در وهله اول باید اینگونه تصور کرد که آمریکا در آستانه فشارهای اقتصادی ناشی از محاصره و انسداد تنگه هرمز میخواهد رویکرد خود را به سمت یک توافق نسبی با آنچه که مدنظر داشت سوق دهد تا بتواند دیپلماسی و جنگ را سر وشکل تازهای بدهد. در وهله دوم باید اینطور تحلیل کرد که ادامه جنگ نه برای آمریکا هدف دستیافتنی جدیدی دارد و نه برای تهران دستاورد بزرگتری به همراه خواهد داشت؛ در این صورت توقف در خط میانی جنگ میتواند هر دو بازیگر را به روایتسازی درباره نتایج تنش و صلح هدایت کند و دامنه آتش را تا مدتی محدود سازد. با این وجود همه نگاهها به روایت پایانی تهران درباره ادامه مذاکرات و اعلام طرف پاکستانی درباره رخدادهای آتی معطوف شده است، جایی که امکان یک مصالحه به زعم بازیگران منطقهای همچنان وجود دارد. در همین شرایط بسیاری از تحلیلگران معتقدند،تهران در این مذاکرات چند گزینه مهم را باید روی میز داشته باشد. آنچه که پیداست همه مسئولان و گردانندگان میز سیاست عقیده دارند که جنگ رخ داده بر اساس پایبندی به منافعی بوده که تاکنون بر آن اصرار شده است. حفظ حق غنیسازی، استفاده از اهرم تنگه هرمز و توافقی که عایدی اقتصادی مشخصی برای ایران داشته باشد، کلیات مطالباتی است که مردم و فعالان اقتصادی از هر مصالحهای انتظار دارند. باید توجه داشت که تحریمهای شکننده چند دهه گذشته به رغم مشکلاتی که برای اقتصاد ایران ایجاد کرده، در شرایطی تحمل شد که تهران بتواند شکست کامل تحریمهای ظالمانه را مطالبه و محقق کند.بنابراین مخالفان برجام که در یک دهه گذشته این تفاهم بینالمللی را مورد انتقاد قرار دادند باید هوشیار باشند که فواید اقتصادی هرگونه توافق با واشنگتن مهمترین و ضروریترین شرطی است که عامهپسند بودن آن را تامین خواهد کرد. شرایط اقتصادی کشور و تحمیل خسارات ایجاد شده برای صنایع مهم کشور در کنار تورم ساختاری اقتصاد ایران و کاهش مستمر قدرت خرید مردم این ضرورت را ایجاد میکند که توجه به منافع اقتصادی در هرگونه توافق احتمالی در صدر مطالبه و خواستههای سیاست خارجی قرار گیرد. بنابراین در این مرحله از مذاکرات بیش از دورههای قبل که مطالبات سیاسی و جناحی مورد نظر قرار گرفته بود، منافع اقتصادی عامه مردم برای خروج از بنبستهای تحریمی و گشایش ملموس در اقتصاد ایران باید در صدر باشد، چراکه تابآوری اجتماعی در قبال تنگناها در آستانهای قرار گرفته که مذاکرات ودستاوردها را ناخودآگاه به سمت خود هدایت خواهد کرد. در این مسیر تیم مذاکرهکننده باید با پرهیز از وعدههای طرف مقابل به دستاوردهای نقدشونده در عرصه اقتصادی بپردازد. چنین دستاوردی حتما بر قدرت اقتصادی و نظامی تهران در آینده اثرگذار خواهد بود و جامعه را به آرامش نسبی خواهد رساند. از سوی دیگر هرگونه اقدام سیاسی باید با این رویکرد همراه باشد که منافع اقتصادی تهران را در درازمدت تامین کند و راه خروج از تعهدات بسته شود. در همین زمینه مراودات بانکی ایران با دنیا و تامین شرایط عادی برای کسبوکارها و ارزآوری مستمر مهمترین رویکردی است که باید در دستور کار باشد. بدون تردید در این شرایط است که حفظ دستاوردهای فنی و هستهای ایران و اهرمهای اقتصادی و سیاسی برای پاسخ به هرگونه بدعهدی مهم خواهد بود.
جعفررضایی-مدیرمسئول