۱۴۰۵-۰۳-۱۳ ۰۵:۰۱

توسعه بدون قطب‌نما

در ظاهر همه‌چیز رو به رشد است. اعداد و ارقام از جهش چشم‌گیر تأمین مالی ارزی در چهار سال اخیر حکایت می‌کنند: از ۳۹ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۸ به بیش از ۶۸ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۲. اما آیا این «رشد» واقعاً موتور اقتصاد ایران را روشن کرده؟ تولید جان گرفته؟ صنایع راه افتاده‌اند؟ یا کشاورزی رونق گرفته؟ پاسخ، متأسفانه منفی است.

تأمین مالی، اگر بدون راهبرد باشد، دقیقاً مانند ریختن آب در زمینی شور و کم‌عمق است. با وجود افزایش منابع، خروجیِ اقتصادی متناسبی دیده نمی‌شود. چرا؟ چون هنوز پاسخی روشن به یک پرسش اساسی نداریم: قرار است این منابع دقیقاً در خدمت کدام بخش‌ها باشند؟

اقتصاد ایران نه‌تنها فاقد «اولویت‌گذاری توسعه‌ای» روشن است، بلکه نهادهای متولی سیاست‌گذاری در عمل اغلب به جای راهبری، به توزیع‌کنندگان منابع مالی تبدیل شده‌اند. بدون شاخص‌های مشخص، بدون چشم‌اندازهای معین، و بدون ارزیابی اثربخشی.

در چنین شرایطی، سیاست‌گذار پولی و مالی از هم می‌پرسند: چرا صنعت و کشاورزی، با وجود دریافت سهم بالای ارز، هنوز دچار رکودند؟ پاسخ ساده است: چون صرفاً دریافت منابع مساوی با تحرک اقتصادی پایدار نیست. منابع وقتی معنا دارند که در مسیر یک راهبرد ملی منسجم هزینه شوند، نه آن‌که صرفاً برای پوشاندن صورت‌مسئله‌ی امروز، بدون فکر به فردا.

از سوی دیگر، ساختار تأمین مالی در ایران به‌شدت بانک‌محور است. ۸۰ تا ۸۵ درصد تأمین مالی کشور از شبکه بانکی می‌گذرد؛ نظامی که ذات آن تأمین سرمایه در گردش و نیازهای کوتاه‌مدت است. در غیاب یک بازار سرمایه توسعه‌یافته و توانمند، پروژه‌های زیرساختی و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت یا متوقف می‌شوند یا وابسته به بودجه‌ای که خود درگیر بازپرداخت بدهی‌های گذشته است.

بازار سرمایه نیز به‌رغم رشد برخی ابزارها مانند انتشار اوراق یا تأمین مالی جمعی، هنوز از چند چالش رنج می‌برد: نبود اعتماد عمومی، ناپایداری مقررات، نبود بازار ثانویه کارآمد برای ابزارهای جدید، و مهم‌تر از همه، ضعف در پیوند دادن پس‌اندازها به تولید مولد.

در این میان، تأمین مالی اغلب یا در قالب بازی‌های حسابداری مانند افزایش سرمایه از سود انباشته رخ می‌دهد، یا در خدمت پرداخت بدهی‌های انباشته گذشته، نه سرمایه‌گذاری جدید. این یعنی اقتصاد در حال چرخیدن دور خودش است، نه حرکت به جلو.

شاید وقت آن رسیده که نظام تأمین مالی ایران دوباره طراحی شود؛ نه با شعار، بلکه با بازتعریف مأموریت بانک‌ها و بازار سرمایه. بانک‌ها باید به مأموریت اصلی خود یعنی تأمین مالی کوتاه‌مدت بازگردند، و ابزارهای مالی بلندمدت از مسیر بازار سرمایه توسعه پیدا کنند. این امر نه تنها به اصلاح ترازنامه بانک‌ها کمک می‌کند، بلکه شفافیت، پاسخ‌گویی و بهره‌وری را در تخصیص منابع ارتقا می‌دهد.

اما شرط لازم همه این‌ها، وجود راهبرد توسعه‌ای شفاف و الزام‌آور است. بدون این قطب‌نما، تأمین مالی هرچقدر هم زیاد شود، فقط عددها بزرگ‌تر می‌شوند، نه اقتصاد.

حمید میرزایی نژاد-صاحب امتیاز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پذیرش آگهی

چاپ انواع آگهی روزنامه های کثیرالانتشار

پاسخگویی 24 ساعته

پذیرش تلفنی 66973817-021