تلاقی سه مفهوم بنیادی است: عدالت، توسعه و تولید فناورانه، که در پیوندی عمیق با یکدیگر تعریف میشوند و نه بهصورت جداگانه.
مشکل بنیادین اقتصاد ایران نه فقط در ندانستن، بلکه در اشتراک ناآگاهیها با منافع سازمانیافتهایست که ضدتوسعه عمل میکنند. سالهاست که سیاستهایی تحت عنوان «اصلاحات اقتصادی»، «عدالت» یا «برنامهریزی توسعهای» به اجرا گذاشته میشود، در حالیکه دستاوردهای آنها چیزی جز تورم، فقر، فرار سرمایه و رکود نبوده است. به تعبیر روشنتر، از مفاهیم توسعه و عدالت سوءاستفاده میشود تا سیاستهایی توجیه شوند که در عمل به افزایش نابرابری، تضعیف تولید و سرکوب توانمندی اجتماعی میانجامند.
از منظر توسعه، مسئله اصلی ایران ناتوانی در درک و تحقق تولید فناورانه به عنوان یک نظام اجتماعی است. سالهاست که دولتها، به جای نهادسازی برای تولید پایدار و نوآور، یا درگیر شوکدرمانی بودهاند یا بر توزیع درآمد بدون تولید تکیه کردهاند؛ غافل از اینکه عدالت بدون تولید، سرابی بیش نیست. در غیاب تولید فناورانه، مناسبات رانتی، فساد ساختاری، و ناکارآمدی نهادهای اقتصادی بازتولید میشوند و بهجای آنکه فقر زدوده شود، توانایی تولید ثروت از جامعه سلب میشود.
در این میان، فراموش شده است که عدالت اجتماعی، نه صرفاً یک خواسته اخلاقی، بلکه یک پیشنیاز بنیادین برای توسعه ملی است. در اقتصادی که نیمی از جمعیت فعال هیچ نقشی در تولید ندارد، چگونه میتوان انتظار افزایش بهرهوری، نوآوری یا رقابتپذیری داشت؟ عدالت، در چنین شرایطی، به معنای ایجاد فرصت برابر برای مشارکت واقعی در اقتصاد است؛ نه صرفاً توزیع منابع در قالب یارانه یا سیاستهای تورمزا که خود نابرابری را تشدید میکنند.
آنچه کارشناسان بهدرستی بر آن تأکید میکنند، ضرورت بازاندیشی ساختاری در شیوه سیاستگذاری است؛ بازاندیشیای که باید با پذیرش پیچیدگیها آغاز شود و با کنار گذاشتن آدرسهای سادهانگارانهای چون آزادسازی قیمتها، به سوی اصلاح ساختارهای نهادی و ارتقای سرمایه انسانی حرکت کند. این مسیر، مستلزم عبور از حکمرانی شعاری و ورود به حکمرانی مبتنی بر شواهد، اخلاق و خرد جمعی است.
درد اصلی ایران، ناتوانی در تبدیل منابع مادی و انسانی به سرمایههای مولد است؛ ضعفی که با استمرار مناسبات رانتی و سیاستهای ناعادلانه، عمیقتر میشود. در چنین فضایی، اگر تولید فناورانه بهمثابه یک نظام اجتماعی درک نشود و عدالت بهجای شعار، به اصل سیاستگذاری بدل نشود، چشمانداز توسعه نه فقط دور از دسترس، بلکه عملاً مسدود خواهد بود و این بنبست، دیگر نه فقط اقتصادی، که سرنوشتی اجتماعی خواهد شد.
جعفر رضایی-مدیرمسئول