عصر رسانه - روزنامه صبح ایران

۱۴۰۳-۰۵-۰۳ ۰۹:۰۷

مردم باید تکلیف اقتدارگرایی در اقتصاد و سیاست را روز جمعه مشخص کنند؛ دفاع از تغییر

عصررسانه- احسان پارسا: اینکه ائتلاف و یا اجماع ظاهری میان طیف‌های سیاسی در بزنگاه‌ها شکل بگیرد امری معمول و متعارف است، همانگونه که در انتخابات سال 88، 92 و 96 چنین شد و برخی اصلاح‌طلبان و میانه‌روها به سود یکدیگر کناررفتند یا درعین حضور به وحدت گفتمان و خاستگاه مردمی رسیدند. اما آنچه که در اعلام مواضع و بیانیه‌های این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری عیان بود، اینکه نوعی اقتدارگرایی در ادبیات اصولگرایان به شکل کاملا مشهودی دیده شد. در جریان مناظره‌های تلویزیونی این نکته از زبان زاکانی، شهردار تهران و نامزد پوششی جریان راست بیان شد. او در پاسخ به مسعود پزشکیان که پرسیده بود: «تا آخر می‌مونی دیگه؟» با حرارت غیرقابل کنترل و در حالیکه برافروخته بود مضمون ماندن را کوک کرد و گفت: «شما با یک رئیس‌جمهور صحبت می‌کنی. اتفاقا می‌مانم و اجازه نمی‌دهم! رئیس‌جمهور شوی.» 

