع بی‌ثبات تعیین‌کننده‌تر می‌شود، نه فقط «چقدر پول وجود دارد»، بلکه «مردم درباره آینده چه فکری می‌کنند» است.

اگر حجم نقدینگی با سرعت بالایی افزایش یافته، اما سطح عمومی قیمت‌ها با شتاب بیشتری حرکت کرده است، نمی‌توان صرفا از روی رشد اسمی نقدینگی درباره انبساط پولی قضاوت کرد. پول، زمانی که ارزش آن در اثر تورم کاهش می‌یابد، برای حفظ قدرت خرید باید متناسب با افزایش قیمت‌ها رشد کند. بنابراین مقایسه دو نرخ اسمی، بدون توجه به تورم، می‌تواند تصویری گمراه‌کننده از وضعیت واقعی اقتصاد ارائه دهد.

اما این تنها بخشی از ماجراست. مسئله مهم‌تر این است که در اقتصاد ایران، رابطه میان نقدینگی و تورم در دوره‌های بی‌ثباتی سیاسی دیگر یک رابطه مکانیکی و فوری نیست. ممکن است نقدینگی با آهنگی مشخص رشد کند، اما یک شوک سیاسی، امنیتی یا ارزی انتظارات مردم را تغییر دهد و مسیر قیمت‌ها را به‌سرعت عوض کند. در چنین شرایطی، انتظارات تورمی می‌تواند همان نقشی را ایفا کند که در شرایط عادی، متغیرهای پولی بر عهده دارند.وقتی خانوارها و بنگاه‌ها احتمال افزایش بیشتر قیمت‌ها، کاهش ارزش پول ملی یا تشدید نااطمینانی را جدی تلقی می‌کنند، رفتار اقتصادی آنها تغییر می‌کند. خرید زودتر، کاهش نگهداری پول، تبدیل دارایی‌های نقد به دارایی‌های بادوام، افزایش تقاضا برای ارز و طلا و حتی تغییر در قراردادهای تجاری، همگی می‌توانند سرعت انتقال شوک به قیمت‌ها را افزایش دهند. در این وضعیت، انتظارات فقط بازتاب تورم نیست؛ خود می‌تواند به یکی از موتورهای آن تبدیل شود.از این منظر، تمرکز صرف بر کنترل نقدینگی ممکن است سیاست‌گذار را به خطای تشخیص دچار کند. کاهش رشد پول، اگر همزمان با افزایش نااطمینانی و بی‌ثباتی انتظارات باشد، الزاما به معنای کاهش فوری تورم نیست. حتی سیاست پولی بیش از حد انقباضی می‌تواند هزینه‌هایی برای تولید، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی بنگاه‌ها ایجاد کند، بدون آنکه ریشه اصلی تورم انتظاری را از میان بردارد. در مقابل، ثبات اقتصادی و سیاسی می‌تواند اثری داشته باشد که در آمارهای پولی به‌سادگی دیده نمی‌شود. هنگامی که فعال اقتصادی بتواند آینده را با خطای کمتری پیش‌بینی کند، انگیزه برای تبدیل سریع پول به دارایی کاهش می‌یابد و سرعت گردش پول نیز می‌تواند تغییر کند. در چنین شرایطی، حتی بدون یک کاهش ناگهانی در حجم نقدینگی، فشار تورمی ممکن است تعدیل شود. بنابراین مسئله اصلی اقتصاد ایران را نباید در دوگانه ساده «نقدینگی زیاد یا نقدینگی کم» خلاصه کرد. پرسش اساسی‌تر این است که چرا انتظارات تورمی تا این اندازه شکننده شده و چه عواملی اعتماد به آینده پول ملی و سیاست‌گذاری اقتصادی را تضعیف کرده‌اند.

مهار تورم، در نهایت، به ترکیبی از سیاست پولی، انضباط مالی، ثبات ارزی و مهم‌تر از همه کاهش نااطمینانی نیاز دارد. نقدینگی مهم است، اما در اقتصادی که انتظارات به‌شدت تحت تأثیر تحولات سیاسی و ارزی قرار دارند، نمی‌توان همه فشار تورمی را در ترازنامه بانک‌ها و متغیرهای پولی جست‌وجو کرد. گاهی آنچه قیمت‌ها را به حرکت درمی‌آورد، پولی نیست که امروز خلق شده؛ افقی است که مردم برای خود ترسیم کرده‌اند.

مرتضی برکاتی-روزنامه نگار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021