بر اساس توضیحات او، نقطه آغاز طراحی هر کتاب درسی، تدوین دقیق و نظاممند «برنامه درسی» است؛ برنامهای که بهمنزله نقشه راه یاددهی ـ یادگیری عمل میکند و در آن، اهداف، مسیر تحقق و شاخصهای ارزیابی از پیش تعریف میشود. در آموزشهای فنی و حرفهای، این نقشه راه بهطور مستقیم از نیازهای واقعی بازار کار و تقاضاهای شغلی الهام میگیرد. به بیان دیگر، بازار کار نهفقط مقصد، بلکه جهتدهنده اصلی برنامه درسی است و پس از نهایی شدن این برنامهها، بستههای تربیت و یادگیری شامل کتابهای درسی و منابع آموزشی طراحی و تألیف میشوند.
آقابابایی با اشاره به نظام آموزشی جدید ۶-۳-۳ توضیح میدهد که آموزشهای رسمی فنی و مهارتی در این ساختار، با رویکرد «شایستگیمحور» و مبتنی بر آموزش حرفه طراحی شدهاند. در این الگو، دانش نظری و مهارت عملی بهصورت یکپارچه و درهمتنیده آموزش داده میشود و ملاحظاتی همچون ایمنی، محیطزیست و شایستگیهای غیرفنی نیز در متن آموزش گنجانده شده است. این نگاه در قالب «پودمان ـ شغل» در کتابهای درسی متجلی شده؛ پودمانهایی که مجموعهای منسجم از دانش، مهارت و نگرش را در قالب واحدهای یادگیری مستقل اما مرتبط ارائه میدهند و تصویری کاربردی از شغل برای هنرجو میسازند. با این حال، هدف آموزشهای فنی و مهارتی صرفاً پاسخگویی به نیازهای کوتاهمدت بازار کار نیست. به گفته آقابابایی، تمرکز اصلی بر پرورش نیروی کاری است که یادگیرنده، انعطافپذیر و قابل بهروزرسانی باشد. از همین رو، در کنار آموزش مهارتهای عملیِ منجر به اشتغال، بر تقویت مبانی دانشی، تفکر حل مسئله و توان تطبیق با فناوریهای نو تأکید میشود. این توازن میان «مهارتمحوری» و «دانشپایگی» بهعنوان معیار اصلی موفقیت کتابهای فنی و حرفهای معرفی میشود.
نکته کلیدی دیگر، ذینفعمحور بودن برنامههای درسی فنی و مهارتی است. آقابابایی تأکید میکند که بدون مشارکت فعال صاحبان مشاغل، صنایع تولیدی و بخش خدمات، این برنامهها عملاً نمیتوانند پاسخگوی نیاز بازار کار باشند. به همین دلیل، از تدوین سرفصلها تا اعتبارسنجی محتوا، تعریف شایستگیهای شغلی، بهروزرسانی فناوریها و حتی پیشنهاد پروژههای عملی، از ظرفیت صنایع و بخش خصوصی استفاده میشود. حضور فعالان اقتصادی در شوراهای تخصصی تألیف، تضمین میکند که محتوای کتابها همزمان با استانداردهای آموزشی و تحولات واقعی محیط کار پیش برود.
در حوزه بازنگری محتوا نیز، انعطافپذیری یک اصل اساسی است. بازنگری کتابهای فنی معمولاً در بازههای پنجساله انجام میشود، اما در رشتههایی که وابستگی بیشتری به فناوریهای نو دارند، این بازه کوتاهتر است. آخرین بازنگری در سال ۱۴۰۳ با مشارکت خبرگان حرفهای، بنگاههای اقتصادی، هنرآموزان و هنرجویان و طی یک فرآیند چندمرحلهای انجام شد و رشتهها بر اساس میزان ارتباط با فناوری و نیاز بازار اولویتبندی شدند.
در نهایت، برنامههای درسی فنی و مهارتی امکان تطبیق با نیازهای بومی را نیز فراهم کردهاند. اختصاص سه پودمان ـ شغل برای پاسخ به نیازهای منطقهای و در اختیار گذاشتن ۱۰ تا ۲۰ درصد از زمان آموزشی به استانها، این امکان را ایجاد میکند که هنرستانها بهجای نسخهای واحد، آموزشهایی متناسب با بازار کار محلی ارائه دهند و هنرجویان را برای اشتغال در همان منطقهای که آموزش میبینند، آماده سازند.