به گزارش جماران، مومنی که در نشست ویژه برنامه روز جهانی کارگر و در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران سخن می گفت، ضمن ابراز امیدواری نسبت به اینکه با بررسی های کارشناسی مسائل ایران، و با یک اراده جدی قادر باشیم ازانواع فاجعه های با منشا داخلی و خارجی علیه انسانها در کشورمان جلوگیری کنیم، خاطرنشان کرد: در اقتصاد سیاسی، اشتغال یک متغیر سیستمی است و حداقل از پنج زاویه، درباره معنا و دلالتهای سیستمی بودن متغیر اشتغال بحثهای بسیار قابل اعتنایی وجود دارد. یکی از آن پنج جنبه این است که تصویر بازار کار یک کشور، مانند آیینه ای است که می توانید کل مناسبات حیات جمعی را از درون آن نگاه کنید.
منافع اقلیت بسیار ناچیز
وی افزود: با کمال تاسف به علت اینکه در کادر مناسبات اقتصاد سیاسی رانتی، بقای این مناسبات به دستکاری واقعیت، پنهانکاری و تکیه بر فریب و دادن آدرسهای غلط است، جامعه ما به ندرت قادر می شود روی مسائل اصلی و اساسی اش متمرکز شود و ما دائما شاهد این هستیم مسائلی که تقریبا منافع اقلیت بسیار ناچیز را پوشش می دهد، به عنوان مسائل ملی جا زده می شود و درباره مسائل به معنای دقیق کلمه ملی، تقریبا حرفی شنیده نمیشود.
سقوط بی سروصدای کیفیت اشتغال است
این اقتصاددان با بیان اینکه ما به ارائه تصویرهای چند لایه از اوضاع و احوال بازار کار، ارائه تحلیل های هرچه عمیق تر از چرایی و چگونگی شکل گیری مناسباتی که کل حیات جمعی ما را به قهقرا و زوال میکشاند و تمرکز بر راه حلها و تجویزهایی که می تواند گره گشای ما باید نیاز داریم، گفت: اساس ماجرا در مسیر نجات ایران این است که ما سازوکارهای پیدا کنیم که هم در سطح حکومت و هم در سطح جامعه، کیفیت اشتغال بیش از کمیت آن مورد توجه قرار گیرد. آنچه که جامعه ایران را رو به زوال می برد، سقوط بی سروصدای کیفیت اشتغال در کشور است و همه آثار تلخ و نگران کنندهای که از نظر اجتماعی و اقتصادی مطرح می شود، بازتاب سقوط کیفیت اشتغال است.
مومنی ضمن تاکید بر اینکه از جامعه علمی کشور باید استمداد می کنیم که ابتدا مقام و منزلت اشتغال را روشن و سپس بر روی نقش ابر تعیین کننده کیفیت اشتغال پافشاری کنند، به کتاب منتشر شده با عنوان « مرگ های از سر ناامیدی و آینده سرمایهداری» اشاره کرد و افزود: وقتی ترجمه این کتاب تمام شد، من به واسطه عهدی که خودم دارم اگر در ترجمه کتابی مشارکت میکنم، مقید هستم به اینکه در مقدمه آن پیام های اصلی کتاب را در کادری که اگر نویسنده ایرانی بود و متناسب با نیازهای سطح توسعه ایران کتاب می نوشت را مورد توجه قرار دهم. نوشتن مقدمه حدود ۱۸ ماه طول کشید و تصورم این بود که میارزد که این کتاب با ۱۸ ماه تاخیر چاپ شود، اما آن پیام را درست منتقل کند.
