یکی از یافته های تحقیق ما این است که اگر همین سطح از فهم از تاریخ در نظام تدبیر امور ایران وجود می داشت، بالغ بر ۷۵ درصد خطاهای سیاستی می توانست رخ ندهد. حالا اینکه این جهل به تاریخ یا تجاهل آن را باید متخصصان اقتصاد سیاسی واکاوی کنند. اما آنچه که اتفاق افتاده نشاندهنده این است که در سمتگیریهای سیاست اقتصادی، بدیهیترین تجربههای تاریخی نادیده گرفته شدهاند، خطاها تکرار شدهاند و فقر و مسکنت و فلاکت برای مردم و ناتوانی فزاینده برای حکومت و فراهم آمدن چشماندازهای شکننده و ناآرام و تحریککننده خارجیها برای مداخله در مقدرات ما را به همراه آورده است.
ضعف تولید، ریشه فقر و وابستگی است
مومنی تاکید کرد: منزلت تاریخ در چنین شرایطی آن است که مسائل به غایت پیچیده و نامرئی برای افراد غیرمتخصص در زمان حال، با مراجعه به تاریخ تا حدودی شفافتر و عریانتر قابل مشاهده میشود، و این مشاهده به نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور ، به فرض آنکه حتی خود نیز نیک نفس، پاکدامن و توسعهخواه باشد، کمک می کند که تصمیمات نابخردانه اتخاذ نکند. از طریق اینکه مراجعه به تاریخ به ما این کمک را میکند که بتوانیم آن مسائل بسیار پیچیده را بهتر درک کنیم. از نقطه عطف نخستین موج انقلاب صنعتی تا امروز، همواره فقر و فلاکت و وابستگی ذلتآور به دنیای خارج و ناتوانی حکومت و عقبماندگی کشور، همیشه نقطه شروعش بروز ضعف در بنیه تولیدی کشور بوده است. ببینید، وقتی بنیه تولیدی ضعیف میشود، مهلکترین ضربه به کجا وارد میشود؟ مهلکترین ضربه به توان مالیات ستانی حکومت وارد میشود. حکومتی که به این درک نرسیده باشد که بزرگترین پشتیبان مالیاش یک نظام تولیدی پررونق است، این حکومت محکوم به فناست.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد یادآورشد: تا همین امروز هم دادههای بهروز اقتصاد ایران را مشاهده کنید، میبینید که بزرگترین پرداخت کنندگان مالیات به حکومت، تولیدکنندگان هستند. پس آن حکومتی که به واسطه نادانی یا به دلیل آنکه آلت دست لاشخورها و بیگانگان قرار گرفته، به صورت ارادی یا انفعالی مسیر منتهی به ضعف بنیه تولید را در ایران دنبال میکند، مراجعه به تاریخ به او میگوید که در حال کندن گور خود است.
ناتوانی در پاسخ به تقاضای مدرن، نارضایتی و ناپایداری می آورد
به گفته این اقتصاددان؛ آسیب دیده بزرگ دوم از ضعف بنیه تولید، مردم هستند. حکومتی که نتواند این را درک کند که مصرف های مدرن را با بنیه تولیدی معیشتی نمی توان پاسخ داد. یکی از ویژگیهای صنعت مدرن، قدرت بینظیر آن در خلق تقاضاهای جدید است؛ تقاضاهایی که اگر حکومت بستر تولیدشان را فراهم نکرده باشد، برای حکومت بحران مشروعیت و برای کشور ناپایداری سیستمی به همراه خواهد داشت، زیرا مردم ناراضی خواهند شد. آن حکومت گرانی که فهم اقتصادی ندارند، بگویند که اقوامشان یک مراجعه بکنند به لیست اقلام جهیزیه در دوران مادربزرگ، مادر و فرزندان خود، و آنچه باید مشاهده کنند این است که بهطرز وحشتناکی، نسبت اقلامی که ما در داخل قادر به ساخت آنها هستیم در حال میل به سمت صفر است؛ در حالی که تا ۷۰ سال پیش این نسبت بسیار نزدیک به ۱۰۰ بود.
سیاستهای فعلی به نفع مردم و آینده کشور نیست و به نفع بیگانگان است
وی تاکید کرد: ضعف بنیه تولید باعث شده نیازهای مصرفی مردم به واردات وابسته شود و برای تأمین ارز لازم، کشور به خامفروشی بیشتر روی آورده است. او این اقدامات را به شدت مشکوک دانست و گفت: این سیاست ها هیچ منفعتی برای مردم، حکومت و آینده ایران ندارد، بلکه صرفا منافع بیگانگان را تامین میکند.
مومنی همچنین نسبت به طرح های جدید اقتصادی هشدار داد که گویا زخم های گذشته التیام نیافته اند و باز هم قصد دارند شوک های جدیدی وارد کنند که باز هم پیامدهای وخیمی برای اقتصاد و زندگی مردم خواهد داشت. این چرخه باطل ناشی از جهل، فساد و تسلط گروه های ذی نفوذ بر نظام تصمیم گیری اقتصادی کشور است که باید هرچه سریعتر بازنگری و اصلاح شود تا از سقوط بیشتر کشور جلوگیری شود.
