فعالسازی دوباره تحریمهای گذشته و تشدید محدودیتهای مالی و بانکی، در کنار تلاش برای ایجاد اختلال در مبادلات تجاری و سرمایهای ایران، بخشی از این سیاست چندلایه است.در چنین فضایی، تحریم دیگر صرفا ابزار حقوقی یا اقتصادی نیست، بلکه به یک ابزار روانی بدل شده است.
ابزاری که هدف آن برهمزدن اعتماد فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران و ایجاد بیثباتی در رفتار عمومی جامعه است. آنچه امروز در بازار ارز و طلا مشاهده میشود، بیش از آنکه ناشی از تحولات واقعی در عرضه و تقاضا باشد، انعکاسی از شایعات، روایتسازیهای رسانهای و پیشبینیهای غیرمستند است. در واقع، جنگ اقتصادی امروز دیگر فقط در عرصه اعداد و شاخصها رخ نمیدهد، بلکه در ذهن مردم و فعالان اقتصادی جریان دارد. از همین روست که رسانههای داخلی از آن با عنوان “جنگ روانی غرب در اقتصاد ایران” یاد میکنند.در این میان، بانک مرکزی نقش محوری پیدا کرده است. اظهارات اخیر رئیس کل بانک مرکزی نشان میدهد که سیاستگذار پولی کشور نسبت به ابعاد روانی تحریمها و اهمیت مدیریت انتظارات آگاه است. تأکید فرزین بر اینکه ورود بیش از اندازه به بازار و تزریق گسترده ارز نه تنها راهحل پایدار نیست بلکه میتواند در آینده تورمزا باشد، بیانگر نوعی رویکرد علمی و واقعبینانه است. با این حال، باید اذعان کرد که تمرکز صرف بر مدیریت لحظهای بازار نمیتواند به تنهایی ثبات بلندمدت را تضمین کند. ثبات در بازارها باید نه صرفاً در قالب مهار نوسان، بلکه در چارچوب ایجاد اعتماد و تداوم مراودات اقتصادی تعریف شود. به بیان دیگر، حتی اگر نرخ ارز در سطحی بالاتر از ارزش ذاتی آن تثبیت شود، آنچه اهمیت دارد پیشبینیپذیری و ثبات نسبی است تا فعالان اقتصادی بتوانند برای آینده تصمیمگیری کنند.غرب در این شرایط بر “نوسانیسازی” بازارها تأکید دارد. بازی با اخبار، انتشار شایعات غیرواقعی و ایجاد انتظارات منفی نسبت به آینده، بخشی از تاکتیکهایی است که هر روز در بازار ارز و طلا بازتاب مییابد. در برابر چنین وضعیتی، سیاستگذاری اقتصادی و پولی در ایران باید با یک محور مکمل همراه شود: روایتسازی درست و شفاف. هنگامی که جامعه منبع قابل اعتماد و روشنی برای دریافت اطلاعات اقتصادی و سیاسی در اختیار داشته باشد، اثرگذاری روایتهای خارجی به حداقل خواهد رسید. اگر رسانههای داخلی بتوانند ضمن ارائه تحلیلهای دقیق از وضعیت اقتصادی، تصویری شفاف و متوازن از تحولات سیاسی و نظامی نیز عرضه کنند، عملاً بخش بزرگی از جنگ روانی خنثی خواهد شد.در نتیجه، امروز همانقدر که سیاست پولی و ارزی اهمیت دارد، روایتسازی اقتصادی و سیاسی نیز حیاتی است. تضعیف اعتماد عمومی به اطلاعات داخلی، خود به اندازه تحریمها میتواند هزینهزا باشد. برای عبور از این مرحله، ایران باید همزمان چند اولویت را پیگیری کند: نخست، تثبیت نسبی بازارها حتی در نرخهای بالا، بهگونهای که فعالان اقتصادی امکان برنامهریزی پیدا کنند؛ دوم، تقویت روایتسازی داخلی و تبدیل رسانههای داخلی به مرجع اصلی اخبار اقتصادی و سیاسی برای جامعه؛ سوم، بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی اقتصادی و منطقهای برای کاهش فشارهای تحریمی و ایجاد مسیرهای تازه همکاری مالی و تجاری؛ و نهایتاً، اتخاذ سیاستهای پولی هوشمندانه که از یکسو بازار را کنترل کند و از سوی دیگر، مدیریت روانی بازار را در دستور کار قرار دهد.
جعفر رضایی – مدیرمسئول