۱۴۰۵-۰۷-۰۴ ۱۸:۱۲

کالابرگ به جای تولید و اشتغال؟

کالابرگ، کمک معیشتی و سیاست‌های حمایتی در شرایط دشوار اقتصادی می‌توانند برای خانواری که با هزینه‌های سنگین غذا، درمان و سایر نیازهای ضروری روبه‌روست، اهمیت داشته باشند. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که حمایت اجتماعی به جای آنکه مکمل سیاست اقتصادی باشد، به مهم‌ترین ابزار مواجهه با فقر تبدیل شود.

در این حالت، دولت به جای درمان علت، ناچار می‌شود هر بار بخشی از پیامدهای بحران را جبران کند.این همان نقطه‌ای است که باید میان «حمایت از فقرا» و «سیاست فقرزدایی» تفاوت گذاشت.بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که دولت چه میزان کالابرگ توزیع می‌کند؛ پرسش مهم‌تر این است که چرا قدرت خرید خانوار پیش از رسیدن حمایت، تا این اندازه کاهش پیدا کرده است؟ وقتی مزدبگیر برای تأمین هزینه‌های زندگی مجبور به چندشغلی می‌شود، وقتی دستمزد بخش کوچکی از هزینه‌های ماهانه را پوشش می‌دهد و وقتی افزایش چند میلیون تومانی مزد پیش از رسیدن به سفره خانوار در برابر موج افزایش قیمت‌ها کم‌اثر می‌شود، مسئله دیگر فقط میزان دستمزد نیست.این وضعیت نشان می‌دهد که رابطه میان تولید، اشتغال و معیشت از مسیر طبیعی خود خارج شده است. کاهش فعالیت اقتصادی، فشار بر صنایع و کاهش سرمایه‌گذاری به این معناست که مسئله فقط امروز خانوارها نیست؛ بلکه ظرفیت ایجاد درآمد در آینده نیز تحت فشار قرار گرفته است. فقر امروز فقط به این معنا نیست که یک خانوار پول کافی برای خرید مواد غذایی ندارد. هزینه درمان، آموزش، مسکن، حمل‌ونقل و دسترسی به ابزارهای ضروری زندگی نیز بخشی از هزینه واقعی خانوار است. به همین دلیل، حتی اگر دولت بتواند بخشی از هزینه خوراک خانوار را از طریق کالابرگ پوشش دهد، هنوز مسئله درمان، آموزش، مسکن و اشتغال پابرجاست. در چنین شرایطی، سیاست‌گذار باید به جای تمرکز صرف بر اینکه «چه چیزی به مردم بدهیم»، درباره این سؤال هم پاسخ داشته باشد که چگونه قدرت درآمدزایی مردم را افزایش دهیم؟ کارگری که یک شغل پایدار و دستمزدی متناسب با هزینه زندگی دارد، کمتر از خانواری که درآمدش به حمایت‌های دولتی وابسته است در معرض شوک‌های اقتصادی قرار می‌گیرد. در مقابل، اقتصادی که فرصت‌های شغلی کافی تولید نمی‌کند، حتی با افزایش حمایت‌های مستقیم نیز نمی‌تواند مسئله فقر را برای مدت طولانی حل کند. یکی از مسائل مهم اقتصاد ایران همین جاست: دولت همزمان باید از خانوارهای آسیب‌پذیر حمایت کند و شرایطی ایجاد کند که بنگاه‌ها بتوانند تولید و اشتغال را حفظ و توسعه دهند. این دو سیاست رقیب یکدیگر نیستند. بنابراین، راه خروج از این وضعیت، تزریق مداوم منابع حمایتی بدون اصلاح این چرخه نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که تولیدکننده بتواند تولید کند، کارگر بتواند با یک شغل زندگی کند و خانوار بتواند بخش اصلی نیازهای خود را از محل درآمدش تأمین کند. در یکی از مباحث مطرح‌شده درباره معیار سنجش اقتصاد نیز همین ایده به زبان ساده مطرح شده است: اقتصاد باید به نقطه‌ای برسد که یک انسان با یک شیفت کار شرافتمندانه بتواند زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشد. دولت نمی‌تواند برای همیشه فاصله میان درآمد و هزینه خانوارها را با منابع حمایتی پر کند. چنین سیاستی هم از نظر مالی محدودیت دارد و هم در برابر تورم پایدار، اثر خود را به تدریج از دست می‌دهد. مسئله اصلی باید بازگشت اقتصاد به مسیری باشد که در آن تولید، سرمایه‌گذاری و اشتغال بتوانند درآمد واقعی ایجاد کنند. کالابرگ می‌تواند یک ابزار حمایتی باشد؛ اما نمی‌تواند جای دستمزد کافی را بگیرد. یارانه می‌تواند بخشی از فشار را کم کند؛ اما نمی‌تواند جای شغل پایدار را بگیرد. کمک معیشتی می‌تواند یک خانواده را از یک بحران عبور دهد؛ اما نمی‌تواند جایگزین یک اقتصاد مولد شود.اگر قرار است از فقر فزاینده جلوگیری شود، سیاست اقتصادی باید از «جبران کاهش قدرت خرید» به سمت «ایجاد قدرت خرید» حرکت کند. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که سیاست‌گذاری اقتصادی به چرخه‌ای تبدیل شود که در یک سوی آن تورم، کاهش قدرت خرید و گسترش فقر قرار دارد و در سوی دیگر، بسته‌های حمایتی‌ای که هر بار برای جبران بخشی از خسارت گذشته طراحی می‌شوند؛ بسته‌هایی که ممکن است برای امروز ضروری باشند، اما به تنهایی نمی‌توانند آینده اقتصادی خانوارهای فرودست را بسازند.

جعفررضایی-مدیرمسءول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021