۱۴۰۵-۰۳-۲۲ ۱۸:۵۶

قدرت واقعی، از میدان تا اقتصاد

جنگ‌ها تنها در میدان‌های نبرد تعیین تکلیف نمی‌شوند؛ بخش مهمی از سرنوشت آنها در اقتصاد، حکمرانی و توانایی کشورها برای تبدیل دستاوردهای امنیتی به ثبات و توسعه رقم می‌خورد. اگر کشوری بتواند پس از عبور از یک بحران امنیتی، مسیر بازسازی اقتصادی، اصلاحات ساختاری و افزایش رفاه عمومی را آغاز کند، آنگاه می‌توان گفت پیروزی او تنها نظامی نبوده، بلکه راهبردی و پایدار نیز بوده است.

در ماه‌های اخیر، تهران تلاش کرده است تصویری از تغییر در الگوی بازدارندگی خود ارائه دهد؛ الگویی که بر ترکیب قدرت دفاعی، توان بازدارندگی و دیپلماسی فعال استوار است. از نگاه بسیاری از ناظران، این رویکرد نشان می‌دهد که ایران می‌کوشد همزمان با حفظ توان نظامی، از ابزار دیپلماسی نیز برای مدیریت بحران‌ها و کاهش هزینه‌های تقابل بهره بگیرد. در چنین چارچوبی، بازدارندگی دیگر صرفا به معنای دفاع از مرزها نیست، بلکه به ابزاری برای تقویت موقعیت سیاسی در مذاکرات و کاهش احتمال درگیری‌های پرهزینه تبدیل می‌شود.

اما تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که قدرت ملی، تنها با مؤلفه‌های امنیتی تعریف نمی‌شود. امنیت زمانی به سرمایه‌ای ماندگار تبدیل خواهد شد که در زندگی روزمره مردم نیز بازتاب پیدا کند. اگر فشارهای اقتصادی، تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی نسبت به آینده ادامه یابد، حتی مهم‌ترین دستاوردهای امنیتی نیز به تدریج با فرسایش اجتماعی و اقتصادی مواجه خواهند شد.

جامعه انتظار دارد ثبات امنیتی به ثبات اقتصادی منجر شود. این انتظار، مطالبه‌ای طبیعی است؛ زیرا امنیت و توسعه، دو روی یک سکه‌اند و هیچ‌کدام بدون دیگری کامل نخواهند شد. بنابراین،کنترل پایدار تورم باید به اولویت نخست سیاست‌گذاری تبدیل شود. تورم، صرفاً یک شاخص اقتصادی نیست؛ بلکه عاملی است که سرمایه اجتماعی را تضعیف می‌کند، فاصله طبقاتی را افزایش می‌دهد و امید به آینده را کاهش می‌دهد. در کنار آن، اصلاح نظام بانکی، کاهش فعالیت‌های غیرمولد، هدایت نقدینگی به سمت تولید و ایجاد ثبات در بازارهای مالی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند اقتصاد را از چرخه بی‌ثباتی خارج کند.همچنین جذب سرمایه، تقویت بخش خصوصی، تسهیل فضای کسب‌وکار و افزایش بهره‌وری باید به محور سیاست‌های اقتصادی تبدیل شود. در شرایط کنونی، سرمایه بیش از هر زمان دیگری به امنیت، پیش‌بینی‌پذیری و ثبات نیاز دارد. اگر این مؤلفه‌ها فراهم شود، بخش قابل توجهی از ظرفیت‌های داخلی می‌تواند به جای حرکت به سمت بازارهای غیرمولد، در مسیر تولید، اشتغال و رشد اقتصادی قرار گیرد.

امروز ایران در نقطه‌ای قرار گرفته است که می‌تواند دستاوردهای امنیتی خود را به سکوی پرتابی برای توسعه تبدیل کند. این فرصت اما همیشگی نیست. همان اندازه که بازدارندگی نظامی برای حفظ امنیت ضروری است، بازدارندگی اقتصادی نیز برای حفظ قدرت ملی اهمیت دارد. اقتصادی باثبات، تورمی مهار شده، نظام بانکی کارآمد و تولید رقابت‌پذیر، همان پشتوانه‌ای هستند که می‌توانند دستاوردهای سیاسی و امنیتی را پایدار کنند.

قدرت ملی زمانی به اوج می‌رسد که میان امنیت، اقتصاد و رضایت معیشتی توازن برقرار شود. اگر تهران بتواند پس از عبور از مرحله تقابل، ایجاد قدرت اقتصادی را با همان جدیت دنبال کند که در حوزه امنیتی از خود نشان داده است، آنگاه می‌توان گفت مهم‌ترین مرحله پس از جنگ آغاز شده است؛ مرحله‌ای که در آن، قدرت نه فقط در میدان، بلکه در سفره مردم، رونق تولید و امید به آینده معنا پیدا می‌کند.

مرتضی برکاتی-روزنامه نگار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021