عبدالله بهرامی، مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای فرش دستباف، در گفتوگو با ایسنا این وضعیت را چنین توصیف میکند: فرش دستباف یکی از صنایع بومی ریشهدار و اشتغالزاست؛ صنعتی که علاوه بر ارزآوری، مکمل مشاغل سنتی مانند کشاورزی و دامپروری بوده و نقشی مهم در جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهرها داشته است. اما با وجود این ظرفیتها، حمایتهای لازم طی سالهای اخیر کاهش یافته و توان تابآوری این بخش تضعیف شده است.
به گفته او، امروز کمتر از ۵۰۰ تعاونی فرش در کشور فعال هستند؛ رقمی که گویای افت جدی فعالیتهای این حوزه است. بهرامی معتقد است با وجود اینکه صنعت فرش دستباف همه مؤلفههای اقتصاد مقاومتی را داراست، نه تسهیلات خاصی برای آن تعریف شده و نه سازوکاری پایدار برای حمایت از بافندگان شکل گرفته است.
یکی از نقاط بحران، قطع بیمه قالیبافان از سال ۱۳۹۲ بوده؛ موضوعی که به گفته بهرامی، اثر مستقیمی بر کاهش تعداد شاغلان این صنعت گذاشته است. او تأکید میکند تنها ابزار موجود برای حمایت بیمهای، صندوق بیمه اجتماعی روستاییان و عشایر است که البته ۷۰ درصد حق بیمه آن توسط دولت پرداخت میشود. با این حال، دامنه پوشش آن به اندازه انتظار جامعه قالیبافان نیست.
در کنار مشکلات ساختاری، تحولات بازار نیز فشار سنگینی بر صنعت سنتی فرش وارد کرده است. تمایل روزافزون مصرفکنندگان به فرش ماشینی- به دلیل قیمت پایینتر و دسترسی آسانتر- موجب شده بخش قابل توجهی از بازار داخلی از دست فرش دستباف خارج شود. در شرایط اقتصادی دشوار، بسیاری از خانوادهها قدرت خرید فرش دستباف را ندارند و ترجیح میدهند با هزینه کمتر، گزینه ماشینی انتخاب کنند.
از سوی دیگر، کاهش صادرات نیز تولیدکنندگان را تحت فشار گذاشته است. بهرامی با اشاره به افت صادرات فرش دستباف میگوید: وقتی صادرات کاهش مییابد، چرخه تولید نیز آسیب میبیند و انگیزه بافندگان برای ادامه کار از بین میرود. افزایش قیمت مواد اولیه مانند پشم، نخ و رنگ نیز هزینه تولید را بهقدری بالا برده که بافت یک فرش، دیگر توجیه اقتصادی گذشته را ندارد.
نوسانات ارزی و محدودیتهای وارداتی نیز مزید بر علت شده و توان رقابتی تولیدکنندگان را کاهش داده است. این وضعیت نهتنها هزینهها را افزایش داده، بلکه فرصتهای صادراتی را نیز محدود کرده و بازار جهانی را به سمت رقبای ارزانتر سوق داده است.
فرش دستباف ایران، با همه پیشینه درخشان و ظرفیتهای فرهنگی و اقتصادی، اکنون درگیر چالشهایی است که اگر چارهای برای آنها اندیشیده نشود، ممکن است آینده این هنر دیرینه را با تهدیدی جدی روبهرو کند؛ آیندهای که در آن دارهای قالی خاموشتر و روستاهای بیشتری از این مهارت هزارساله تهی شوند.