آنچه طی ماههای اخیر رخ داده، صرفاً کند شدن چند اپلیکیشن یا سختتر شدن دسترسی به شبکههای اجتماعی نبود. مسئله اصلی این است که هزینه سیاستهای محدودکننده، آرامآرام از بودجه عمومی به بودجه خانوار منتقل شد. مردمی که پیشتر برای اینترنت پول میدادند، حالا باید برای «دسترسی واقعی» هزینه جداگانه بپردازند؛ از خرید VPN گرفته تا اینترنتهای خاص، سرویسهای واسطه، نرمافزارهای عبور از محدودیت و هزینههای پنهانی که هر روز به سبد زندگی اضافه میشود.
اما مهمتر از هزینه مستقیم، تخریب آرام سرمایه اقتصادی و اجتماعی است. هزاران کسبوکار خرد در ایران نه بر پایه وامهای کلان یا سرمایهگذاری رسمی، بلکه با اتکا به شبکههای اجتماعی شکل گرفتند. بسیاری از خانوادهها در سالهای تورم و رکود، توانستند از طریق فروش آنلاین، تولید محتوا، آموزش مجازی یا خدمات بخشی از فشار معیشتی را جبران کنند. محدودیت طولانی اینترنت در عمل بخشی از همین اقتصاد غیررسمی اما زنده را از کار انداخت.
اقتصاد دیجیتال برخلاف تصور رایج، فقط متعلق به استارتاپهای بزرگ یا شرکتهای فناوری نیست. فروشنده لباس خانگی، مترجم، طراح گرافیک، مدرس آنلاین، ادمین شبکه اجتماعی، برنامهنویس، تولیدکننده محتوا و حتی دانشجویی که برای آینده شغلی خود رزومه میسازد، همگی به اتصال پایدار وابستهاند. وقتی این اتصال مختل میشود، فقط سرعت اینترنت کاهش پیدا نمیکند؛ زنجیرهای از فرصتها قطع میشود؛ از دست رفتن مشتری، عقب افتادن پروژه، بیاعتمادی کارفرما، مهاجرت سرمایه انسانی و کاهش انگیزه برای ماندن و ساختن.
در چنین شرایطی، خطر اصلی شاید خود اختلال نباشد؛ بلکه عادی شدن آن باشد. جامعهای که به اختلال دائمی عادت کند، بهتدریج بهرهوری پایین، نااطمینانی مزمن و بیثباتی اقتصادی را نیز به عنوان بخشی از زندگی میپذیرد. نتیجه این روند، کوچک شدن اقتصاد رسمی و رشد بازارهای خاکستری و غیرشفاف است؛ بازاری که در آن فروش VPN، دسترسیهای واسطهای و خدمات غیررسمی جایگزین توسعه واقعی زیرساخت میشود.
راه برونرفت از این وضعیت نیز صرفاً فنی نیست. مسئله، بازتعریف اینترنت بهعنوان بخشی از زیرساخت توسعه است، نه صرفا یک ابزار قابل محدودسازی. سیاستگذاری در این حوزه باید از نگاه سیاسی صرف فاصله بگیرد و به پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی روانی آن توجه کند. کاهش محدودیتهای گسترده، ایجاد ثبات در دسترسی، حمایت واقعی از کسبوکارهای آنلاین، توسعه زیرساختهای شفاف و قابل اتکا و پذیرش این واقعیت که معیشت میلیونها نفر به اقتصاد آنلاین گره خورده، میتواند بخشی از اعتماد ازدسترفته را بازسازی کند.
اینترنت در ایران دیگر فقط یک مسئله تکنولوژیک نیست؛ بخشی از مسئله معیشت، اشتغال، مهاجرت، آموزش و اعتماد عمومی است. هر روز اختلال، فقط چند گیگابایت از دسترفته نیست؛ بخشی از ظرفیت اقتصادی و سرمایه انسانی کشور است که آرام و بیصدا فرسوده میشود.
حمیدمیرزایی نژاد-صاحب امتیاز