اقتصاد کشور را در منگنه گذاشته و با از کار انداختن صنایع، بازار کار و رشد اقتصادی را به نابودی کشانده است. بی شک نمی توان یک فرد یا گروه را عامل صد در صدی بروز این مشکل برشمرد، چرا که ریشه این بحران را باید در عوامل متعددی جستوجو کرد، عواملی که در سالیان پیش بی توجهی به آنها آغاز شده و در سالهای اخیر همانند زخمی که سر باز کند فرصت بروز و ظهور یافته است. از جمله عواملی که در این زمینه بیش از هر چیزی خودنمایی می کند عدم سرمایه گذاری مناسب در زمینه تولید برق است و مورد دیگر سوءمدیریتی است که مدیران ارشد و میانی نقش پررنگی در آن ایفا کرده اند. گر چه تحریم دلیلی عمده برای اختلال در سرمایه گذاری محسوب می شود و اگر تحریم ها مانع سرمایه گذاری در کشور نمی شدند بدون شک اکنون چنین حال نزاری برای صنعت برق فرصت خودنمایی نمییافت؛ اما کوتاهی و عدم خلاقیت و اراده مدیران ارشد و میانی برای جذب سرمایه گذار داخلی و نیز بوروکراسیهای اداری پیچیده و خسته کننده مزید بر علت شده است تا ابر و باد و مه و خورشید و فلک همگی دست به دست یکدیگر دهند تا در ناترازی های پیاپی برق، پدیده خاموشی رخ نمایان کند و شهروندان در دمای بالای ۵۰ درجه تابستان با بی برقی روزگار بگذرانند و صنایع مادر و نیز صنایع خرد به مرگ تدریجی دچار شوند. پر واضح است اگر وضع به همین منوال سپری شود و تغییری در وضع موجود حاصل نشود نه تنها اقتصاد به طور کامل فلج خواهد شد که مشکلات ریز و درشت اجتماعی حاصل از آن (مسائلی همچون فرار سرمایه و بیکاری فزاینده از یک سو و گسترش فقر از سوی دیگر) گریبان کشور را خواهد گرفت. لذا پیش از هر چیز باید از گسترش هر چه بیشتر ناترازی جلوگیری کرده و با تدبیر راه سرمایه گذاری داخلی و خارجی را هموار کرد، از سوی دیگر با متنوع کردن راه های تولید برق بر میزان توان تولید افزود. نباید فراموش کرد که آموزش مصرف بهینه به شهروندان نقش بسزایی در مرتفع کردن مشکل ناترازی ایفا می کند و به عنوان مسکن موقت برای گذار از این شرایط بغرنج می تواند راه گشا باشد. به هر روی مادامی که برای حل این ابرچالش چاره اندیشی نشود باید منتظر اتفاقات ناخوشایند در ابعاد بسیار وسیع تر بود که هیچکس از تبعات منفی آن در امان نخواهد ماند.
الهام زادمهر ( روزنامه نگار)