گرچه می‌گویند در تبلیغات انتخابات و سخنانی که رد و بدل می‌شود مناقشه نیست اما این دیدگاه انحصارگرا و تمامیت‌خواه ریشه‌های مهمی دارد که در جریان تندروی کشور به مثابه یک مانیفست سیاسی و «حمله به جای دفاع » بیش از اینکه مواضع منصفانه یک جریان سیاسی را نشان دهد، اقتدارگرایی و انحصارطلبی را ترویج می‌کند. این بیان بعد از مناظره البته با پاسخ مناسب از طرف پزشکیان و ستادش رو به رو شد و معرکه‌گیران سال‌های گذشته در یک انتخابات جمع‌ وجور با مشارکت پایین دریافتند نارضایتی از وضع موجود در حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی کشور و خاستگاه تغییر، مطالبه حداقل ۱۰ میلیون نفر در دور اول انتخابات بوده است.
بندبازی برای تصاحب قدرت
اما بعد از کنار رفتن نامزدهای پوششی همچون قاضی‌زاده هاشمی که روخوانی از «دفاعیه وضع موجود» می‌کرد، همچنین انصراف زاکانی از حضور، دم خروس پیدا شد. کناره‌گیری آنها بدون حمایت از یک کاندیدای خاص نشان داد آنها به بندبازی سیاسی برای تصاحب کرسی و ماندن در قدرت فکر می‌کنند، نه به مطالبات اکثریت جامعه. پس از پایان دور اول انتخابات و اعلام نتایج ۴ کاندیدای اصولگرا سکوت را شکستند و بنا را بر حمایت از سعید جلیلی نامزد تندروها گذاشتند. امیرحسن قاضی‌زاده که در مصاحبه‌ای از کارشکنی‌های تندروها در دولت رئیسی می‌گفت و تلویحا از جلیلی و حامیانش گلایه داشت در بیانیه‌ای حمایت خود از جلیلی را اعلام کرد. زاکانی هم در راستای ماندن بر کرسی شهرداری تهران با آن همه انتقادی که از او وجود دارد خود را مدافع وضع موجود دانست و اعلام کرد از جلیلی حمایت خواهد کرد. اما بیانیه قالیباف که بازخوردهای فراوانی داشت نشان داد ادبیات اقتدار اصولگرایی، بیش از پوسته سخت تندروها تا میانه‌های جریان معتدل و تکنوکرات‌های راست نیز نفوذ کرده است.
تو چکاره‌ای که نگذاری؟
قالیباف که شکست سختی را در این انتخابات متحمل شد و به رغم اقبال مردم در نظرسنجی‌ها نتوانست آرای قابل دفاعی را کسب کند در پیامی تاکید کرد: «راه هنوز پایان نیافته است؛ همه باید تلاش کنیم تا نامزد جبهه انقلاب آقای دکتر جلیلی به عنوان رئیس دولت چهاردهم انتخاب شوند.» وی در بخشی از این بیانیه اعلام کرده است: راه هنوز پایان نیافته است و علی رغم اینکه اینجانب برای شخص آقای دکتر پزشکیان احترام قائل هستم، اما به دلیل نگرانی از برخی اطرافیان ایشان، از همه نیروهای انقلابی و حامیان خود می‌خواهم که کمک کنند تا جریانی که مسبب بخش مهمی از مشکلات اقتصادی و سیاسی دیروز ما است، به عرصه قدرت باز نگردند لذا همه باید تلاش کنیم تا نامزد جبهه انقلاب آقای دکتر جلیلی بعنوان رئیس دولت چهاردهم انتخاب شوند.»
این پیام حاوی همان نکاتی است که علیرضا زاکانی در مناظره‌ها بر آن اصرار داشت: اینکه نگذاریم یک جریان نزدیک به مطالبات واقعی اکثریت جامعه به قدرت برسد. البته این موضوع با پاسخ عبدالعلی‌زاده رئیس ستاد پزشکیان مواجه شد. عبدالعلی زاده رئیس ستاد انتخاباتی پزشکیان در نشست خبری در پاسخ به سؤالی در خصوص بیانیه قالیباف در حمایت از جلیلی و اینکه در این بیانیه آمده است نگذاریم اصلاح‌طلبان بر سر کار بیایند گفت: «این راه و رسم اداره کشور نیست. تو چه کاره‌ای که نگذاری؟ وقتی مردم حق انتخاب دارند، تو یک رأی هستی. نمی‌گذارم، به معنای گردن کلفتی و توهین به مردم است.»وی افزود: «اصلاحات جرمش چیست؟! اصلاحات با افتخار از دولت‌ آقای خاتمی شروع شد و هشت سال بهترین دولت‌ بعد از انقلاب است نظر اقتصادی و سیاسی بود. اینها می‌ترسند اصلاح‌طلبان پاکدستی و پاکدامنی و کارآمدی را بیاورند.دولت‌ روحانی آبرومندانه برجامی تهیه کرد که برد – برد بود. شما با نامردی برجام را در چاه انداختید تا بگویید مقصر روحانی است.»
خودشان را نمی‌توانند مدیریت کنند
با این حال سوال این است که اصولگرایانی که در یک انتخابات کاملا یکسویه با چهار نامزد مدافع وضع موجود نتوانستند با یکدیگر به اجماع در دور اول برسند می‌توانند در آینده کشور به سود مردم در زمین سیاست و اقتصاد سوت بزنند و جریان خود را داوری کنند؟ این سوال پاسخ‌های متعددی دارد، اما شنیدن آن از زبان یکی از کسانی که نزدیکی بیشتری با آنها دارد جذاب و خواندنی‌تر است.
منصور حقیقت پور، فعال سیاسی اصولگرا، درباره عدم پیروزی اصولگرایان در شرایط کاهش مشارکت گفت: «وقتی اصولگرایان با هم نمی‌توانند تفاهم کنند، چگونه می‌خواهند با مردم تفاهم کنند؟ این‌ها در مجلس هم باختند. تندرو‌ها با این سبک نگاه به جامعه و غروری که آن‌ها را گرفته، نمی‌توانند کار موفق کنند. نه ریاست مجلس و نه ریاست جمهوری دست تندرو‌ها را نگرفت. این‌ها کلاً ۳۵ نفر در مجلس آدم دارند. این تفکر به آخر خود رسیده است. ما باید شاهد ظهور جریانات عقلایی و منطقی و اصولی و معتدل در داخل کشور باشیم. یک نمونه از این جریان، مستقلین مجلس است.» این گفته‌ها از بدنه اصولگرایی نشان می‌دهد وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور حاصل دیدگاهی است که در عین مدعی بودن مدیریت کشور از اجماع در درون خود عاجز مانده است. تشویق سیاسیون به رای دادن قشر خاکستری از همین زاویه قابل دفاع است. بدون تردید راهی جز حضور مردم و تعیین تکلیف وضعیت کشور با یک تغییر همه جانبه وجود ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021