این اقتصاددان با تأکید بر اهمیت توجه به ابعاد مختلف علم اقتصاد اظهار داشت: اگر نگاه کنیم به برنامه تعدیل ساختاری که از دهه ۱۹۸۰ تاکنون در نقاط مختلف جهان و در سطوح مختلف اجرا شده، میبینیم که این برنامهها جز فاجعه و شکست، هیچ دستاوردی نداشتهاند. بزرگترین نقدی که در طول این چهل، پنجاه سال به این برنامهها وارد شده، این است که گویی طراحان و مجریان آن فرض کردهاند که تمام بیماران دنیا – با همه ویژگیهای فردی و بیماریهای متفاوتشان – باید با یک نسخه واحد درمان شوند. مومنی با اشاره به وضعیت ایران در دوره جنگ تحمیلی و پس از آن گفت: شکست سیاستگذاری اقتصادی در ایران در دوره جنگ، تنها به دلیل ندانستن یا علم ناقص نبود؛ ماجرا آن است که این نادانی با منافع ظالمانهای پیوند خورده و این منافع، بانیان و پشتوانههایی ثابتقدم، پرنفوذ و قدرتمند در ساختار قدرت ایران دارند. این مسئله خود ماجرای مفصل و دامنهداری دارد که در کتاب اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری تلاش کردهام هم وجوه معرفتی و هم جنبههای اقتصاد سیاسیِ ضدعادلانه و ضدتوسعهای این برنامه را توضیح دهم.
*مسئله توسعه، مسئله مرگ و زندگی، عزت و ذلت دنیوی است
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی ضمن تاکید بر اینکه باور دارم اگر بخواهیم نجات پیدا کنیم، باید تکلیف خود را با توسعه، و بهویژه با توسعه عادلانه روشن کنیم، به اهمیت بنیادین مفهوم توسعه پرداخت و اظهار داشت: چند ماه پیش در نشستی در قم و در جمعی از محققین و مدرسین، بحثی بسیار کوتاه با عنوان «توسعه به مثابه یک مسئله مستحدثه» ارائه کردم و در آنجا توضیح دادم که توسعه پدیدهای جدید است. مسئله توسعه، مسئله مرگ و زندگی، عزت و ذلت دنیوی است. بنابراین، هرگونه برخورد سهلانگارانه با آن، هزینههای بسیار سنگینی را به ما تحمیل خواهد کرد. شرح و بسط این هزینهها برای اینکه ما غیرتی آگاهانه پیدا کنیم نیز ضروری است.
مومنی با بیان اینکه کوششهای نظری اولیه تصورشان این بود که مسیر توسعه با مسیر عدالت اجتماعی متفاوت و حتی متعارض است، ادامه داد: اما اگر نگاهی به تحولات اندیشه اقتصادی در یک دوره نزدیک به ۲۵۰ سال بیندازیم، میبینیم که امروز در زمینه درهمتنیدگی کامل توسعه و عدالت اجتماعی تقریبا اجماع نظری وجود دارد. با این حال، همانطور که از زبان جان نویل کینز هم نقل کردم، اگر بخواهیم این اتفاقنظر در حوزه عمل و نظر عینیت پیدا کند، باید زحمت زیادی بکشیم. باید پیچیدگیهای فراوان را بفهمیم. اما متاسفانه بدفهمیها و گرهخوردن آنها به منافع داخلی و خارجی ما را به بیچارگی کشانده است. هر کس درباره عدالت و توسعه به شما آدرس ساده، سرراست و دمدستی داد، یقین بدانید که درکش از این حوزه بسیار ناقص است. حتی این احتمال وجود دارد که چنین فردی – آگاهانه یا ناآگاهانه – به تعبیر مرحوم دکتر شریعتی، بلندگوی بیجیره و مواجب قدرتهای داخلی و خارجی باشد.