تولید هدف مهلک ترین سیاستهای ضد تولیدی قرار گرفته است
به باور مومنی؛ اکنون ما در شرایطی قرار داریم که تولید در ایران هدف مهلک ترین سیاست های ضد تولیدی قرار گرفته است. قوانین و مقررات، به شدت کم کیفیت، دستورالعملها و آییننامه های اجرایی مشکوک، کیفیت تامین زیرساختها نیز بحرانی است. در ربع نخست قرن بیست و یکم باید به حکومت بگوییم بسیار قبیح است که به تولیدکنندگان بگویید «من برق شما را تامین نمی کنم.» حالا چه پیامدهایی دارد؟ از نظر گسترش فساد، تقویت مافیای واردات، گرفتار کردن مردم که مثلا چه طور پمپ بخرند یا ژنراتور تهیه کنند، و اینکه چه کسانی در این زمینه چه کاسبی هایی به راه انداختهاند، مباحث مفصلی وجود دارد.
خامفروشی با ضریب ۹۰ درصد، نام تولید صنعتی گرفته است
وی خاطرنشان کرد: از زمان پایان جنگ تاکنون، شبه تولید را به جای تولید جا زدند. یعنی ماجرای رانتی معدنی هایی که عموما تماما خام فروش هستند یا خام فروشی با ضریب بالای ۹۰ درصد دارند، برای آنها یک بزک تولیدی ایجاد کردهاند و نام آن را تولید صنعتی نهادهاند، و در عوض، ریشه دارترین و استقلال آفرین ترین رشته فعالیتهای تولید صنعتی ایران را نابود کردهاند. سهم رانتی های معدنی از کل ارزش افزوده بخش صنعت در سال پایانی جنگ کمتر از ۳۰ درصد بوده، اما اکنون به بیش از ۶۰ درصد و نزدیک به ۷۰ درصد رسیده است. در مقابل، مثلا صنعت نساجی نابود شده. سهم نساجی در اشتغال صنعتی ایران در سال پایانی جنگ حدود ۳۲ تا ۳۳ درصد بوده و اکنون به کمتر از ۵ درصد سقوط کرده است.این سقوطها را هم با همان بزک رانتی معدنی، به نام تولید و به جای تولید، جا زدهاند. آن را و مونتاژکاری را تولید معرفی کردهاند و این سقوطها را نیز پنهان کردهاند. ما این همه نهاد نظارتی داریم و چقدر از منابع عمومی صرف ارتزاق و ادامه حیات آنها میشود، اما کیفیت بایسته را در این زمینه مشاهده نمیکنیم.
وقتی تولید ضربه می بیند، فساد، گسترش و تعمیق می یابد
این استاد اقتصاد با تاکید بر اینکه وقتی تولید ضربه میبیند، فساد، گسترش و تعمیق مییابد، توضیح داد: یکی از بزرگ ترین مفاسد، که از همه دردناک تر است سلطه مناسبات ربوی در اقتصاد است. در اثر شوک درمانی، بر اساس گزارش رسمی بانک مرکزی که برای اولین و آخرین بار در تاریخ بانک مرکزی، در اوایل دهه ۱۳۸۰ گزارشی درباره آنچه خودشان بازار غیر رسمی پول، نامیدند، منتشر کردند. آن را بهعنوان یک سند تاریخی حفظ کرده ام. اکنون نزدیک به یک ربع قرن گذشته است. اگر کسی شرافت ملی داشته باشد و در مقام تصمیم گیری اقتصادی باشد، باید کمک کند که این گزارش مجددا منتشر شود تا معلوم شود سلطه و سیطره رباخواری در این اقتصاد به چه ابعادی رسیده است.
مومنی با بیان اینکه حدود ۱۵ عنوان کتاب در این زمینه مطالعه کردهام که در آنها سقف نرخ بهره در بازار غیررسمی پول در دوره قاجاریه و دوره پهلوی را با کف نرخ بهره در بازار رسمی پول در شرایط کنونی ایران مقایسه کردهاند، اظهارداشت: این بسیار مایه شرمساری است. اگر حقیقتا غیرت دینی وجود داشته باشد، باید این غیرت را در مرزبندی با ربا بسیار بیشتر مشاهده کنیم تا آنکه مثلا مغازه ای مخفیانه مشروبات الکلی بفروشد یا مثلا زلف آشکاری از بانویی دیده شود. بزرگواران! نمی توان قباحت ربوی کردن مناسبات اقتصادی را نادیده گرفت، آنگاه بخواهیم صرفا با مشروب فروشی مقابله کنیم؛ این منطقی نیست، به خدا قسم مضحک است.
