او میافزاید: موضوع دوم نیز دارو، تجهیزات و امکانات است که علاوه بر تولید بخشی از آنها در داخل کشور، در بخشی نیز نیازمندی به خارج از کشور وجود دارد که طبیعا تامین آن مستلزم تامین ارز و روابط خارجی است. در عین حال نیز هر چه بخواهیم در این حوزه پیشرفت داشته باشیم باید به حوزه پژوهش، مراکز تحقیقاتی و توسعه صنعت دارویی، تجهیزاتی و فناوریهای برتر رجوع کنیم.
لاریپور همچنین منابع مالی و فضای فیزیکی را محور سوم پیشران در حوزه سلامت میخواند و میگوید: اگر فضای فیزیکی لازم شامل بیمارستان، درمانگاه، پاراکلینیک، آزمایشگاه و غیره نداشته باشیم و در کنار آن مابع مالی برای ساخت، نگهداری، تجهیز و نوآوری نداشته باشیم، طبیعا عقبماندگی ایجاد میشود. بخشی از این سه عامل اصلی پیشران حوزه سلامت، منحصرا در اختیار تولیت سلامت یعنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و بخشی نیز در اختیار سایر قسمتهای دولت است؛ از سازمان برنامه و بودجه گرفته تا سازمان اداری استخدامی کشور و مجلس شورای اسلامی و سایر تصمیمگیران.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی در ادامه صحبتهایش به مردم به عنوان گیرندگان خدمات سلامت نیز اشاره میکند و میگوید: مردم نیز باید در سهلالوصولترین حالت ممکن به بهترین امکانات درمانی در کوتاهترین زمان ممکن دسترسی داشته باشند.
او میافزاید: در این میان از آنجاکه هزینههای درمان در همه دنیا گران است، بیمههای درمانی مهمترین نقش را ایفا میکنند تا با استحصال منابع دولت و ملت، بهترین پوششها را ارایه دهند و بار هزینهها و البته بار بیماریها را بویژه در حوزه بیماریهای غیرواگیر نظیر دیابت، فشارخون و غیره کاهش دهند؛ ایندرحالیست که در کشور ما باوجود زحمت بسیار برخی بیمهها، اما آنچه که انتظار مردم و ارایه دهندگان خدمات است، واقعا اتفاق نمیافتد.
لاریپور در این باره ادامه میدهد: از طرف دیگر آن چه که بیمهها مورد پوشش قرار میدهند، هر چند سال یک بار باید افزایش یابد؛ این درحالیست که این موضوع در کشور ما طی سالهای مختلف جرح و تعدیل شده است. نهایتا نیز نقص در این عوامل سبب میشود ارایه دهنده خدمت ناراضی باشد و مردم نیز پول و هزینه درمان را نداشته باشند، از درمان صرف نظر کنند و یا با بیماری شدیدتر و هزینههای سهمگینتر ناچار به درمان بپردازند و در شرایطی هم اصطلاحا حتی ناچار به فروش فرش زیر پای خود شوند.
سخنگوی سازمان نظام پزشکی در همین راستا میافزاید: شرایط هزینههای درمان طوری است که با یک بیماری دشوار نظیر جراحی قلب باز تقریبا ۷۰ درصد مردم زیر خط فقر میروند؛ البته این در شرایطی است که هزینههای دارو و درمان در کشور ما حتی نسبت به کشورهای همسایه بسیارکمتر است. بنابراین موضوع بیماری و درمان و حمایت کامل بیمهها، موضوعی حیاتی است.
او در همین راستا به هزینههای گزاف دندانپزشکی اشاره میکند و میگوید: متاسفانه شاخصهای مرتبط با سلامت دهان و دندان و از جمله پوسیدگیهای دندانی عدد مطلوبی در کشور ندارد. از طرفی هم خدمات دندانپزشکی بسیار گران است و در همین راستا نیز بنرها و تبلیغاتی را مشاهده میکنید که برای خدمات دندانپزشکی وام میدهند.
لاریپور میگوید: در این میان نکته مهم آن است که این هزینههای مترتب بر بیمار، به هیچ وجه ارتباطی با ارایه دهنده خدمت ندارد و به جیب پزشک نمیرود؛ چراکه بیش از ۹۳ درصد هزینه بستری یک فرد در یک بیمارستان صرف هزینه هتلینگ و تجهیزات و دارو و غیره است و تنها هفت درصد آن دستمزد درمانگر است.
او میافزاید: در مجموع تحت تاثیر همین هزینهها و نبود پوششهای کافی بیمهها، بسیاری از مردم با یک بیماری دشوار زیر خط فقر میروند، یا از ادامه درمان صرف نظر میکنند، یا در بدترین شرایط جان خود را از دست میدهند و یا با یک بیماری دشوارتر و هزینههای گرانتر مراجعه میکنند که هم برای بیمهها سنگینتر میشود و هم بار سنگینتری برای نظام سلامت خواهد بود.