*مسئولان در حیطه اقتصاد، دنباله رو آدرسهای غلط هستند
وی در ادامه با انتقاد از تناقضات موجود در سیاستگذاریها در کشور، به آسیبشناسی ریشهای برخی از بحرانها پرداخت و گفت: هم در حوزه توسعه و هم در حوزه عدالت، ما در بالاترین سطح، با جهتگیریهای ضد توسعهای و ظالمانهترین سیاستها روبهرو هستیم، در حالی که این سیاستها با بستهبندیهایی با عنوان توسعه و عدالت ارائه میشوند. رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: اگر فرض کنیم همه حکومتگران کشور ما انسانهایی سالم و با حسن نیت هستند باید گفت متأسفانه در حیطه اقتصاد دنبالرو آدرسهای غلطاند.
*در قلب توسعه، مسئله تولید فناورانه قرار دارد
این استاد اقتصاد تاکید کرد: اگر بخواهیم در مسیر توسعه عادلانه حرکت کنیم، باید این نکته را درک کنیم که در قلب توسعه، مسئله تولید فناورانه قرار دارد. هاجون چانگ در همان کتاب میگوید: تولید فناورانه است که ساختار توزیع قدرت، ثروت، منزلت، اطلاعات و صدا را در جهان دگرگون کرده است. تولید باید به مثابه نظامی از حیات جمعی درک شود؛ نه صرفا یک فعالیت انتزاعی یا کارخانهای زیر یک سوله در گوشهای از شهر
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن انتقاد از جهتگیریهای دولتهای پس از جنگ تحمیلی اظهار داشت: تولید فناورانه در غیاب یک دولت ثباتآفرین و امنیتبخش امکانپذیر نیست. حالا شما از این دریچه به دولتهای بعد از جنگ نگاه کنید: وجهه همت آنها ایجاد بیثباتی و ناامنی اقتصادی از طریق شوکدرمانی بوده است. ما قصد نداریم نیتخوانی کنیم یا نقش خداوند را بازی کنیم. حتی فرض میگیریم نیت همه آنها خیر بوده، اما در طول تاریخ، از این نوع حماقتهای خیرخواهانه کم نداشتهایم. ما نمیگوییم حماقت، بلکه میگوییم اشتباهات فاجعهبار، که نتیجهاش فلاکت مردم و قهقرای کشور شده. بنابراین اگر بخواهیم نجات پیدا کنیم، باید تولید فناورانه را بهعنوان یک نظام پیچیده اجتماعی درست بشناسیم.
او با انتقاد به وضعیت ساختار اجتماعی و سیاسی موجود گفت: اگر شما ساختار اجتماعیای داشته باشید که در آن، هر کسی به دیگری توصیه میکند که «دلا خو کن به تنهایی، که از تنها بلا خیزد»، یا ساختار سیاسیای که اجتماع بیش از دو نفر را محل شبهه بداند و بخواهد با آن برخورد کند، دیگر نمیتوان انتظار داشت بازی همکارانه شکل بگیرد. توسعه در چنین فضایی غیرممکن است. همین است که میگویم اگر درباره این مسائل خوب نیندیشیم و فریب آدرسهای غلط را بخوریم، کلاههای گشادی سرمان خواهد رفت. تجربه نشان داده که بدون تمرین جدی برای همکاری، نهادسازی، و فهم عمیق تولید فناورانه، توسعه عادلانه امکانپذیر نخواهد بود.
او با بیان اینکه اگر مناسباتی تعریف کرده باشید که شارلاتانیسم، دروغگویی، و فرار از کار به عنوان زرنگی شناخته شود، امکان ندارد توسعه فناورانه یا توسعه عادلانه در آن اتفاق بیفتد، تاکید کرد: هر کس که می خواهد تولید فناورانه رشد داشته باشد، باید هزینه فرصت مفت خوارگی را بسیار بالا ببرد و برنامه پیش گیرنده از فساد مالی در دستور کار قرار داده باشد. اگر در تلویزیون اعلام شود کسی هزار میلیارد تومان اختلاس کرده و مردم به حال او احساس ترحم کنند و بگویند بیچاره چقدر بی دست و پا بوده، نشاندهنده این است که نظام پاداشدهی اجتماعی و اقتصادی دچار وارونگی ارزشها شده است. در چنین سیستمی تولید فناورانه شکل نمیگیرد.
