تولیدکننده برای ادامه فعالیت، پیش از هر چیز به سرمایه در گردش نیاز دارد. کارخانهای که مواد اولیه خود را با تأخیر دریافت میکند، کارگاهی که برای پرداخت دستمزد و خرید مواد اولیه با مشکل مواجه است یا یک کسبوکار خرد که سرمایه اندکی برای چرخاندن فعالیت روزانه خود دارد، نمیتواند صرفاً با توصیه به «افزایش تولید» به مسیر رشد بازگردد. تولید بدون نقدینگی، مانند اقتصادی است که موتور آن روشن است اما سوخت کافی در اختیار ندارد.
البته هدایت نقدینگی به سمت تولید به معنای تزریق بیحساب پول به اقتصاد نیست. اتفاقا در شرایط تورمی، سیاستگذار باید میان دو ضرورت دشوار تعادل برقرار کند: از یک سو جلوگیری از تشدید تورم و بیثباتی پولی و از سوی دیگر جلوگیری از خشک شدن منابع مالی بنگاههای مولد.
مسئله مهم اینجاست که اگر منابع بانکی صرفا به سمت بنگاههای بزرگ و پروژههای محدود هدایت شود، بخش بزرگی از اقتصاد واقعی همچنان از دسترسی به اعتبار محروم خواهد ماند. ستون فقرات اشتغال در بسیاری از کشورها، کسبوکارهای کوچک و متوسط هستند و در ایران نیز میلیونها نفر بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به فعالیت این بنگاهها وابستهاند.کسبوکار خرد الزاما به یک تسهیلات بزرگ نیاز ندارد؛ گاهی یک خط اعتباری کوچک، سرمایه در گردش چندماهه، تسهیل پرداخت، دسترسی به مواد اولیه یا امکان تنفس در بازپرداخت میتواند از تعطیلی یک واحد جلوگیری کند. سیاست اعتباری موفق باید این تفاوت را ببیند.
در ادبیات سیاستگذاری اقتصادی، وقتی از «حمایت از تولید» صحبت میشود، گاهی ذهن سیاستگذار به سمت صنایع بزرگ، پروژههای پیشران و بنگاههای دارای وثایق سنگین میرود. این بخشها بدون تردید اهمیت دارند، اما اقتصاد فقط از کارخانههای بزرگ تشکیل نشده است.یک فروشگاه، کارگاه، واحد خدماتی، تولیدکننده کوچک، پیمانکار خرد یا بنگاه خانوادگی نیز بخشی از زنجیره تولید و اشتغال کشور است. اگر این واحدها به دلیل کمبود سرمایه در گردش از چرخه فعالیت خارج شوند، پیامد آن فقط کاهش تولید یک بنگاه نیست؛ بلکه کاهش اشتغال، افت تقاضا، کاهش درآمد خانوارها و در نهایت تشدید رکود خواهد بود.
از همین رو، حمایت اعتباری باید متنوع، هدفمند و متناسب با اندازه بنگاه باشد. نظام بانکی نمیتواند با یک نسخه واحد، هم برای یک شرکت بزرگ صنعتی و هم برای یک کسبوکار کوچک تصمیمگیری کند.
بانک مرکزی و شبکه بانکی باید میان «تأمین مالی تولید» و «تأمین مالی فعالیتهای غیرمولد» تمایز روشنتری ایجاد کنند. منابع محدود بانکی باید تا حد امکان به سمت فعالیتهایی برود که تولید، اشتغال و درآمد ایجاد میکنند.حمایت از تولید نباید بهانهای برای توزیع تسهیلات رانتی شود. منابع باید به بنگاههایی برسد که واقعا فعالیت اقتصادی دارند، اشتغال ایجاد میکنند و توان بازپرداخت تسهیلات را از محل فعالیت خود دارند. تولیدکننده علاوه بر نقدینگی به یک متغیر مهم دیگر نیز نیاز دارد: اعتماد به آینده. وقتی فعال اقتصادی نمیداند نرخ ارز، مقررات تجاری، هزینه تأمین مواد اولیه، سیاست مالیاتی یا شرایط تأمین مالی چند ماه بعد چگونه خواهد بود، طبیعی است که تصمیم سرمایهگذاری خود را به تعویق بیندازد. به همین دلیل، حتی اگر منابع بانکی افزایش پیدا کند، بدون ثبات نسبی و پیشبینیپذیری، اثر آن بر سرمایهگذاری محدود خواهد بود. باید اینگونه تصور کرد که چرخ تولید با شعار نمیچرخد؛ با نقدینگی، ثبات، اعتماد و گشایش اقتصادی میچرخد.
جعفررضایی-مدیرمسئول