سه گونه مرگ که در اثر سقوط کیفیت اشتغال جهش یافت
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد توضیح داد: پیامهای اصلی این کتاب، این بود که به دلایل گوناگونی آمریکایی ها در دوره ای تصور میکردند که منافعشان در این است که اشتغال با کیفیت صنعتی را به عهده دیگران بگذارند و خودشان به اشتغال پر منفعت و البته به غایت نابرابرساز خدماتی متکی شوند. این کتاب ضمن ارزیابی این پدیده، نشان می دهد وقتی اشتغال غیرمولد شد سه گونه مرگ یک باره با جهش بزرگ در آمریکا خود را به رخ کشید؛ «مرگ از فرط مصرف مواد مخدر»، «مرگ از فرط مصرف مشروبات الکلی» و «مرگ از فرط گرایش به خودکشی». آنها ریشه این سه نوع مرگ جهش یافته را در سقوط کیفیت اشتغال نشان دادند. وقتی یک اقتصادی که نوک پیکان پیشرفت های علمی – فنی قرار دارد، و بیش از ۱۵۰ سال است که از مرحله تولید انبوه عبور کرده، با یک خطای کلیدی، یعنی حساسیت زدایی از کیفیت اشتغال با چنین مرگهایی روبرو می شود، روشن است که در جامعه ما چه پیامدهایی به بار می آید.
مناسباتی بر پایه رانت و استثمار
وی با بیان اینکه ما در ایران مناسباتی را تجربه میکنیم که در آن اساس خلق ارزش، روی رانت و استثمار بنا شده؛ چرا که مناسبات رانتی با شش، هفت نوع کارکرد متفاوت بازی اقتصادی را بازی با جمع صفر می کند و به همین خاطر است که هم با سقوط کیفیت زندگی روبرو می شویم و هم با بیسابقهترین ابعاد تجربه شده تاریخی فساد و نابرابری مواجه هستیم و علیرغم همه ادعاهایی که می شود، روندهای تعمیق وابستگی های ذلت آور به بیرون هم در حال شدت پیدا کردن است، ابراز عقیده کرد: هر کدام از اینها حیاتی ترین مسائل این جامعه است، اما به واسطه اینکه مافیاها از توان رسانهای غیر متعارف و ظرفیتهای بیسابقه به تسخیر درآوردن ساختار قدرت برخوردار هستند، مشاهده میکنید که قاعده گذاری هایی که صورت میگیرد کمترین ارتباط را با منافع اکثریت جمعیت پیدا کرده و بیشترین ارتباط را با منافع اقلیت غیرمولد دارد.
شوک درمانی در خدمت کاسبی فاسدان
استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی به گزارش اول آبان ۱۴۰۳مرکز پژوهشهای مجلس درباره اوضاع و احوال اقتصاد ایران در دهه ۱۳۹۰ اشاره کرد و گفت: بیسابقهترین جهشها در اندازه جمعیت فقیر و عمق فقر در ایران در دوره هایی اتفاق افتاده که حکومت صلاح خود را در شوک درمانی دیده است. در سازمان برنامه و بانک مرکزی و وزارت اقتصاد هم گزارشهایی وجود دارد که می گوید در اثر شوک درمانی برخی حکومتگرانی که کاسبی شخصی دارند و فاسدند، بهره مند می شوند، اما آسیب هایی که به توان مالی حکومت وارد می شود و حکومت را دچار افلاس و ورشکستگی مالی می کند، از آسیب هایی که به توان مالی خانوارها و بنگاه های تولیدی وارد می شود بیشتر است. حکومتی که در دستگاه های رسمی اش چنین گزارش هایی منتشر می کند و بعد به طرز غیرمتعارف و جنون آمیزی بر شوک، اصرار و پافشاری داشته باشد فقط در کادر تسخیرشدگی ساختار قدرت قابل توضیح است.
