این سوال از این جهت مهم و اساسی است که در روند بهبود شرایط اقتصادی، تغییرات قیمتی را آخرین راهکاری میدانند که باید مورد توجه قرار گیرد. این تغییرات یا به اصطلاح تئوریسینهای دولتی جراحی و اصلاح زمانی به عنوان یک سیاست در صدر کارکردهای سازمانی و دولتی قرار میگیرد که آنها اصولا مسئلهگرا نیستند یا به عبارتی راهحل محور شدهاند. آنچه که دیروز محمدجواد ظریف در این باره گفته به نظر میآید نقدی ظریف باشد بر گفتمان دولتها در چند دهه گذشته. محمدجواد ظریف در جریان بازدید از خانه اندیشهورزان و برگزاری مرحله نهایی جایزه ملی سیاستگذاری، اظهار کرد: «یکی از مشکلات اساسی ما این است که سازمان برنامه و بودجه به جای برنامهمحوری به بودجهمحوری تبدیل شده است و مدیران بیشتر وقت خود را صرف حل بحرانهای مالی میکنند و به مشکلات توسعهای کمتر توجه میشود؛ ما باید بتوانیم گفتمان توسعه را بهطور جدیتر دنبال کنیم و برنامهریزی را در محور قرار دهیم.»
این موضوع مهم که از زبان ظریف به عنوان معاون راهبردی رئیسجمهور مطرح شده، احتمالا اشاره به شرایطی دارد که دولت چهاردهم قدرت را تحویل گرفته و کابینه در تلاش است کسری بودجه را در مسیر انضباط مالی و تامین منابع پایدار مهار کند. با این وجود نکته مهمی که طرح میشود این است که دولت برای کاهش کسری بودجه و مهار تورم چه برنامه مشخصی دارد؟ آیا دولت شاخصههای برجستهای را به عنوان استراتژی در برنامهریزی و هدفمند کردن بودجه مد نظر دارد؟ این سوالی است که هم میتوان قبل از تنظیم بودجه پرسید و هم بعد از تنظیم آن به ابعاد در نظر گرفته شدهاش پی برد. اما نکته طرح شده از سوی ظریف همان نکتهای است که اقتصاددانان و سیاستمداران در یک ماه گذشته به دولت گوشزد کردهاند؛ پرهیز از اصلاح شتابان قیمتی و برنامه داشتن برای رسیدن به یک استراتژی توسعهمحور.
در ارتباط با همسایگان مشکلاتی داریم
نکته محوری دیگر سخنان ظریف در زمینه سیاستخارجی ایران بود، موضوع پرچالشی که به رغم وعدههای داده شده در رقابتهای انتخاباتی و گشایشهای قابل تصوری که وجود داشت، هنوز از سمت دولت چهاردهم با نشانههای ملموسی ارائه نشده است. دیروز محمدجواد ظریف در جریان بازدید از خانه اندیشهورزان و برگزاری مرحله نهایی جایزه ملی سیاستگذاری، اظهار کرد: «من از همان ابتدا انتخاب کردم که در معاونت راهبردی فعالیت کنم و از معاونت سیاسی فاصله بگیرم تا نقش وزیر خارجه تحت الشعاع قرار نگیرد؛ اکنون نیز با توجه به تجربیاتم در حوزه سیاست خارجی، همچنان به صورت غیررسمی به وزارت امور خارجه کمک میکنم، اما تمرکز اصلیام بر مسائل راهبردی و توسعه انسانی خواهد بود.»
البته او در این باره به این جملات بسنده نکرد و سعی کرد در زمینه سیاست خارجی سخنانی را طرح کند: «سیاست خارجی یکی از مسائل اصلی کشور است که باید به آن توجه جدی شود. ما در روابط با همسایگان با مشکلاتی مواجه هستیم که وزارت خارجه بهتنهایی نمیتواند آنها را حل کند. نیاز به همکاری و هماهنگی بینبخشی داریم تا بتوانیم این مسائل را مدیریت کنیم. همچنین، وزارتخانههای ما باید بجای راهحلمحوری، مسئلهمحور باشند و از تحلیل دقیق مشکلات به راهحل برسند.»
او در این بخش از اظهاراتش دو نکته را توامان مورد توجه قرار داد؛ ارتباط با همسایگان و مشکلاتی که در این مسیر وجود دارد و مسئلهمحوری به عنوان فصل مشترکی در وزارتخانهها تا به هماهنگی درباره مسائل و خواستهها برسند. او با بیان اینکه وزارت خارجه به تنهایی نمیتواند مشکلات موجود در مسیر ارتباط با همسایگان را حل کند به هماهنگی بینبخشی و ایجاد یک کارتابل مشترک از مطالبات در سیاست خارجی اشاره کرده است. آنچه که در دولت سیزدهم و سیاست ارتباط با همسایگان مورد توجه قرار نگرفت، احتمالا همین مسئله محوری مورد اشاره او بود. به رغم اینکه وزارت خارجه دولت سیزدهم بخش مهمی از توان خود را در جهت تقویت روابط خارجی با همسایگان به کار برد، اما این توان، خرج مسائل مهم میان ایران و این کشورها نشد. موضوع حل نشده حقابه هیرمند و مشکلات مردم سیستان و بلوچستان، مسئله گرد و غبار ورودی به کشور از مرزهای مشترک به دلیل خشکسالی و حتی مسائلی مانند میادین گازی و نفتی مشترک از جمله مباحثی هستند که سیاست خارجی ایران در حوزه همسایگان و کشورهای اسلامی را در حد روابط خارجی و دیپلماسی سیاسی تنزل داده و مسئله محور نبودن ارتباطات خارجی را به عینه نشان داده است. به عبارتی دستاوردهای سیاست خارجی ایران در ارتباط با همسایگان باید مورد مطالعه قرار گیرد. از این روست که ظریف، این دیپلمات کهنهکار با اشاره مستقیم به مسئله محوری و برنامه محوری در سیاست خارجی و داخلی تاکید دارد.
راهکار ظریف برای ارتباط با نخبگان
اما راهکار چیست؟ این سوال در چند پاراگراف پایانی سخنان کوتاه ظریف وجود دارد. او در همین گفتوگوی منتشر شده در انتها معتقد است ارتباط دولت با اندیشکدهها و انجمنهای علمی میتواند راهگشا باشد، موضوعی که نخبهگرایی اولیه دولت پزشکیان را مورد اشاره قرار میدهد. معاون راهبردی رئیسجمهوری با بیان اینکه یکی از وظایف معاونت راهبردی، حفظ ارتباط بین دولت و نخبگان است، ادامه داد: ارتباط مؤثر با انجمنهای علمی، دانشگاهها و اندیشکدهها میتواند به دولت در تصمیمگیریها کمک کند، این تعاملات باعث میشود تا سیاستگذاریها با دقت و بر اساس نظرات نخبگان علمی پیش برود.
ظریف تاکید کرد: ما نیاز به ایجاد هماهنگی بین اندیشکدههای دولتی و غیردولتی داریم تا از ظرفیتهای آنها بهطور مؤثر استفاده کنیم؛ باید این نهادها شفاف باشند و نگرشهای فکری خود را اعلام کنند، چرا که بیان واضح بنیانهای فکری میتواند به ارتقاء سیاستگذاریها کمک کند.