مطابق برآوردهای رسمی، مصرف سالانه آب در ایران حدود ۱۰۰ میلیارد مترمکعب است، در حالی که میزان تجدیدپذیری منابع آبی کشور به زحمت به ۸۰ میلیارد مترمکعب میرسد. این یعنی ما سالهاست که بیش از ظرفیت اکولوژیک خود برداشت کردهایم و با روند فعلی، بهسمت فروپاشی هیدرولوژیک حرکت میکنیم.
علم آب، برخلاف تصورعمومی، فقط درباره بارش و خشکسالی نیست. مدیریت آب یک علم بینرشتهای است که اقتصاد، کشاورزی، جامعهشناسی، و سیاستگذاری را بههم گره میزند. در کشوری که بیش از ۹۰ درصد مصرف آب در بخش کشاورزی با راندمان کمتر از ۳۵درصد صورت میگیرد، نمیتوان بحران را به گردن “کمبود بارش” انداخت.
در دنیای امروز، کشورهای خشک و نیمهخشک زیادی، از اسپانیا گرفته تا اسرائیل و اردن، با اتکا به الگوی کشت متناسب، فناوریهای نوین آبیاری، قیمتگذاری واقعی آب و سیاستهای تشویقی – تنبیهی هدفمند، توانستهاند بهرهوری منابع آبی خود را چند برابر کنند. در ایران اما، آب همچنان کالایی بدون ارزش اقتصادی است. وقتی مصرفکننده نه هزینهای پرداخت میکند و نه اطلاعی از میزان مصرف دارد، انگیزهای برای صرفهجویی باقی نمیماند.
از طرف دیگر، صنایع آببر در مناطقی توسعه یافتهاند که نه منبع آب دارند، نه ظرفیت تحمل اکولوژیک. استقرار صنایع فولاد در فلات مرکزی ایران، بدون تأمین پایدار منابع آبی، نشاندهنده فقدان ارزیابی زیستمحیطی در تصمیمگیریهای کلان است. در همین حال، چاههای غیرمجاز، فرونشست زمین و خشکیدن سفرههای آب زیرزمینی زنجیرهای از پیامدهایی را رقم زدهاند که سالهاست دانشمندان نسبت به آن هشدار میدهند.
مسئله کلیدی اما در جای دیگریست: فقدان ساختار مدیریت یکپارچه منابع آب. نه وزارت نیرو و نه وزارت کشاورزی تاکنون نتوانستهاند به الگوی مشترکی برای اصلاح مصرف برسند. تصمیمگیریها تکهتکه، منفصل و گاه متناقضاند. تا زمانی که مدیریت آب بر پایه منطق علمی و برنامهریزی جامعنگر شکل نگیرد، هیچ وعدهای در سطح اجرایی، راهگشا نخواهد بود.
اکنون نهتنها وقت عمل است، بلکه زمان آن رسیده که سیاستگذاری آب از دست مدیران سنتی و سیاسی به کارشناسان بینرشتهای و علمی سپرده شود.مدیریت ملی بحران آب با حضور متخصصان مستقل، اقتصاددانان منابع طبیعی و مهندسان محیطزیست، نخستین قدم برای خروج از وضع موجود است.
در غیر این صورت، آیندهای نهچندان دور، کشور را با فروپاشی کشاورزی، مهاجرت گسترده روستایی، تنشهای اجتماعی و کاهش توان زیستی سرزمین مواجه خواهد کرد؛ آیندهای که علم میداند چگونه از آن پیشگیری کند، اما سیاست، هنوز گوش شنوا ندارد.
جعفررضایی-مدیرمسئول