*عدالت اجتماعی؛ از فلسفه تا سنجشپذیری
این اقتصاددان در ادامه به بُعد عدالت اجتماعی پرداخت و گفت: در گذشته، تمرکز بحثهای عدالت فقط روی ماهیت عدالت بود؛ اما در چارچوب اندیشه توسعه، گشایش مهمی رخ داده است: تمرکز بر کارکردهای عدالت و کارکردهای بیعدالتی. این مسیر، ما را به پاسخهای عملیاتیتر میرساند. چون در حوزه عدالت هم مثل توسعه، آدرسهای گمراهکننده زیاد است، در کتاب عدالت اجتماعی، آزادی و توسعه در ایران امروز یک فصل را به معرفی پنج متغیر کنترلی برای سنجش ادعاهای عدالتمحور اختصاص دادهام.
*پیوندی عمیق بین عدالت اجتماعی و عدل اخلاقی وجود دارد
استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی ضمن اشاره به این پنج متغیر کنترلی کلیدی، تاکید کرد: این متغیرها کمک میکنند تا دیگر کسی نتواند جامعه را فریب دهد. پیوندی عمیق بین عدالت اجتماعی و عدل اخلاقی وجود دارد که مفهوم آن را وامدار شهید بهشتی هستم، چرا که ایشان عالیترین صورتبندی را در فلسفه سیاسی درباره این موضوع ارائه کردند. تعبیر ایشان این است که عدل اخلاقی زیربنای همه انواع دیگر عدل است. این موضوعات شامل رابطه بین اخلاق و عدالت، بنیه تولید فناورانه و عدالت، و مشارکت و عدالت است که هر یک نیازمند شرح و بررسی مفصل است.
او ضمن اشاره به تجربه کشور در چهارچوب برنامه تعدیل ساختاری طی ۳۵ سال گذشته، گفت: در این دوره، از نظر مشارکت اقتصادی مناسباتی ایجاد کردیم که تقریبا دو، سوم جمعیت در سنین فعالیت اقتصادی ایران هیچ نقشی در تولید ملی نداشتهاند؛ این وضعیت نشان میدهد که به نام عدالت چه اشتباهاتی با خودمان کردهایم. حتی کار به جایی رسیده که می گویند ما سیاست تورمزا را ایجاد میکنیم تا به عدالت برسیم! این یک تعبیر سخیف و بیمایه در اندیشه اقتصادی است، اما اینجا عزیزان مثل شیر، آن را به راحتی به زبان می آورند! اگر این را به حساب بیاوریم که کسانی با این سطح از دانش در جایگاه تعیین سرنوشت کشور هستند و اگر فساد و منافع شخصی هم در کار باشد، شرایط بسیار نگرانکنندهتر خواهد بود.
*منافع فاسد و ضد توسعهای در کشور بسیار پرقدرتتر از نادانیها عمل میکند
مومنی به اهمیت تولید فناورانه در توسعه اشاره کرد و گفت: تولید فناورانه را باید به مثابه یک نظام حیات جمعی دید و این موضوع درست مثل مسئله عدالت اجتماعی نیازمند متغیرهای کنترلی متعدد است. با تأسف باید بگویم که منافع فاسد و ضد توسعهای در کشور بسیار پرقدرتتر از نادانی در این مسیر عمل میکنند. هر کسی به دنبال توسعه عادلانه باشد باید بداند که مناسبات غیرعلنی یک مسئله ساختاری است و مسئله ساختاری نیز راه حل ساختاری میطلبد. بنابراین، هر گونه تصور سادهانگارانه مانند ایجاد شوکهای قیمتی برای اصلاح شرایط، نه تنها دور از خرد است بلکه به فساد و ظلم نیز نزدیک است.