فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام، به گواه آمار، یکی از پرجمعیتترین فدراسیونهای ورزشی کشور است. رشتهای که البته حاشیهها و آسیبهای خاص خود را دارد و نمیتوان از مضرات مصرف بیرویه داروها و مکملهای غیرمجاز در آن چشمپوشی کرد؛ اما اگر منصفانه به ظرفیتها، فواید و آثار اجتماعی این رشته نگاه کنیم، بیتردید کفه ترازوی فواید آن سنگینتر خواهد بود.
عبدالمهدی نصیرزاده طی یک دوره کامل و یک دوره نیمهتمام مدیریتی، با تکیه بر انرژی جوانی، هوش مدیریتی و دانش آکادمیک خود، تلاش کرد این رشته را پس از یک دوره افول به جایگاه شایستهتری برساند. برگزاری جام جهانی بدنسازی و پرورش اندام در جزیره کیش، با حضور نمایندگان حدود ۱۰۰ کشور جهان، از جمله آمریکا، یکی از اتفاقات مهم و کمسابقه این دوره بود؛ رویدادی که میتوانست نقطه عطفی در مسیر بینالمللی شدن این رشته در ایران باشد.
اما از همان مقطع، حاشیهها و سنگاندازیها آغاز شد؛ گویی در ورزش ما، گاهی موفقیت یک مدیر به جای آنکه مایه افتخار و حمایت باشد، به عاملی برای برانگیختن حسادت و مخالفت تبدیل میشود؛ حتی در سطوح بالاتر مدیریتی!
حالا بیش از سه سال است که این فدراسیون درگیر بلاتکلیفی مدیریتی است. چندین دوره سرپرستی و برگزاری مجامع انتخاباتی که هر بار با ایرادها و چالشهای حقوقی مواجه شده و به ابطال انجامیدهاند، نهتنها کمکی به حل مشکل نکرده، بلکه سرمایه اجتماعی و فرصتهای پیشرفت این رشته را نیز تحت تأثیر قرار دادهاند.
در چنین شرایطی، انتشار خبر انتصاب نصیرزاده به عنوان نایبرئیس فیتنس جهانی، بار دیگر نام او را در سطح بینالمللی مطرح کرده است؛ اتفاقی که نشان میدهد او همچنان در تشکیلات جهانی این رشته از جایگاه و اعتباری برخوردار است.
بدون تردید نصیرزاده نیز مانند هر مدیر دیگری ممکن است ایرادها و اشتباهاتی داشته باشد و هیچ مدیری مصون از نقد نیست؛ اما پرسش اساسی اینجاست: آیا قرار است به دلیل اختلافات و منیتهای مدیریتی، یک فدراسیون بزرگ و دهها هزار ورزشکار جوان آن، همچنان قربانی بلاتکلیفی باشند؟
به اعتقاد نگارنده، اگر بارها و بارها انتخابات برگزار شود، نصیرزاده همچنان یکی از شانسهای جدی کسب رأی خواهد بود؛ مشروط بر آنکه وزارت ورزش و جوانان به جای تداوم اختلافات و اعمال سلیقهها، زمینه برگزاری انتخاباتی سالم، قانونی و رقابتی را با حضور نصیرزاده و سایر نامزدهای واجد شرایط فراهم کند.
وقتی مدیری جوان توانسته در عرصه بینالمللی صاحب جایگاه شود و تجربه برگزاری رویدادی در ابعاد جام جهانی کیش را در کارنامه داشته باشد، آیا شایسته نیست به جای حذف و تقابل، عملکردش در یک فضای منصفانه ارزیابی شود؟ اگر اشتباهی داشته، باید پاسخگو باشد؛ اما اختلاف سلیقه نباید به بهای توقف یک رشته ورزشی تمام شود.
اکنون انتظار میرود بزرگان بدنسازی و پرورش اندام کشور، با کنار گذاشتن اختلافات شخصی و جناحی، به یک اجماع منطقی برسند و از وزارت ورزش و جوانان بخواهند به این بلاتکلیفی پایان دهد.
ورزش بیش از هر چیز به عقلانیت، قانونمداری و شایستهسالاری نیاز دارد. اجازه ندهیم لجاجتها و منیتها، آینده یک رشته پرجمعیت و استعدادهای جوان آن را بسوزاند.
بدنسازی و پرورش اندام نه ملک شخصی کسی است و نه میدان تسویهحسابهای مدیریتی؛ این رشته متعلق به جامعه ورزش و هزاران جوانی است که حق دارند آیندهای روشنتر داشته باشند.
#سیدرضا فیض آبادی