اقتصاد ایران وارد فاز ربای مضاعف شده است
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: مسئولان پولی و مالی کشور بیایند شرافتمندانه گزارش دهند که کف نرخ بهره اوراق مشارکت شهرداریها هماکنون چند درصد است؟ آنگاه اگر عرض کنم که این کف نرخ بهره بیش از دو برابر سقف نرخ بهره در بازار نزول خواری پیش از انقلاب بوده است، آنگاه ابعاد سلطه ربا در این اقتصاد برایتان روشن خواهد شد. به خدا قسم، اکنون قلب بنده تحت فشاری شدید قرار دارد تا بتوانم با الفاظی که از سر شفقت و ادب باشد، بلکه اثربخش واقع شود، این مطالب را مطرح کنم تا مسئولان به خود آیند. بسیار شرمآور است که در اثر این شوک های پیاپی که به نرخ ارز وارد شده، ما در ایران در حال تجربه گونه های جدیدی از ربای مضاعف هستیم.
وی توضیح داد: فرد میگوید بنده به شما پول قرض نمی دهم؛ بنده به شما دلار یا یورو یا سکه قرض میدهم و مثلا در یک بازه زمانی، به ازای هر ۱۰۰ سکه یا ۱۰۰ دلار که از من دریافت کردهاید، باید در سال آینده همان جنس را با درصدی افزایش به بنده بازگردانید! این ربای مضاعف است. حال اینکه چرا ربای مضاعف محسوب میشود خود بحث مفصلی است، اما آیا در بازارهای مالی کنونی ایران نمیبینید که این بازارهای ربای مضاعف با چه رونقی مشغول فعالیت هستند؟ آنگاه انتظار داریم در چنین شرایطی تولید در کشور ریشه دار شود؟ زمانی که بانک مرکزی، پنجاه درصد اوراق مشارکت شهرداریها را که برای تامین مالی زیرساختهاست، پرداخت اصل و فرع آن را تضمین میکند، واقعا با خودمان چه میکنیم؟
بهانه سوء استفاده دشمن را کنار بگذارید و پنهان کاری را متوقف کنید
این اقتصاددان یادآورشد: آن زمان که اختیارات غیرمتعارفی به سران قوا برای مداخله در اقتصاد داده شد، به خدا قسم همان موقع بهطور خاضعانه عرض کردم حتی اگر فرض کنیم این افراد پاکدامنترین و دلسوزترین انسانها هستند، ویژگی مشترک هر سه نفرشان این است که فاقد صلاحیت تخصصی در حیطه اقتصاد هستند. یک شورای تخصصی تشکیل بدهید. اینکه شما وضعیت را اضطراری تشخیص داده اید، بسیار خوب است، چون آن تفویض اختیار برای همان احساس اضطرار صورت گرفت.این نکته بسیار مهمی است که با وجود این همه گزارشهای مثلا دوپینگی که ارائه میشود تا مبادا فلان اتفاق بیفتد یا دشمن سوءاستفاده کند، یکی از درسهای این دوازده روز اخیر این بود که آقا، دیگر بهانهی دشمن نیاورید! دشمن اطلاعاتش نسبت به شما، از اطلاعات خودتان درباره خودتان بیشتر است. به بهانه سوءاستفاده دشمن، پنهان کاری را حرام اعلام کنید تا اینقدر فجایع متوجه کشور نشود.
مومنی تاکید کرد: ما به یک شورای اضطراری نیاز داریم؛ زیرا وضعیت بنیه تصمیمگیری اقتصادی دولت، فاجعه بار است و از آن فاجعهبارتر، کیفیت کارشناسی تصمیمات اقتصادی سران قواست. نسبت به نیتها جسارتی نمیکنم؛ انشاءالله همگی پاکدامن و دارای حسن نیت هستند، ولی میبینیم که این دو ویژگی کافی نیست. لذا نیاز به یک بازنگری جدی وجود دارد.
مسیر طی شده کشور را به وابستگی و تجزیه کشانده است
این اقتصاددان توضیح داد: مسیر طیشدهای که به وابستگی و تجزیهی کشور در طول ۲۵۰ سال گذشته انجامیده، این بوده: سقوط بنیه تولید ملی، سقوط بنیه مالی حکومت، حرکت به سمت آینده فروشی در قالب بدهیهای داخلی و خارجی؛ و در اینجا شکنندگی بدهی های خارجی به مراتب شدیدتر از بدهی های داخلی حکومت بوده است. این، درس بزرگی است که انقلاب مشروطه، نسخه ساده و سرراستش را پیش چشم ما میگذارد.
مومنی هشدار داد: اکنون ذهن حکمرانان عزیز را معطوف می کنم به این واقعیت که اوضاع و احوال کنونی ایران، به واسطه آلودگی کشور به ربا، به سلطه سوداگران و دلالان و واردات چی ها، و به واسطه پشت کردن به تولیدکنندگان و فقرا و محرومان این سرزمین، در طی این ۳۷ سال به اینجا رسیده است.