برای عبور از این پیچ خطرناک، چند محور اساسی باید مورد توجه قرار گیرد.محور نخست، بهرهگیری از فرصت دیپلماسی است. در شرایطی که منطقه و جهان دستخوش تغییرات سریع است، ایران باید بتواند با مدیریت تهدیدها، زمان را به نفع مطالبات ملی و ظرفیتهای بینالمللی خود پیش ببرد.تعلل در میدان دیپلماسی یا تقلیل آن به چند پرونده محدود، میتواند هزینههای تهدیدها را افزایش دهد، چنانکه پذیرش مطالبات زیادهخواهانه نیز منافع ملی را به حاشیه میبرد. از این رو تقویت ارتباطات همسایگی و نهادهای مخالف یکجانبهگرایی در شرایط فعلی هم راهگشاست، هم پیامی به غرب در برابر فشارها.
محور دوم، انسجام داخلی است. هیچ کشوری بدون پشتوانه وحدت ملی نمیتواند از تهدیدهای بیرونی عبور کند. انسجام داخلی صرفاً به معنای همگرایی سیاسی نیست؛ بخشی از آن به رضایت مردم از عملکردهای اقتصادی و اجتماعی بازمیگردد. حفظ معیشت شهروندان، ثبات نسبی در بازار و تقویت سرمایه اجتماعی، مکمل اصلی امنیت در آینده خواهد بود. از این منظر، کسانی که به دو قطبیها و شکافهای بیثمر دامن میزنند، بیش از آنکه درگیر رقابتهای سیاسی باشند، عملاً در زمین دشمن بازی میکنند. نهادهای مدنی و تشکلهای مردمی در این مسیر میتوانند ستونهای مهمی برای عبور از روزهای سخت باشند و هدایت جامعه به سمت آرامش را برعهده بگیرند.
محور سوم، امنیت به مثابه دفاع و قدرت است. امنیت ملی تنها بر پایه دیپلماسی یا اقتصاد بنا نمیشود؛ بخش مهمی از آن به توان نظامی و دفاعی وابسته است. نیروهای مسلح ایران تاکنون نشان دادهاند که در برابر هرگونه تجاوز، پاسخی قاطع و بازدارنده خواهند داد. این مولفه قدرت، در کنار انسجام ملی و دیپلماسی فعال، میتواند سپری مطمئن در برابر تهدیدهای پیشرو باشد.
ایران در این مقطع نهتنها نیازمند تصمیمهای درست و سریع است، بلکه بیش از هر زمان دیگری به ترکیب عقلانیت دیپلماتیک، انسجام اجتماعی و قدرت دفاعی نیاز دارد. تنها در این صورت است که تهدیدهای امروز میتوانند به سکویی برای عبور به فردایی باثباتتر تبدیل شوند.
جعفر رضایی – مدیرمسئول