۱۴۰۵-۰۸-۱۳ ۱۵:۲۶

بورس در محاصره نااطمینانی

بازار سرمایه را نمی‌توان فقط با ارزش‌گذاری و چشم‌انداز سودآوری شرکت‌ها تحلیل کرد؛ همان‌طور که نمی‌توان تمام تحولات آن را به اخبار سیاسی و نگرانی‌های امنیتی نسبت داد. بورس محل تلاقی انتظارات اقتصادی، اعتماد عمومی و ارزیابی سرمایه‌گذاران از آینده است. درست در همین نقطه است که تناقض این روزهای بازار سهام خود را نشان می‌دهد. شرکت‌ها از منظر عملیاتی و مالی نشانه‌هایی از بهبود بروز می‌دهند، اما سهامداران همچنان برای خرید دست نگه داشته‌اند. مسئله این است که بازار بیش از آنکه نگران وضعیت امروز بنگاه‌ها باشد، از فردای نامعلوم اقتصاد هراس دارد.

 

در یک اقتصاد باثبات، انتشار گزارش‌های مطلوب می‌تواند محرکی برای افزایش تقاضا باشد. رشد درآمد، بهبود حاشیه سود، افزایش نرخ فروش و نسبت‌های جذاب قیمت به سود، مجموعه‌ای از سیگنال‌های مثبت را به سرمایه‌گذاران مخابره می‌کنند. اما این سازوکار زمانی کارآمد است که فعال اقتصادی بتواند با درجه‌ای قابل قبول از اطمینان، آینده را پیش‌بینی کند. این وضعیت نشان می‌دهد که ارزندگی و جذابیت خرید دو مفهوم یکسان نیستند. ممکن است سهامی بر اساس سودآوری پیش‌بینی‌شده، در مقایسه با ارزش ذاتی خود ارزان باشد، اما این ارزانی الزاماً به معنای آمادگی بازار برای استقبال از آن نیست. ارزش‌گذاری بر مبنای سود آینده، به مجموعه‌ای از فرض‌ها درباره استمرار تولید، دسترسی به مواد اولیه، امکان فروش محصولات، ثبات مقررات و شرایط عمومی فعالیت اقتصادی وابسته است. هرچه نااطمینانی درباره این متغیرها بیشتر شود، اعتبار پیش‌بینی‌ها کاهش می‌یابد و سرمایه‌گذار برای پذیرش ریسک، بازده بالاتری مطالبه می‌کند. بنابراین پایین بودن نسبت قیمت به سود، به ‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده بازگشت تقاضا باشد.از سوی دیگر، عملکرد مطلوب برخی شرکت‌ها در شرایط دشوار اقتصادی را نباید نادیده گرفت. بخشی از بنگاه‌های بورسی توانسته‌اند با اصلاح ترکیب فروش، افزایش نرخ محصولات و مدیریت هزینه‌ها، آثار منفی افت تولید را تعدیل کنند. این انعطاف‌پذیری عملیاتی نشانه‌ای مثبت از ظرفیت سازگاری شرکت‌ها با شرایط متغیر است.

نقش نهادهای حمایتی بازار نیز در چنین شرایطی قابل توجه است، اما نباید حمایت را با تضمین قیمت سهام اشتباه گرفت. مداخله صندوق‌های تثبیت و توسعه می‌تواند از تشدید فشار فروش، شکل‌گیری صف‌های سنگین و گسترش رفتارهای هیجانی جلوگیری کند؛ با این حال، هیچ صندوقی نمی‌تواند به ‌تنهایی جایگزین اعتماد ازدست‌رفته یا ثبات متغیرهای کلان اقتصادی شود. حمایت مؤثر، حمایتی است که فرصت بازگشت تعادل را فراهم کند، نه اینکه سازوکار طبیعی کشف قیمت را برای مدتی طولانی به تعویق بیندازد.

در ارزیابی پیامدهای احتمالی تنش‌های نظامی نیز باید میان شوک روانی و تخریب ظرفیت اقتصادی تمایز قائل شد. وقوع یک درگیری، حتی اگر کوتاه‌مدت باشد، می‌تواند انتظارات را برهم بزند و در نخستین واکنش، موجی از احتیاط و فروش ایجاد کند. اما آنچه چشم‌انداز بلندمدت بازار را تعیین می‌کند، میزان آسیب به زیرساخت‌های تولید، انرژی، حمل‌ونقل و زنجیره تأمین است. اقتصاد ممکن است از شوک‌های مقطعی عبور کند، اما تخریب ظرفیت تولید، هزینه‌ای به ‌مراتب عمیق‌تر و ماندگارتر بر سودآوری شرکت‌ها و ارزش دارایی‌ها تحمیل خواهد کرد. از همین رو، تفکیک ریسک کوتاه‌مدت از خسارت ساختاری برای تحلیل بازار ضروری است.

واقعیت آن است که بورس برای صعود پایدار بیش از هر چیز به بازسازی افق پیش‌بینی‌پذیر نیاز دارد. گزارش‌های مطلوب شرکت‌ها می‌توانند پشتوانه بنیادی رشد باشند، اما موتور حرکت بازار زمانی روشن می‌شود که سرمایه‌گذار نسبت به آینده اقتصاد، امنیت فعالیت بنگاه‌ها و قواعد تصمیم‌گیری اطمینان بیشتری داشته باشد. نمی‌توان از سهامدار انتظار داشت در شرایطی که افق فردا مبهم است، فقط با اتکا به ارزندگی امروز وارد میدان شود. بازار سهام نه با نادیده گرفتن ریسک‌ها به تعادل می‌رسد و نه با بزرگ‌نمایی آنها. راه عبور از وضعیت کنونی، ترکیبی از ثبات سیاست‌گذاری، شفافیت اطلاعاتی، صیانت از زیرساخت‌های اقتصادی و تقویت اعتماد عمومی است. تا زمانی که نااطمینانی بر محاسبات سرمایه‌گذاران سایه انداخته باشد، حتی بهترین صورت‌های مالی نیز ممکن است در برابر ترس بازار صدای ضعیفی داشته باشند. مسئله اصلی بورس امروز کمبود شرکت‌های سودآور نیست؛ کمبود اطمینان به فردایی است که قرار است این سودها در آن محقق شوند.

جعفررضایی-مدیرمسئول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021