اما تجربه کشورهای پیشرفته نشان میدهد که هیچ چالشی بدون راهحل نیست. در بسیاری از کشورها، کاهش مشارکت جوانان در آموزش و اشتغال، با ایجاد برنامههای مهارتآموزی منعطف، استارتاپها، مشوقهای شغلی و اقتصاد دیجیتال حل شده است. در ژاپن و کره جنوبی، برنامههای دولت و بخش خصوصی برای بازگرداندن جوانان به چرخه آموزشی و مهارتی، از طریق آموزشهای تخصصی کوتاهمدت، ایجاد مشاغل فناورانه و کارآفرینی، نتایج ملموسی داشته است. کشورهای اروپایی نیز با بهرهگیری از سیستمهای کارورزی، آموزش حرفهای و سیاستهای حمایتی برای کسبوکارهای نوپا، توانستهاند میزان نیتها را کاهش دهند و این نسل را به نیروی مولد اقتصادی تبدیل کنند.
در ایران، اما فرصت طلاییتری پیش روی ماست: اقتصاد و خدمات دانشبنیان. حوزههای فناورانه، از توسعه نرمافزار و هوش مصنوعی تا تجارت الکترونیک و خدمات دیجیتال، ظرفیت بینظیری برای جذب جوانان دارند. این دسته از جوانان، با بهرهگیری از آموزشهای علمی و فناوری، میتوانند نه تنها اشتغال پیدا کنند بلکه به تولید ارزش افزوده اقتصادی و نوآوری کمک کنند. خدمات دانشبنیان، برخلاف بسیاری صنایع سنتی، نیازمند سرمایه اولیه کمتر و انعطافپذیری بالاتری هستند و به همین دلیل، میتوانند بستری مناسب برای مشارکت سریع و مؤثر جوانان فراهم کنند.
کلید موفقیت در این مسیر، ایجاد زیرساختهای لازم است. اینترنت باز و با کیفیت، دسترسی به دورههای آموزش تخصصی و آنلاین، حمایت از استارتاپها و شرکتهای نوپا، قوانین مشوق برای سرمایهگذاری در حوزه فناوری و ایجاد شبکههای نوآوری، از جمله الزامات هستند. تجربه جهانی نشان میدهد که وقتی چنین بسترهایی فراهم شود، جوانان «نیت» نه تنها از چرخه اقتصادی بازمیگردند، بلکه با خلاقیت و توانمندی خود به رشد پایدار کشور کمک میکنند.
از سوی دیگر، توجه به مهارتآموزی عملی و پیوند آموزش با نیاز واقعی بازار کار، ضرورت دارد. دانشگاهها و مؤسسات آموزشی باید بیش از پیش با صنایع و شرکتهای فناورانه همکاری کنند تا آموزشهای نظری، به مهارتهای عملی و قابل استفاده تبدیل شود. در این مسیر، بخش خصوصی و سازمانهای غیردولتی نیز میتوانند نقش مؤثری در ایجاد کارگاهها، دورههای تخصصی و شبکهسازی حرفهای ایفا کنند.
به عبارت دیگر، جوانان میتوانند هم تهدید و هم فرصت باشند. تهدید از این جهت که عدم مشارکت آنها بهرهوری و رشد اقتصادی را کاهش میدهد و فرصت از این نظر که با سیاستگذاری هوشمندانه، میتوان آنها را به موتور محرک اقتصاد دانشبنیان تبدیل کرد. ایران به دلیل دارا بودن جمعیت جوان مستعد، ظرفیت بینظیری برای این تحول دارد و اگر زیرساختهای مناسب فراهم شود، خدمات دانشبنیان میتواند راه بازگشت این گروه به چرخه آموزش و اشتغال را هموار کند.
نگاه به نیتها باید راهبردی و بلندمدت باشد. آنها سرمایهای هستند که اگر به چرخه تولید بازگردند، نه تنها اشتغال و درآمد ایجاد میشود، بلکه توسعه اقتصادی، نوآوری و حضور ایران در بازارهای جهانی خدمات فناورانه نیز تقویت خواهد شد. این مسیر، فرصت تاریخی ایران برای تبدیل تهدید اجتماعی-اقتصادی به پیشرفت پایدار و مبتنی بر دانش است.
حمیدمیرزایی نژاد-صاحب امتیاز