۸۵ درصد بازار کار غیررسمی است
مومنی با بیان اینکه حکومتی که آلوده و معتاد به شوک درمانی باشد به دست خودش از خود حاکمیت زدایی می کند، به بازار ۵۵ تا ۵۸ درصدی بازار کار غیررسمی در ایران اشاره کرد و گفت: از دریچه اندیشه توسعه، شوک درمانی نیروی محرکه آنومیک کردن همه مناسبات حیات جمعی است، یعنی ماجرا فقط آنومی اجتماعی نیست، آنومی اقتصادی و آنومی سیاسی هم هست. یعنی حکومتی که، نفوذ خود را از بین میبرد. به گفته این اقتصاددان؛ هیچ کشوری در دنیا به توسعه دست پیدا نمیکند، مگر اینکه اول قادر باشد از همه ظرفیتهای انسانی اش برای خلق ارزش کمک بگیرد. شما داده های رسمی سرشماری در دوران تعدیل ساختاری در ایران را نگاه کنید! تقریبا در کل دوره نزدیک به دو، سوم جمعیت در سنین فعالیت در ایران هیچ نقشی در تولید ملی ندارد. یعنی ما با یک مشارکت زدایی بسیار وحشتناک از مردم در رقم زدن به سرنوشت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی شان روبرو هستیم.
جامعه شوکزده وفلج نظم اجتماعی
این استاد اقتصاد با بیان اینکه ماجرای خودکشی و مرگ از فرط اعتیاد هم آنقدر شایع است که امکان پنهانکاری اش وجود ندارد، اظهارداشت: ما یک جامعه شوک زده هستیم که این شوک کل نظم اجتماعی ما را به سمت فلج می برد و حیاتیترین و فاجعه بارترین وجه این فلج، این است که امکان مشارکت مردم در سرنوشت اقتصادی شان و اینکه بتوانند با عزت نفس یک زندگی شرافتمندانه را اداره کنند، را به حداقل رسانده است. به هزار و یک دلیل، این روند چشم اندازی جز فروپاشی برای نظم اجتماعی ندارد.
مومنی ابراز عقیده کرد: آنها که با سیاست شوک درمانی این بساط را برپا کردند، مرتب ما را از پدیده نفوذ میترسانند، باید گفت عزیز من! شما که اینقدر از این شیرین کاری ها بلد هستید، اصلا راضی به زحمت بیرونی ها نیستید! در اقتصاد سیاسی شوک درمانی گفته می شود کسی که دچار عارضه شوک درمانی می شود جهت را از دست می دهد، دست و پا میزند اما نمیفهمد چه می کند. وقتی شما گستره و عمق فقر را به این وضعیت می رسانی، برای سلطه خارجی ها فرش قرمز پهن می کنید. در این کشور این کارها تمامیت ارضی کشور را به چالش می کشد. ما باید چه کار کنیم که عزیزان بفهمند با خودشان و با ما چه می کنند!؟
این استاد اقتصاد با تاکید بر اینکه باید ارتقاء بنیه تولید فناورانه و استراتژی بسط فرصتهای شغلی مولد به عنوان هدف سیاستگذاریها قرار گیرد، گفت: وقتی ۳۰ میلیارد دلار واردات کالاهای قابل تولید در کشور میکنید، برآوردهای کارشناسی خیلی جدی وجود دارد که می گویند به ازای هر یک میلیارد دلار واردات کالاهای ساخته شده قابل تولید در کشور بین ۲۵ هزار تا صد هزار فرصت شغلی از بین میرود.
مومنی ادامه داد: میگویند اگر پای آمریکاییها به اینجا باز شود هزار میلیارد دلار سرمایهگذاری میکنند! حتی برخی هم می گویند از این هم بیشتر! در شرایطی که آمریکا پیه سیاست گذاری تجاری حمایتگرای افراطی را به تنش مالیده و می گوید هر کسی میخواهد با من کار کند، باید بیاید داخل آمریکا سرمایه گذاری کند، و خودش اکنون بزرگترین متقاضی سرمایه خارجی شده، عده ای می گویند فقط برای ایران که کل اندازه تولید ناخالص ملی اش مثلا بین یک، هشتادم تولید ناخالص ملی آمریکا است، آمریکا هزار میلیارد دلار کنار گذاشته است. اگر ما جامعه علمی مساله محورتری داشتیم؛ به ۱۰ شکل این وضوع را به بحث می گذاشت. خدا میداند چه خبر است که این گونه آمریکا را برای ما منجی جلوه می دهند.