برای دهکهای ثروتمند، یک درصد تفاوت شاید تنها به تعویق خرید کالای لوکس منجر شود؛ اما برای دهکهای فقیر، همین یک درصد میتواند معادل محرومیت از یک وعده غذایی یا کاهش مصرف لبنیات و پروتئین باشد.این آمار، بار دیگر تناقضی را برجسته میکند که سالهاست بر اقتصاد ایران سایه افکنده؛ سیاستهای اعلامی در خدمت اقشار کمدرآمد، اما نتایج عملی به زیان همانها. دولت وعده میدهد که با یارانه نقدی، بستههای حمایتی یا کنترل قیمتها، فشار معیشتی فقرا را کاهش دهد.اما واقعیت آن است که سبد مصرفی فقرا (خوراک، مسکن و انرژی ) بیشترین رشد قیمتی را تجربه میکند و یارانهها پیش از آنکه به جیب مردم برسد، در گرداب تورم ذوب میشوند.
مسئله اصلی نه فقط کارآمدی ابزارهای حمایتی، بلکه ساختار معیوب سیاستگذاری است. وقتی دولت به جای اصلاحات مالی و مهار کسری بودجه، راهحل را در تزریق پول یا سرکوب دستوری قیمتها جستوجو میکند، نتیجه چیزی جز تورم بیشتر و گسترش شکاف طبقاتی نخواهد بود. هر سیاستی که از جیب آینده برای خرید آرامش مقطعی امروز استفاده کند، بارش سنگینتر بر دوش فقرا میافتد.
اکنون پرسش حیاتی این است که دولت چه باید بکند؟ پاسخ روشن است، هرچند دشوار. نخست آنکه بازتوزیع منابع محدود تنها از مسیر مالیاتستانی عادلانه و اخذ مالیات از داراییهای غیرمولد و ثروتهای بزرگ ممکن است. اقتصاد ایران تا زمانی که بار اصلی مالیات بر دوش طبقه حقوقبگیر و مصرفکننده باشد، هرگز قادر به ایجاد عدالت اجتماعی نخواهد بود.
در کنار این، به جای تکیه بر یارانههای مقطعی که بیشتر کارکردی نمایشی دارند، باید شبکههای تأمین اجتماعی پایدار و قابل اتکا تقویت شود؛ شبکهای که بیمه بیکاری، خدمات درمانی و حمایتهای اجتماعی را برای اقشار کمدرآمد تضمین کند. چنین سازوکاری میتواند فشار زندگی روزمره را از دوش خانوارهای فقیر بردارد.از سوی دیگر، حمایت باید بهصورت مستقیم و هوشمند متوجه کالاهای اساسی شود؛ کالاهایی که واقعاً در سفره مردم است، نه رقمی که در حساب بانکی آنها واریز میشود و پیش از مصرف در گرداب تورم فرو میرود. سیاستگذاری دقیق در حوزه نان، لبنیات، پروتئین و مسکن، از جمله اقداماتی است که میتواند اثر فوری و ملموس داشته باشد.و در نهایت، هیچکدام از این تدابیر بدون انضباط مالی و شفافیت اقتصادی به نتیجه نخواهد رسید. کنترل کسری بودجه، پرهیز از سیاستهای تورمزا و مدیریت درست منابع ارزی، پیششرط هر نوع حمایت مؤثر است. آزمون امروز دولت، آزمون اراده برای حمایت واقعی از فرودستان است. سیاستهای حمایتی اگر با مدیریت ضدتورمی همراه نباشد، دیر یا زود به ضد خود بدل میشود. تجربه مردادماه ۱۴۰۴ نشان داد که شکاف میان نیت و نتیجه دیگر یک هشدار تئوریک نیست؛ بلکه واقعیتی است که در سفرههای خالی و قدرت خرید تحلیلرفته میلیونها خانوار دیده میشود.
حمید میرزایی نژاد – صاحب امتیاز